معرفی و دانلود کتاب فلسفه زندگی موفق

حتی در درون هر کشور خوب شهروندانی که جملگی انسان های خوب باشند، برای همه گروه های مردم یکسان نیست، زیرا هر گروه کاری ویژه خود را دارد و از این رو به خوبی و صفات اخلاقی ویژه ای نیازمند است: چون محال است که یک جامعه سیاسی سراسر از مردانی نیک سرشت فراهم آید و چون با این وصف بر همه افراد آن فرض است که وظیفه خود را به بهترین وجه به جای آورند و ایفای هر وظیفه به بهترین وجه ناگزیر نیازمند فضیلت است و چون همه شهروندان نمی توانند فضیلتی یکسان داشته باشند، پس فضیلت شهروند خوب نمی تواند همان فضیلت انسان خوب باشد.

سستی اندیشه لاک، که تجربیات اعصار بعدی بطلان آن را عملآ ثابت کرده نه تنها در نحوه تفکر بلکه حتی در نحوه عمل سیاسی آن دسته از دولت های لیبرال جهان که بر پایه عقاید وی تاسیس شده اند تاثیر بخشیده و همه آن ها را در تاروپود تناقضی که ناشی از برخورد واقعیت ها با یک پندار فلسفی است گرفتار ساخته است. هر دو عقیده دارند به این که حقوق مدنی و سیاسی هرکس باید به اندازه هوش و دانش و شایستگی او باشد، زیرا ارسطو مانند افلاطون عدل را نه در برابری، بلکه در تناسب می داند و می گوید که اقتضای عدل آن است که هوشیاران و دانشمندان و شایستگان بیش از مردم کودن و نادان حقوق و احترام داشته باشند.

وی با بيان اينكه امروز اكثر مردم مهارت سخن گفتن را فرا نگرفتهاند، افزود: بايد در ارتباط كلامی دقت زيادی به خرج داد، مهارت در سخن گفتن يعنی حل كردن مشكلات با صحبت كردن؛ لذا برای اينكه با سخن خود به مشكلات نيافزاييم زوجين به خط قرمزهای همسران خود يعنی غرور مردان و عواطف زنان تعدی نكنند. قبل از آن که پیامبر اسلام آخرین دین خدا را برای مردم به ارمغان بیاورد . پیامبر اسلام می فرمایند:« روزه بگیرید تا تندرست باشید.» انسان در تمام سال آزادانه تغذیه می کند و معده انسان(مرکز همه دردها آن را داشته اند) از خوردنی و نوشیدنی پر می گردد.

کارکرد این شبکه مفهومی این است که مفاهیم پایه فلسفی را در حوزه علوم کاربردی تنزل داده و مفاهیم کاربردی را خلق نماید و در واقع یک شبکه مفهومی هماهنگ از فلسفه تا علوم ایجاد می گردد. ↑ ژیلسون، روح فلسفه قرون وسطی، ۱۳۷۹ش، ص۷، ۸. این عقیده که اندوختن ثروت حدی دارد که تجاوز از آن برای هیچ کس صحیح نیست، ارثیه ای بود که از ارسطو به قرون وسطی منتقل گردید ولی در طی زمان در مقابل اندیشه لاک به زانو درآمد.

« آنان که زندگی کردن خوب برایشان هدف است همواره در پی تحصیل لذات جسمانی هستند و چون تمتع از این گونه لذت ها به نظر می رسد که بستگی به مال و ثروت داشته باشد همه شان در فکر تحصیل ثروت هستند و از همین جاست که سوداگری در تحصیل ثروت پدیدار می شود. به عقیده او پیروزی در جنگ در بیشتر موارد نشانه برتری هوش و خرد فاتحان است و به آنان حق می دهد که شکست خوردگان را بنده خویش کنند، مخصوصآ اگر شکست خوردگان از مردمی باشند که در نظر ارسطو به حکم طبیعت برای فرمان برداری و زیردستی مقرر شده اند و چنین مردمی البته همان غیر یونانیانند.

راسل می نویسد: «هیچ ملتی اقرار نمی کند که به حکم طبیعت برای فرمان برداری ساخته شده است و تنها نشانه ای که ما را به قصد طبیعت دلالت می کند نتیجه جنگ است. نیز غرض از آن فنی که سرداران و پزشکان فرا می گیرند این نیست که آموخته خود را وسیله ای برای تحصیل ثروت قرار دهند؛ زیرا که هدف یکی از آن ها نیل به پیروزی در میدان جنگ و آن دیگری تأمین تندرستی افراد است و با این حال برخی اشخاص هستند که هر نوع صفت یا فنی را ابزار تحصیل ثروت قرار می دهند. بندگی علاوه بر خدایگان به سود بنده نیز هست؛ زیرا چون بنابر فرض بنده در ذات خود به داشتن فضیلت توانا نیست یا این توانایی را به اندازه خدایگان ندارد و جز پیشه های دستی کاری از دستش بر نمی آید و با پیروی از فرمان خدایگان دانا و پاکدل، دست کم می تواند از آن فضيلت ها بهره ای برگیرد.

ولی اگر بنده توانایی برخورداری از فضیلت را داشته باشد آنگاه به نظر ارسطو بندگی او ناروا و غیر طبیعی است. حال اگر بپذیریم که ثروت نیز (مانند چکش) نوعی ابزار است که برای نیل به مقصود به کار می رود، در آن صورت همین محدودیت که برای وزن چکش هست شامل مال اندوزی هم خواهد شد. از بین انواع مال اندوزی، نوعی هست که طبعآ جزئی از فن تدبیر منزل به حساب می آید و این بدان معنی است که فن تدبیر منزل باید چیزهای ضروری زندگی را که برای جامعه خانوادگی یا دولت مفید است، خود تهیه و انبار نماید.

پاسخ : زن بايد در موقع نماز تمام بدن حتّى سر و موى خود را بپوشاند، ولى پوشاندن گردى صورت و دستها تا مچ و پاها تا مچ لازم نيست، امّا براى اينكه يقين كند كه مقدار واجب را پوشانده است احتياط واجب اين است كه مقدارى از اطراف صورت و قدرى پايين تر از مچ را هم بپوشاند. پوشش مناسب: زن عفيف از انتخاب لباسهاي نازك و چسبان و رنگهاي تن و زنندهاي كه زمينه ساز جذب نامحرم به سوي او ميشوند، اجتناب ميورزد. نقش اساسي فلسفه عبارت از ايجاد زمينه فكري و عقلي براي مظاهر خارجي و محسوس يك تمدن و ديدگاههاي خاص آن است.

بخش قابل توجه از اشتغالات فلسفه صرف مخلوق عجيبي به نام شكاك مطلق شده است، هرچند كسي كه واقعاً شكاك مطلق باشد وجود ندارد واگر هم وجود داشته باشد ابطال رأي او محال خواهد بود. نمىگوئيم عامل اصلى فحشاء و فرزندان نامشروع منحصرا بى حجابى است، نمىگوئيم استعمار ننگين و مسائل سياسى مخرب در آن مؤثر نيست، بلكه مىگوئيم يكى از عوامل مؤثر آن مساله برهنگى و بى حجابى محسوب مىشود. بعلاوه پدران و مادران آزاد، گاه فرزندان خود را به بندگی می فروختند و یا سر راه می گذاشتند و نیز تا زمان سولون – قانون گذار آتنی قرن ششم پیش از میلاد – بدهکاری که از عهده پرداخت دین خود بر نمی آمد بنده بستانکار خود می شد.

ولی هیچ چکش سازی فقط به این دلیل نمی کوشد که چکش خود را تا آخرین حد امکان سنگین سازد و چکش ساز خوب این حد را رعایت خواهد کرد. ارسطو چون در همه کارها اعتدال را ضروری می دانست معتقد بود که در گرد آوردن مال و اندوختن دارایی خصوصی باید اندازه ای وجود داشته باشد و استدلالش این بود که مال یا دارائی، مجموعه افزارهای لازم برای زندگی خانوادگی یا اجتماعی است؛ ولی همچنان که هرافزار برای آن که به کار آدمی بخورد باید اندازه های معین داشته باشد و بیش از اندازه بزرگ یا کوچک نباشد، فن بدست آوردن مال نیز در صورتی طبیعی و معقول است که هدفش کسب نه حداکثر، بلکه حد لازم دارایی باشد.

ارسطو بدین سان نه تنها آئینی نادرست را برای توجیه تعصب قومی خود بهانه کرده، بلکه به همه فاتحان تاریخ جواز برده داری داده است. نیز هر کسی را صرفاً به این دلیل که قانون به وی حق داده است که شهروندان را در محاکم قضایی تعقیب کند یا این که خود به وسیله آنان مورد تعقیب قرارگیرد، نمی توان شهروند به حساب آورد. ارسطو می گوید: شهروند به این دلیل که در مکان معینی زندگی می کند شهروند نیست؛ چون در آن صورت اجنبی های مقیم یک شهر، یا بندگانی که در همان محل اقامت خدایگان خود مقیم هستند، همگی می بایست که شهروندان را در محاکم قضایی تعقیب کنند یا این که خود بوسیله آنان مورد تعقیب قرار گیرند، نمی توان شهروند به حساب آورد.

پوپر می نویسد که اندکی پیش از جنگ «پلوپونز» یعنی چند سالی پیش از تولد افلاطون جمعی از متفکران یونانی به مخالفت با رسم بندگی برخاستند که از برجسته ترین آنان پریکلس رهبر دمکرات ها و لوکوفرون سوفسطایی و آنتیس تنس دوست سقراط و خود سقراط را باید نام برد که همگی آئین برابری طبیعی آدمی زادگان یا برابری آنان را در برابر قانون به نحوی تعلیم می دادند. نخست باید گفت که بندگی یکی از پایه های اصلی نظام اقتصادی و اجتماعی جامعه یونانی بوده و چنان دامنه ای در یونان باستان داشته است که نظیرش را مثلآ در تاریخ ایران باستان نمی یابیم.

پس نمی توان گفت قوام حکمت متعالیه این است که طرح مسائل را از دین می گیرد، یا از دین هم می گیرد؛ چون این اختصاص به این مکتب ندارد. با تسلیم شدن به این فرض خیالی و قطعی پنداشتن آن بود که لاک دولت را از مسئولیت اساسی اش که دادن تعلیم و تربیت صحیح به اتباع کشور باشد معاف کرد؛ زیرا جدا چنین پنداشت که اولیای مسیحی اطفال، بهتر از دولت می توانند این وظیفه را آن جام دهند. «در مورد کودکان خردسال که نامشان در طومار شهروندی ثبت نشده است، یا در مورد سال خوردگانی که به علت کبر سن از آن جام وظایف شهروندی معاف شده اند، به همین سان عمل می کنیم.

ولی همچنان که پوپر خود می گوید بیشتر این متفکران «زندگی بحرانی و فاجعه آمیزی» داشتند و معروف ترینشان سقراط سرآن جام جان بر سر عقیده خود گذاشت. افلاطون معتقد بود که افزارمندان و صاحبان پیشه های دستی در سرشت خود از احراز کمال عقلی و تسلط بر هوس ها و شهوت های خویش ناتوانند و بنابراین مصلحتشان در این است که بندگان شایسته ترین مردمان و بهره مندان از «عنصر الهی» یعنی عقل باشند و بندگی بیان صورت هرگز به زبان بنده نیست، زیرا سعادت انسان به طور کلی در پیروی از عقل است. طبیعت دوست دارد که میان بدن های آزادمردان و بندگان فرقی بگذارد و از این جهت است که قوت جسمانی را برای آن جام کارهای نوکری نصیب بندگان کرده و نیروی عقل و فضیلت را به اربابان تخصیص داده است و گرچه اینان برای آن جام مشاغل پست بی مصرفند، ولی برای اداره زندگی سیاسی و اشتغال به فنون جنگ و صلح شایسته اند.

«اگر کشوری نمی تواند شهروندانی که جملگی انسان های خوب باشند، داشته باشد و با این همه از هر شهروندی انتظار می رود که کار خود را به نحوی خوب و شایسته آن جام دهد که این خود لازمه اش وجود فضیلت در آن شهروند است. اما از طرف دیگر، مردانی هستند که از این گونه استعدادها بی بهره اند و به هر تقدیر کاری جز اعمال جسمانی یا وظایف پیشه وری آن جام نمی دهند. در نتیجه در قبال فلسفه یونانی، فلسفه اسلامی وجود دارد اما اینکه مراد از اسلامیت چیست این محل بحث است.

دیدگاهتان را بنویسید