گزارش|حضور ناو هواپیمابر آمریکایی در خلیج فارس؛ تهدید واقعی یا جنگ روانی؟

در اثر تداوم حمایتهای ایالات متحده از عراق، توان رزمی عراق در سال ۱۳۶۶ با گسترش سازمان و خرید و تولید تجهیزات نظامی افزایش یافت به ­طوری که در نیمه دوم همین سال، عراق تنها در منطقه جنوب، از فاو تا چنگوله، ۴۳۵ گردان نیروی پیاده، زرهی و مکانیزه مستقر کرده بود که ۱۳۰ گردان آن در احتیاط و ۳۰۵ گردان درگیر بودند در حالی که مجموع نیروهای ایرانی در این منطقه به ۱۰۰گردان نمیرسید. در ۳۱ تیر ۱۳۶۶ و آغاز عملیات اراده قاطع، که هدفش محافظت از نفتکش های کویتی بود که با پرچم آمریکا حرکت میکردند، نفتکش اصالتا کویتی بریجتون، که به همراه یک ناوگروه آمریکایی حرکت میکرد، پس از عبور از تنگه هرمز به مین دریایی که تصور میشد نیروهای ایرانی کار گذاشته بودند برخورد. زمانی که ناپلئون با عبور از بحران اسپانیا و گشودن جبهة شرق مرحلة جدیدی از لشکرکشیهای خود را آغازید، کلکته و لندن در مورد ضرورت توجه جدیتر به تهران به توافق رسیدند. مثلا در مورد برجام که صحبت شد، اولین مراحل آشکارشدن اختلافهای ایران و جامعه بینالمللی به سرکردگی آمریکا، در موضوع پرونده هستهای ایران، وقتی مطرح شد که آقای کالین پاول، وزیر خارجه اول جورج دبلیو بوش، خیلی صریح گفت ایران به دلیل اینکه یکی از غنیترین منابع سوخت فسیلی را دارد، اساسا نیازی به برنامه هستهای ندارد و نظامی و غیرنظامیاش مهم نیست، اصلا نباید برنامه هستهای داشته باشد.

آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۲۰ با تشدید رقابت میان کشورهای روسیه، انگلستان و آمریکا همراه شد. امریکاییها اعلام کردند: «ناوگان نظامی آمریکا از این پس به هر شناوری که در حال مین ریزی در دریا باشد حمله میکند.» ۳۰ شهریور ۱۳۶۶ در اولین حمله به کشتی تدارکاتی «ایران اجر» در آبهای بین المللی حمله کردند و پنج نفر از خدمه کشتی را شهید کردند و تعدادی را اسیر. آمریکاییها در پاسخ اعلام کردند که صحنههای جدیدی را نمایش میدهند که خدمه کشتی «ایران اجر» را در حال انداختن مین در دریا نشان میدهد. دلیل توقیف این کشتی مسائل مالی عنوان شده بود. دیروز تلویزیون آمریکا این را به عنوان زدن یک قایق در حال مین ریزی پخش کرد و طبق معمول به افکار عمومی دنیا دروغ گفت. ایران در واکنش به حمله آمریکا با استفاده از دو ناوچه سهند و سبلان، قایق توپدار جوشن و چند قایق تندرو، به همراه دو هواپیمای اف ۴، تلاش کرد که به نیروهای آمریکایی ضربه بزند.

در این عملیات دو تن از خلبانان بالگرد کبرای توپدار آمریکایی نیز کشته شدند. آلمانی­ ها مواد لازم برای سلاح شیمیایی در اختیار آنها میگذاشتند، مجامع بینالمللی نیز به­ طور وسیع با سکوت خود این جنایات را تأیید میکردند. برخی فکر میکردند که این ماکت بنا است در پروژهای سینمایی استفاده شود. در گزارش پیش رو اما به موضوع مهمتری خواهیم پرداخت: جنگ میان ایران و آمریکا چهقدر محتمل است و چه پیامدهایی میتواند داشته باشد؟ هاشمی رفسنجانی در خاطراتش مینویسد: «خبر رسید آمریکا به دو سکوی نفتی حمله کرده و آن را به آتش کشیده است. واقعیت این است که مردم آمریکا از جنگ عراق درسهای زیادی گرفتهاند و نسبت به ماجراجوییهای کشورشان در خاورمیانه بدبینتر شدهاند. از آنجا که خط لولهای میان سکوهای نفتی میدان رشادت و میدان رسالت وجود داشت، حمله آمریکا به سکوهای میدان نفتی رسالت هم آسیب زد. یکی از انتقادها به ماجرای استقلال بحرین در دوره شاه، این است که چرا مثلا شاه رفراندوم و نتیجهاش را پذیرفت اما با حکومت بحرین یک بیانیه یا تعهدنامه درباره اکثریت شیعه آنجا امضا نکرد؟ از آنجا که کشتی مینروبی در دسترس نبود، محافظ ناچار شدند در پناه نفتکش بریجتون حرکت کنند تا به مین دریایی نخورند.

آنها میگفتند مینهای دیگری در منطقه یافتهاند که مشخصاتشان با مینهای یافته شده در کشتی ایران اجر مطابقت داشته است. ایران گفت که منطقه برخورد مین به کشتی آمریکایی، در نزدیکی بحرین، مستمرا تحت کنترل نیروهای آمریکایی و کشورهای عرب بوده و ایران امکان مینگذاری در آن را نداشته است. در نهایت ایران ۲۸ مهر نامهای اعتراض آمیز به سازمان ملل نوشت که آمریکا به سکوهای غیرنظامی اش حمله کرده است و ایران این حمله را بی جواب نخواهد گذاشت. از اواسط دهه 60 و در اثنای دفاع مقدس آمریکا ناوگان خود را بهصورت جدی برای حمایت از ارتش صدام در جنگ با ایران وارد خلیج فارس کرد. برای ایران خلیج فارس میدان نبرد با آمریکاییها بود. در ۲۹ فروردین ۱۳۶۷ نیروهای نظامی آمریکا با چند گروه سطحی نبرد را آغاز کردند. در واکنش به این اتفاق، دریابد «ویلیام کراو» رئیس وقت ستاد مشترک آمریکا، در این باره نوشت: به نظر میرسد که تهران تصمیم آگاهانهای گرفته است که به رغم همه خطرات با آمریکا مقابله کند.

دیدگاهتان را بنویسید