نظام اخلاقی اسلام عقلانی وحیانی است

اما در مبنای فضیلتگرایی که اخلاقی بودن به ملکات و فضایل نفسانی فاعل بر میگرداند، ارتباط اخلاق و اجتماع قدری بیشتر به بررسی نیاز دارد. در ارزشهای حقوقی، نیت فاعل و تأثیرات درونی و حسن فاعلی مد نظر نیست. وقتی به ویژگی های منفی افراد فکر می کرده و یا در موردشان صحبت می کنیم، آن خصوصیات منفی را به سوی خود می کشیم. از جمله اقتضائات این امر آن است که نهادهای سیاسی و اجتماعی در جامعه چنان سامان یابد که امکان تحقیق، مطالعه و تعقل آزاد و مستقل در جامعه فراهم باشد، و افراد جامعه بتوانند آزادانه خرد بورزند.

در ادامه نشست دکتر مرتضویان در خصوص توسعه انسانی و اخلاق اجتماعی موضوعاتی را مطرح کردند.وی با اشاره با اینکه توسعه اجتنابناپذیر است و قطار توسعه از حرکت باز نمیایستد گفت:طی دهههای ٥٠ و ٦٠ میلادی توسعه به معنای رشد اقتصادی تلقی میشد.در ایران نیز توسعه با همین شیوه آغاز شد و همواره از سوی کارشناسان ومتفکران این نگرانی وجود داشت که ادامه این روند بیشک با بحرانهایی همراه خواهد شد.انقلاب سال 57 ایران نیز نوعی واکنش شدید در مقابل نوسازی و توسعه بیسامانی بود که در جامعه جریان داشت.این نوع نوسازی بیشتر به ظواهر و اقتصاد میپرداخت و سایر حوزه ها را تقزیباً کنار گذاشته بود.بنا به گفته ایشان راه حلی که برای رفع بحرانهای پیشروی توسعه از سوی متفکرانی همچون هانتینگتون ارائه شد این بود که همزمان با رشد اقتصادی که ضرورتاً فروپاشی جامعه را به همراه دارد نهادهای اجتماعی و سیاسی متناسب بوجود آید.تقریباً از همان زمان بود که توسعه اجتماعی و سیاسی به سوی مفهوم نهادینگی سوق پیدا کرد.وی در ادامه افزود:در کشور ما انقلاب باعث از بین رفتن نهادهای قدیمی شد.البته این خاصیت انقلاب در تمام نقاط دنیا است.مشکل از جایی شروع شد که بعد از این تخریب، نهادسازی جدید مطابق با تغییرات صورت گرفته در جامعه اتفاق نیفتاد.این درحالی است که فقدان نهادها در جامعه باعث انحراف و سردرگمی میشود.در توسعه پایدار هم ایجاد نهادهای اجتماعی مناسب در سطوح مختلف مورد تاکید قرار گرفته است.چون نهادها محل بروز عقل جمعی هستند.

دربحث توسعه اخلاق نیز به طرح این مسئله پرداخته شد که چگونه تغییرات اجتماعی در ایران بحرانهائی را به همراه داشت.این امر باعث شده نوعی مسابقه برای عبور منفی در جامعه بوجود آید.در چنین شرایطی ایثار می تواند به عنوان یک پایه اخلاقی مورد توجه قرار گیرد. نکته و ملاحظهی مهم دیگر اینکه دو نوع نگاه و تلقی از اخلاق قابل تمایزند: یکی اخلاق ایدهآل و به اصطلاح تلقی اخلاق بهعنوان مجموعهی مکارم اخلاقی که شامل سطوح و لایههای والاتر و راقیتر و متعالیتر اخلاق مانند ایثار و از خود گذشتگی است.

دکتر مرتضویان در بخش دیگری از سخنانش گفت:در ادبیات توسعه ،اخلاق هیچگاه با مذهب یکی تلقی نشده است.اخلاق،حقوق هم نیست.چون حقوق گریزگاههایی دارد.اخلاق،هنجارهای اجتماعی هم نیست .در این خصوص مباحث زیادی از سوی متفکران مطرح شده است که اشاره به دو نکته حائز اهمیت میباشد.یکی بحث مربوط به ایثار است.باید گفت جامعه جائی شکل میگیرد که افراد ،خیر جمعی را بر خیر فردیاشان ترجیح دهند و جائیکه اراده آزاد آدمی به حرکت درآید.بحث دیگر در خصوص اخلاق، به سبک زندگی باز می گردد و اینکه چنین سبکی تا چه اندازه در راستای اصول اخلاقی جهتگیری شده است.بنا به گفته ایشان توسعه اخلاقی دقیقاّ از درون بحث توسعه انسانی و حرکت آن به سمت شاخصهای کمی و سپس کیفی بیرون آمده است .در تمام بخشهای توسعه اگر اصول اخلاقی حاکم نباشد انحرافات جبرانناپذیری به همراه خواهد داشت.

ابتدا دکتر سید محمود نجاتی حسینی دبیر نشست با اشاره به ضرورت بحث اخلاق اجتماعی و زیربنای نظری آن گفت:هر گونه بحث در مورد جامعه شناسی اخلاق به فلسفه اخلاق مرتبط است.امر اخلاقی بر خلاف امر معرفتی که با صدق و کذب همراه است با خوب و بد وخیر و شر در ارتباط است.در فلسفه اخلاق میتوان اخلاق را مجموعه اصول و هنجارهای ارزشی تعریف کرد که ما را وا میدارد به سمت امر خیر حرکت کنیم.بنا به گفته ایشان فیلسوفان حوزه اخلاق دو نوع برخورد با موضوع اخلاق داشته اند.اول اینکه از حیث تحلیلی به بررسی مفاهیم اخلاقی پرداختهاند.مثلاً وقتی از امر خیر صحبت میکنیم چه منظوری داریم .

در این نشست نیز قصد داریم اخلاق اجتماعی را مورد بررسی قرار دهیم.برای این منظور شاید لازم باشد مفهوم اخلاق اجتماعی را از دید سنتی که بیشتر به دستورات اخلاقی به فرد میپردازد خارج سازیم و به بررسی وضعیت اخلاق در جامعه بپردازیم. امروزه نیز دنیای غرب از اخلاق دم میزند، اما اگر در باورها و افکار آنان دقت کنیم در مییابیم که نگاه آنها به اخلاق با نگاه توحیدی متفاوت است؛ چون محورِ اخلاق در آن دومتفاوت است.

مطالعه مقایسهای میان این رویکردها و تفاوت در نگاهها، نشان میدهد موضوع اخلاق، واجد جنبههای کثیری است که هر یک از آنان در جای خود مهم و اساسی است. ↑ موسوی بجنوردی، «بررسی نقش اخلاق در فقه و حقوق(۱)و(۲)»، ص۱۲۸۵. هادی، اصغر، «مکارم الاخلاق(پژوهش پیرامون روایت تتمیم مکارم اخلاق و روایات همانند)»، اخلاق، ش۵و۶، ۱۳۸۵ش. بهزبان منطقی و فلسفی، احکامی همچون حسن عدل و قبح ظلم بهعنوان بنیانهای اخلاق، از نظر فلاسفهای مانند ابن سینا بهعنوان مشهورات بهمعنای اخص قلمداد شدهاند و مشهورات به معنای اخص گزارههایی هستند که در ظرف اجتماع و اذهان عموم انسانها مورد اذعان قرار گرفتهاند و واقعیت آنها همان اذعان و اشتهار عمومی آنهاست.

میتوان تمایز بالا را ذیل اخلاق در مقام تعریف یا اخلاق آرمانی و اخلاق در مقام تحقق و اخلاق متعارف هم صورتبندی کرد. «تربیت اخلاقی» تحقق عینی همه آموزههایی است که دانش «اخلاق» بدان فرامیخواند. مفاهیم صداقت، درستکاری، اعتماد و انصاف همه برای رهبری اخلاقی حیاتی هستند. بهلحاظ منشأ، بسیاری به خاستگاه اجتماعی برای اخلاق قائلند. در ارزشهای حقوقی، برخلاف ارزشهای اخلاقی، الزام و اجبار بیرونی وجود دارد و دولت و حاکمیت با قوهی قهریه، ضمانت اجرایی آنها را تأمین میکند و لذا محدود و محصور به قلمروی سرزمینی آن دولت است.

به این موضوع از نگاهی بالا و در سطحی کلان نیز میتوان نظر انداخت. برای اعتبار یافتن اخلاق لزوم توجه به خود سازی متناسب با فرهنگ دینی و اجتماعی و اقلیمی در هر اجتماعی از اهمیت به سزایی برخوردار است . بازتاب عمل انسان گاهی متوجه خود او، گاهی بستگان و گاهی نیز در سطحی وسیع تر یعنی متوجه جامعه می شود. از سوی دیگر انسان در قبال خدمات فراوانی که از جامعه دریافت می کند موظف به ارائه واکنشی مناسب است.

یعنی اگر مومنین در آیاتی به رعایت تقوا، زهد و دیگر مصادیق اخلاق فردی امر شده اند، اینها طبیعتا سازنده اخلاق اجتماعی و هویت جمعی مسلمین باید باشد. وی ادامه داد: آنچه در قرآن به عنوان فضیلت فردی مطرح شده است، در یک تقسیمبندی کلی میتواند در موراد متعددی عنوانبندی شود، در قرآن اخلاق حمیده فضایلی مانند اصلاح بین مردم، صدق، قول احسن، احسان و ایثار، پاکدامنی، اعراض از سخن باطل، اعتدال در امور، شکر وصبر که بسیار مورد تاکید است، کظم غیظ، تواضع، وفای به عهد است که به عنوان مصادیق فردی ایجابی مطرح شده است.

پاره ای دیگر از وظایف و آداب میهمانی، مختص به هر یک از میزبان و میهمان است که در اینجا می خواهیم به آنها بپردازیم. گفتنی است پاره ای از این وظایف و آداب برای پیش از برگزاری میهمانی و پاره ای دیگر برای پس از رفتن به میهمانی است که در اینجا به تشریح هر دو قسم می پردازیم. پس نقطه تمرکز فعالیتهای تربیتی موضوعی است که روی آن به امید ایجاد تحولی پایدار تأکید و تبلیغ ویژه مینماییم به صورتی که تمام همّ و غمّ و فکر و ذکر مخاطب، به آن معطوف و ذهن او بدان کاملا مشغول گردد و در خلوت و جلوت و خواب و بیداری بدان بیندیشد.

رسول خدا سرمشقى نیکوست براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مىکند». خالق هستی در کلام بیبدیلش به همین نکته اشاره میکند: ﴿فَبِمَا رَحْمَةٍۢ مِّنَ ٱللهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلْقَلْبِ لَٱنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ﴾؛ ای رسول ما! اهمیت و جایگاه اخلاق در سخنان رسول گرامی اسلام و پیشوایان معصوم علیهم السلام بیان شده است. با اندکی تأمل در این دعا، جایگاه سایر فرازهای این کتاب مبرهن میشود.

نخست تأکید بر نقش و جایگاه مهم نیّت در هر دو بینش اخلاقی است و دیگری تأکید بر بُعد عقلانی عمل در کنار ارادی بودن آن است. این استاد دانشگاه افزود: در خصوص رذایل و یا ضد ارزشهای اخلاقی هم میتوان به تکبر، غرور، کذب، سوظن تجسس غیبت، مسخره و عیب جویی کردن، قول لغو و باطل نفی لهو و لعب، غضب، بخل، اسراف و تبذیر، خیانت و مذمت نقض عهد که بسیار مورد تاکید بوده و موارد دیگری را می شود نام برد. این استاد دانشگاه افزود: اخلاق فردی به عنوان یک ساختار هویتساز ایمانی و اسلامی کارکردی دارد که باید در خدمت اخلاق جمعی قرار بگیرد.

وی افزود: اخلاق اجتماعی از فرهنگ عمومی یک جامعه که شامل عقاید، ارزشها و هنجارهای اجتماعی است حکایت دارد و در نگاه اسلام ضمن توجه به لزوم زندگی اجتماعی، مسئولیت اجتماعی و مسئولیت مشترک افراد بر محور روابط تعریف شده با اضلاع جامعه را از بدیهیات میشمارد. در هر حال، هراس از قساوت، و تلاش برای زدودن آن مهمترین انگیزه ای است که افراد را به سوی تأسیس ساخت سیاسی لیبرالی می راند. دوم اینکه اخلاقیات چه نقشی در زندگی جمعی و فردی ما بازی میکنند.فیلسوفان اخلاق معتقدند مهمترین نقش اخلاق این است که ما را به سوی یک زندگی سعادتمند پیش میبرد و هر جا اخلاق حاکم باشد نیاز به ابزارهای حقوقی و قانونی به عنوان ضمانت اجرا کم است.عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی افزود:اگر بخواهیم همین بحث را با وضعیت موجود تطبیق دهیم متوجه میشویم به خاطر پایین بودن سطح ارزشهای اخلاقی در جامعه بیش از گذشته به قوانین و ضمانت اجرای آنها نیاز داریم.وی در ادامه با اشاره به اینکه چون فلسفه اجتماعی یک فلسفه مضاعف است و از دل فلسفه بیرون آمده است منابع زیادی برای مطالعه در این حوزه وجود ندارد گفت:اغلب اندیشمندانی که در این حوزه آثاری به جای گذاشتهاند همچون هگل،کانت،منتسکیو،هابز و حتی فارابی و ابنسینا در حوزه فلسفه سیاسی کار کردهاند و آثار مجزایی در حوزه فلسفه اجتماعی ندارند.وی در ادامه با اشاره به اینکه بیش از آنکه فلسفه اخلاق مورد نظر جامعهشناسان باشد اخلاق اجتماعی حائز اهمیت است افزود: تفاوت عمده جامعهشناسی اخلاق و فلسفه اخلاق در این است که فلسفه با بایدها و نبایدها سروکار دارد اما جامعهشناس به دنبال نشان دادن امر واقعی اخلاق در جامعه و نشان دادن نسبت میان فرهنگ،جامعه و اخلاق است.اندیشمندانی همچون دورکیم،مارکس،زیمل،وبر،نیچه وهابرماس در حوزه اخلاق مسائلی را مطرح کردهاند اگرچه نمیتوان گفت آنها به تصریح در این مورد صحبت کردهاند، اما شاید بتوان دورکیم را مهمترین جامعهشناس اخلاقی دانست که اندیشهها و افکارش زیربنای جامعهشناسی اخلاق قرار گرفته است.از نظر دورکیم اخلاق هم در خدمت هویت فرد است و هم باعث تقویت نظم و انسجام اجتماعی میشود.او به طرح این مسئله میپردازد که چگونه میتوانیم از طریق درونی کردن، اخلاقیات اجتماعی را در جامعه تقویت کنیم.

وی در ادامه در پاسخ به این سوال که چرا جامعه ایران را به لحاظ اخلاقی جامعه آنارشیک میدانیم گفت:برای طرح این مسئله به دو عامل اشاره می کنیم.اول فزونی خواستهها در سه دهه گذشته و دیگری فقدان عدالت اجتماعی در جامعه.باید گفت اتفاقات و تحولات سه دهه گذشته باعث تسریع در روند آنارشیک بودن جامعه ایران شده است.در سه دوره سازندگی،اصلاحات و عدالتخواهی مقدماتی فراهم شد (البته هدف دولتمردان اصلاح جامعه بوده است و آنارشیک شدن جامعه جزء نتایج غیرارادی بوده است) که جامعه را آنارشیک کرد.با بررسی وقایع سالهای گذشته متوجه میشویم که نرخ تغییر در جامعه ایران بسیار بالا بوده و این یعنی بینظمی اجتماعی.نرخ تغییر در سه جریان نمود پیدا کرده.در دوران سازندگی شاهد نرخ بالای تغییرات اقتصادی و پولیشدن جامعه هستیم.تغییری که بیش از ظرفیت اقتصادی کشور بود.در دوران اصلاحات با تسریع توسعه سیاسی و نوسازی سیاسی روبرو هستیم.اگرچه کشور به این شکل از توسعه نیاز داشت اما باعث افزایش مطالبات مشارکت سیاسی و اجتماعی شد ؛درحالیکه ساختار سیاسی قادر به پاسخگوئی به این مطالبات نبود.در دولت هشتم و نهم شعارهای عدالتخواهی باعث فوران نیازها در طبقه متوسط رو به پایین شد.اقداماتی مثل توزیع پول در شهرهای کوچک و روستاها باعث تشدید این روند شد.بنابراین در طول سه دهه گذشته وفور نیاز در طبقات مختلف دیده میشود.دکتر کوثری در ادامه افزود:در چنین شرایطی که نیازهای طبقات مختلف رو به فزونی است باید چیزی به آن لگام بزند و اخلاق تنها ابزاری است که میتواند این کار را انجام دهد.اگر چنین نشود و اخلاق در این زمینه نتواند به درستی کارش را انجام دهد شاهد به همریختگیهای اخلاقی خواهیم بود.این فزونیخواهی در عرصههای مختلف بروز پیدا می کند.مثلا در حوزه خانواده با فزونیخواهی جنسی روبرو هستیم حال آنکه رشد ازدواج به اندازه این فزونیخواهی نیست.در عرصه اجتماعی با رشد تعارضها در عرصه عمومی مواجهیم.

دیدگاهتان را بنویسید