مجموعه 80 شعر کوتاه و بلند عاشقانه مولانا جان

خاصیت اشعار عارفانه مولانا این است که در رابطه با همه امراز هستی بیان شده است. در این کتاب مولانا سعی کرده است بخشهای اجتماعی و رفتار انسان در زندگی را آشکار کند و با اشعار خود، پندهای مهمی را به انسانهای دیگر بیاموزد. و نیز چه کسى مى تواند انکار کند که گاه یک شعر اخلاقى آنچنان در اعماق جان انسان نفوذ مى کند که یک کتاب بزرگ و پر محتوا کار آن را انجام نمى دهد. ولى در مقابل، شعراى با ایمان و پر همتى بودند که باج به فلک نمى دادند، و این قریحه ملکوتى را در طریق آزادگى انسان ها، پاکى و تقوا، و مبارزه با دزدان و غارتگران و جباران به کار گرفتند و به اوج افتخار رسیدند.

به بیان دیگر در این نوشته از یک سو به دنبال یافتن جایگاه معماری در شعر و اندیشۀ حافظ هستیم و از سوی دیگر اینکه از این طریق دریابیم انسان ایرانی عصر حافظ که مخاطب او بوده است، از معماری چه شناختی داشته است؟ جملات زیادی در وصف دوست و خوبی هایش او نوشته شده است و می توانید یکی از این متن و جملت کوتاه را در شبکه های اجتماعی برای دوستان عزیز خود به اشتراک بگذارید.

چه ارزشی برای معماری خوب قائل بوده است؟ به بیان دیگر از هر چه در گذشتۀ کشورمان بخواهیم بیشتر بدانیم باید آن را در ادبیات جستجو کنیم، که معماری نیز شامل آن است. استبداد ستیزی، استقلال محوری، آزادیخواهی، وطن دوستی، قانونمداری، و مردمسالاری (هر چند مردمسالاری دینی با مردم سالاری عصر مشروطه از یک جنس نیستند). این نکته برای معماران نیز لازم است بیدار باش مهمی باشد که در زمان طراحی هر فضایی، از خانه و دبستان و بیمارستان گرفته تا خیابان و بوستان و برج، در حال طراحی فضایی هستیم که در بسیاری از موارد، اصلیترین ظرفِ حس فضاییِ انسانها خواهد شد و این به نظر از آن نکاتی است که معماران میتوانند از زبان و بیان حافظ به صورتی چند باره به خود یادآوری کنند.

شعر انقلاب هر چند لهجهای انقلابی دارد، ولی از آنجا که مضامین آن با هنجارها و ارزشهای انقلاب اسلامی انطباق کامل ندارد، نمی توان آن را در تعریف با شعر انقلاب اسلامی یکی دانست. چند موضوع دیگر نیز در حوزۀ معماری در اشعار حافظ اهمیت دارد که خوب است به آن اشاره شود. «شعر انقلاب» هر چند شعری است که ریشه در انقلاب مشروطه دارد، ولی در مقاطع تاریخی بعد از انقلاب مشروطه – دوران حکومت رضاخان و محمدرضا – و تا به امروز همچنان به حیات خود ادامه داده است.

برای مثال در شعر انقلاب (عصر مشروطه) با نوعی غربباوری و شیدایی و شیفتگی در برابر فرهنگ غرب مواجهایم، به طوری که غرب به کعبه آمال بعضی از شاعران عصر مشروطه تبدیل میشود! البته برای برخی از افراد تعداد کنفرانس­های برگزار شده زیاد می­شود و سخنرانی به یکی از وقایع روزمره زندگی آن­ها تبدیل می­شود. پیروزی انقلاب اسلامی و درک حضور معنوی و با صلابت امام در جامعه، الهام بخش شاعران در خلق و آفرینش آثار ادبی با مضامین جدید شد و گفتمان ادبی ایستا و انفعالی قبل از انقلاب، تبدیل به گفتمان پویا و انقلابی شد و شعر معاصر در مسیر جدیدی به راه افتاد.

با پیروزی انقلاب در بهمن ماه 57 و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی و تأثیرپذیری شاعران معاصر از شخصیت انقلابی و سلوک معنوی واجتماعی حضرت امام(قدس سره الشریف)، لهجه ادبیات معاصر تغییر کرد و «گفتمان ادبی» جدیدی در حوزه ادبیات معاصر شکل گرفت که این گفتمان برآمده از بطن فرهنگ دینی و انقلابی و مبتنی بر آموزههای وحیانی و قرآنی بود. تو چه دانی که چه ها کرد فراقت با من؟ ديدمت ولي چه دور! این بیت علاوه بر اینکه با استفاده از اصطلاحات و مفاهیم معماری نشان میدهد که “محبت” در چه شرایطی به شکل ایدهآل خود خواهد رسید و اثر بخشیِ خود را خواهد داشت، از سوی دیگر نشان از درک عمیق شاعر از معماری دارد.

این بیت نیز در بین اشعار حافظ دارای نشانههای روشنی از درک و شناخت عمیق او از معماری است. اما متأسفانه در طول تاریخ ادبیات اقوام و ملل جهان، از شعر سوء استفاده فراوان شده است، و این ذوق لطیف الهى در محیط هاى آلوده آنچنان به ننگ کشیده شده است که گاه از مؤثرترین عوامل فساد و تخریب بوده است. هرچند که این دینستیزی در شعر رنگی از مبارزه با جهل، خرافات و تحریفات را دارد، ولی در مواردی نیز به کفر و الحاد کشیده میشود. به معنای سقف محدب، یا آسمانه است و “رواق” فضای سرپوشیده نیمهباز راهرو مانند و ممتدی است که برای ایجاد ارتباط بین فضاها کاربرد دارد و بیشتر در اطراف حیاطها ، در یک، دو، سه، چهار جبهه، یا اطراف یک فضای ساخته شده برونگرا ساخته میشود.

در برخی از ساختمانها مانند مسجد جامع یزد، مدرسه سپهسالار مدرسه معیرالممالک تهران، فضای ورودی توسط یکی از دهانههای رواق با حیاط ارتباط دارد. البته در این نکته تردیدی نیست در ذهن و زبان شاعرانی که در فضای انقلاب بالیده و قد کشیدهاند، منظور از «شعر انقلاب»، همان شعر انقلاب اسلامی است، ولی حذف پسوند «اسلامی» ناخودآگاه باعث خلط مبحث میشود و حتی گاهی ذهن اهل پژوهش و تحقیق را نیز در ارائه تعریفی جامع و مانع از «شعر انقلاب اسلامی» به اشتباه میاندازد. بیدل یگانه شاعری است که منعکس کننده ی اکثر اندیشه ها و عقاید و مضامین شعری مطرح شده در سبک هندی- چه شعرای ایرانی مقیم هند و چه شعرای بومی هند- است و به عبارت دیگر جامع جمیع تمامی شعرای این سبک به شمار می آید.

سپس رهبر انقلاب اسلامی در سخنانی با اشاره به نقش تأثیرگذار و برانگیزاننده اشعار برجسته و دارای مضامین والا تأکید کردند: شعرای امت اسلامی باید با اشعار پرمحتوای خود، در حادثه عظیم بیداری اسلامی، نقشآفرینی کنند. نیست؛ بلکه هدف از هنجار گریزی معنایی در این نوشتار، آن است که شعرای سبک هندی از جمله بیدل، با تأسی از شعرای پیشین سبک هندی نظیر: کلیم و صائب، به جهت دستیابی به معنی بیگانه، در مورد معانی و مضامین رایج در ادب فارسی و شخصیت ها و عناصر مشهور داستانی و قرآنی و اسطوره ای ، از زاویه ای غیر عرفی می نگرد و به خلاف آمدِ عادت در مورد آن به قضاوت می کند.

عنوان «سبک» و «سبکشناسی» از ابداعات ملک الشعرا بهار برای تقسیمبندی دورههای ادب پارسی است. و سوالات دیگری از این دست میتواند دربارۀ معماری برای ما مطرح باشد. تلاش کردن یکی از رازهای موفقیت است. اختلافنظرهایی که از آغاز تا کنون در حوزه تعریف شعر انقلاب اسلامی وجود داشته و دارد، به خاطر این است که ما در اغلب موارد «شعر انقلاب اسلامی» را با «شعر انقلاب» و «شعر عصر انقلاب» یکی میپنداریم، در حالی که هریک از این عناوین ماهیتی مستقل و متفاوت دارند. معنی شعر: کوچک شمردن مرگ و آغاز زندگی ابدی مضمون این شعر مولانا است. منظومه عرفان با تبیین رابطه خداوند و انسان، بر مبنای عشق، آغاز می شود.

از سوی دیگر شرط این که خانهای معمور و ساخته شده به ترتیبی باشد که بتوان آن را “طرب سرای” خواند، این است که مبنای ساخت آن، که در هندسهاش تجلی مییابد، عشق باشد. با این نگاه، بیت دوم را میتوان علاوه بر مشخصات ظاهری شخص، مشخصات فکری و معمارانه او در معماریِ ساخت یک رابطۀ محبتآمیز دانست و منظور شاعر را این طور دریافت که “احساسِ خوشِ بودن در محیط محبتآمیز، آن زمانی دست می دهد که، یار من آن عشق و محبت را به من داشته باشد”.

از سوی دیگر حافظ در این بیت نشان داده است که هر ساخته شدهای را ساختمان نمیدانسته و اشارۀ روشنی دارد که یک ساختمان به صِرف ساخته شدن دارای معماریِ خوب و به تبع آن حسِ خوب نیست و برای اینکه دارای معماری خوب باشد و به انسانی که در آن زندگی میکند و یا آن را میبیند حس خوب بدهد، لازم است مهندس و مهندسی آن ویژگیهایی داشته باشد. اما هر آدمی باید یک نفر را داشته باشد … بگذار این فصل پر از نور و غیض مرا سرگردان کند، همین که اسمش تابستان است و دشمن سرسخت درس و مشق، منِ نوجوان را بدجور شیفته خودش کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید