منظور از اخلاق چیست؟

شاخص (Index) نشان ميدهد كه وضعيت چيست؟ استاندارد نشان ميدهد كه آيا وضعيت مطلوب است يا نه؟ و آيا اهداف و سياستهاي تحقق يافته اند يا نه؟ همانطور كه گفته شد، ضعف در اخلاق حرفهاي، بر نگرش افراد نسبت به شغل، سازمان و مديران موثر بوده، و از اين طريق نه تنها عملكرد فردي، گروهي و سازماني را مختل ميكند، بلكه سازمان را ميتواند به بيراهه كشانده و سمت و سوي اهداف آن را گم كند. لذا اخلاق ریشه درونی دارد و اعمال برونی نمایانگر ساختار درونی انسان است.5 رفتار نیک، حاکی از پاکی درون است و رفتار بد، حاکی از آلودگی باطن.

محمول گزاره اخلاقی هم یکی از چهار زوج مفاهیم ارزش گذار زیر است: خوب، بد، درست، نادرست، باید و نباید، حق و وظیفه. آری موانعی در پیش است که باید در رفع آن بکوشد؛ لذا میتواند ایمان، در دایره اخلاق، بلکه سرمنشأ آن قرار گیرد و انسان را به سوی کمالات انسانی سوق دهد. ایمانی میتواند نقطه آغازین حرکت به سوی کمال باشد که بر پایه برهان استوار بوده و براساس بینش فراتر از ماده بنا نهاده شده باشد و حیات را جاوید بداند.

درباره مثالی که طرح شد می پرسیم در کدام نقطه بایستیم و بر اساس چه نظامی درباره کار خراط و باغبان ارزش داوری کنیم، بیرون از دل نهال یا در درون آن؟ تایکوا شرکت دیگری است که گذشته سؤال برانگیز آن باعث شد چنین پست سازمانی را در سازمان خود ایجاد کند. هرکس فطرت خود را بر طبیعتش چیره سازد و با خواسته های نفس مبارزه کند مالک نفس خویش خواهد شد و گرنه مغلوب نفس و گرفتار طبیعت تاریک خود است؛ کم من عقل اسیر تحت هوی امیر . بر این مبنا به نظر من رکن رکین اخلاق لیبرالی را می توان برسمیت شناختن “حقّ ناحق” بودن انسانهادانست.

معیار ایمان و سنجش در مبانی اخلاق اداری، اصل مقاومت پذیری یا استقامت در برابر ناملایمات است زیرا معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختیها، شکستها و ناامیدیهاست و استقامت رمز اساسی برای موفقیت است. در نظر پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) همه افراد جامعه ، موظف به مقاومت در برابر ستمکاران هستند و نباید نقش تماشاگر داشته باشند . در مقام بحث نهایت دقت را به خرج میدادند و حتی از یک حدیث هم برای اثبات حق صرف نظر نکردند؛ اما در مقام عمل، با دیگران دوستانه و صمیمانه رفتوآمد و مکاتبه داشتند.

آيا از نظر شاخصهاي عملكرد اقتصادي، قانوني و اخلاقي، ما وضع رو به رشدي نسبت به آنها داريم؟ آيا ما در تربيت انسان براي ساختن آينده با ايمان و باورمندي بيشتري نسبت به آنها عمل ميكنيم؟ فرد خیرخواه خواهان بقای نعمتهای خدا برای مردم است و هیچ دوست ندارد که به آنها بدی برسد. حتی رابطه با خدا نیز در پرتو این امر اصلاح میگردد. آراستگی هریک از دختر و پسر به ملکه عفت ، موجب پاکی ،صداقت و سلامت زندگی می شود و ارزش های دیگر را نیز در پی خواهد داشت ،امیر مومنان (ع)می فرماید : عفت ریشه ی همه نیکی هاست.

خود تأثير زيادي در اخلاق كاركنان دارد، حال بايد توجه داشت كه قوانين و مقررات مستقيماً بر رفتارهاي افراد در جهت اخلاقيتر شدن به گونهاي كه ضرر و زيان ناشي از رفتارهاي بد اجتماع به حداقل برسد، مؤثر است. بنابر اين در كشورهاي مختلف، ارزشها و اولويتهاي متفاوتي وجود خواهند داشت كه چگونگي عمل به مسئوليتپذيري را شكل خواهند داد. پزشكي كه فقط بيماري را تشخيص ميدهد و برابر ضوابط نسخه مينويسد، تعهد اجتماعي خود را تا حدودي انجام ميدهد ولي اگر سوالات او را پاسخ گفت و آموزشهاي لازم را در جهت بهبود زندگي بيمار و پيشگيري از شدت بيماري او داد و در كل انتظارات او را برآورد كرد، به مسئوليت اجتماعي خود نيز عمل كرده است و اگر به موازات همه اينها، به دنبال الگوها، مدلها و ابزارهايي رفت براي برون رفت در حداقل زمان ممكن از مشكلي كه ميتواند گريبانگير او در طولاني مدت باشد، و يا مثلا به خاطر رفع مشكلي حاد، شبانه به بالين بيمار در منزل او هم ميرود، در جهت انطباق اجتماعي عمل كرده است، مثل پزشكي كه در واكنش به درد شديد ناشي از عمل جراحي بيمارش و انتظارات او براي كاهش فوري از شدت درد، كه وظايف قانوني و حرفهاي و اخلاقي خود را در ارتباط با او به درستي انجام داده، براي اقدام متفاوت ديگري نيز در فكر و انديشه و مطالعه است.

در اين ارتباط بايد شاخصهاي اقتصادي مانند مشاركت عادلانه خانوارها، شاخصهاي قانوني مانند ميزان برابري افراد در برابر دستورالعملها و شاخصهاي اخلاقي و رفتاري در حوزههاي مختلف مانند ميزان انتفاع و يا خسارتي كه جامعه و يا سازمان از نحوه و سبك مديريت مديران ميبرد، مورد سنجش قرار گيرد. با توجه به آنچه كه گفته شد، ضرورت نهادينه شدن مسئوليت اجتماعي، به صحنه مشاركت آوردن مردم با كار تيميو بهبود و تداوم كيفيت زندگي و محصولات و بهرهگيري از فناوري پيشرفته و به روز است.

اين گفته به اين معناست كه مثلا يك بيمارستان آموزشي علاوه بر درمان بيماران، بايد با مردم تحت پوشش خود در تماس باشد و با جلب مشاركت جامعه، انتظارات و نيازهاي آنها را شناسايي و اولويتبندي كند و براساس نيازها و مشكلات جامعه، خدمات خود را عرضه كند. اخلاق عمومي، شامل مقرراتي است كه ما بايد در سراسر عمر آنها را رعايت كنيم. اين هم نمونهاي از رعايت اخلاق حرفهاي است. يعني تحليل محيطي مستمر و كارآمدي بهتر و اثربخشي بيشتر، در هر سازماني و تخصصي، بخشي از اخلاق حرفهاي است.

اخلاق و شیوه برخورد اجتماعی در اسلام، اخلاقی است واقعی که این دین با رعایت میانگین توان عموم مردم، و پذیرش ضعف بشری و به رسمیت شناختن انگیزه ها و نیازهای مادی و روانی انسان آن را ارائه کرده است. قطعا در پاسخگويي به اين سوالات و صدها سوال ديگر كه عملكردهاي مسئوليتپذيري را سنجش ميكنند، با استانداردهاي ملي، حقوقي، اقتصادي و فرهنگي خود فاصله داريم و همينطور در مواردي با استانداردهاي جهاني. همانطور كه عرض شد، مسؤوليتپذيري اجتماعي هم مانند انطباق پذيري اجتماعي، فراتر از پاسخگويي به نيازهاي جامعه است.

ولي واقعيت آن است كه در همه اين بخشها، حركت به سمت كيفيت و پاسخگويي به نيازها و انتظارات مشتري و اصلاح فرايندها و ارتقاء مستمر وضعيت كم و بيش وجود دارد كه بايد سرعت گيرد و عمق پيدا كند و تبديل به فرهنگ شود. به همين دليل است كه ميگوئيم اصل مذاكره، بله ولي در اصول، نميتوان به دنبال معادله برد – برد رفت. اخلاقيات را نميتوان مستقيم مديريت كرد، مثلاً رفتار مدير سازمان بر كاركنان و محيط كار به شدت تأثير ميگذارد، اولويتهاي اهداف استراتژيك مانند حداكثر كردن سود، افزايش سهم بازار، كاهش هزينهها و … گفت: مدتها طبابت نكردهام و درست نيست، در اين كار دخالت كنم.

عدم توجه به اخلاق كار در مديريت سازمانها، در كشور ما كه از يك سو بايد بر پايه ارزشهاي اخلاقي متعالي باشد و از سوي ديگر با كشورهاي پيشرفته جهان فاصله قابل ملاحظه دارد، در شرايطي كه انتظارات اجتماعي از سازمانها در باره مسائلي مانند محيط زيست، حقوق زنان، كودكان، معلولان، عدالت در استخدام و كاهش نيروي انساني، نيز افزايش يافته. نکتة اساسی این است که ما باید از تلویحینگری دربارة اخلاق حرفهای پرهیز کنیم. در پاسخ پرسش نخست، باید گفت: اظهار غیر از تظاهر است. استاندارد (Standard) به معناي نظم، قاعده و قانون است و چنين تعريف ميشود: تعيين و تدوين ويژگيهاي لازم در توليد يك محصول ( كالا ) و يا انجام يك خدمت.

بپردازيم به شاخصهاي اخلاقي و ارزشي در حيطه مسئوليتپذيري. اين سه حيطه عبارتند از : آموزش، پژوهش و عرضه خدمات. آن حضرت، یکی از سه نفر را کشت و دو نفر دیگر را اسیر کرد و خدمت پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آورد. مستفاد از اين آيات اين است كهاي انسان تو موجودي هستي بسيار با عظمت، مقصود از آفرينش كاينات تويي، تو گل سر سبد آفرينشي، تو ميوه درخت خلقتي، تو اول بايد خودت را بشناسي و سپس به اهميت وجودت پي ببري. ۳. ما بر سر آزمون(های) صحت که بهوسیله آنها اختلافنظرها در سطح نظریه اخلاقی حل فصل شوند، توافق نداریم.

اما بدان یاس های سپید احساسمان هنوز گرم گرمند. اما يك اصل مهم ديگر اينكه؛ همچون ساير فرايندهاي مبتني بر فعاليتهاي اجتماعي بشري، هيچ چيز نميتواند براي همه مناسب باشد. اخلاق حرفهاي ميگويد: استانداردها و معيارهاي هر تخصصي، در همه فرايندهاي كاري آن بايد رعايت شود. اكثر رفتارها و اقدامات ما اعم از مديران و كاركنان، ريشه در اخلاق دارد. ميتواند معضلات جدي را براي سازمان ايجاد كرده و مقبوليت و مشروعيت اقدامات آن را مورد سوال قرار دهد و درنتيجه توان و بازدهي و جو سازماني را تحت تأثير و تنش قرار دهد.

دیدگاهتان را بنویسید