مجموعه “شعر روز پدر” برای تبریک به پدران ایرانی

دراین مجموعه بسیار ارزشمند اشعاری زیبا ؛ عاشقانه و ادبی از زیباترین اشعار زمستانی موجود میباشد. رد پاهایت روی برف برایم زیباترین نقاشی دنیاست؟ و مجبورت میکنم تا تو هم دلت برایم تنگ شود! تقريبا تا قرن چهارم هجري ديگر خبري از زنان شاعر نيست البته اين غيبت در مورد مردها هم صدق مي كند و تعداد مردان شاعر نيز تا قرن چهارم بسيار بسيار كم است. و دیگر اینکه اشاره به تقابل عرفان و مذهب با قرن پلاستیک و عصر ماشین با طبیعت. در حالی که شاعران مرد از ابتدا در شعرهاشون به این مسئله اشاره داشتهاند و در شعر آنها به وفور به علاقه خود به زن و معشوق زن خود بر میخوریم.

در حالی که بسامد برخی از واژهها در شعر زنان تفاوت معنیداری با شعر مردان دارد؛ که همین امر خواننده را به زن بودن شاعر متوجه میکند. ۶- در شعر مردان وسعت بکارگیری از قالبهای شعری و رعایت قافیهها و اصول ادبی بیشتر از شعر زنان به چشم میخورد. صفارزاده معمولاً با استفاده از زبان محاوره، اصطلاحات عامیانه، حتی مطرح کردن شعارها، تلاش میکند به شعر و زبان مردمی نزدیکتر شود.

نسبت به همه چیز دارای احساس قوی هستید و آماده انجام کارهای سخت. احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه… در حالی که در اشعار مردان به ندرت به شعری با احساس و عاطفه بر میخوریم. من زادگاهم را ندیدهام/ جایی که مادرم/ بار سنگین بطنش را/ در زیر سقفی فرو نهاد/ هنوز زندهست/ نخستین تیک تاکهای قلب کوچکم/ در سوراخ بخاری/ و درز آجرهای کهنه/ و پیداست جای نگاهی شرمسار/ بر در و دیوار اتاق/ نگاه مادرم/ به پدرم/ و پدربزرگم/ صدای خفهیی گفت/ دخترست!

زندگی رسم خوشایندی است/ زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ/ پرشی دارد اندازه عشق/ زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود/ زندگی جذبه دستی است که میچیند/ زندگی بعد درخت است به چشم حشره/ زندگی تجربه شب پره در تاریکی است… زن پارسا و مومنه وزاهده ای که یکی از بزرگترین عابدان زمان وبعد از زمان اوست وکرامات او را سینه به سینه ونسل به نسل شرح داده اند . و نیز میتوان بر این نظر تأکید کرد که غالب شاعران زن ما، جهان درون و بیرون را از چشم شاعران مرد ملاحظه کردهاند و همانند آنان عاشق زلف سیاه و خط و خال معشوقی زنبور میان بودهاند.

چیزی که در شعر شاعران مرد امروزی به ندرت دیده میشود. ستاره | سرویس محتوای کمک درسی – شعر «امید» از پروین اعتصامی درباره امید داشتن به خدا و یاری پروردگار است. او معمولاً در تمام آثارش به جریانهای سیاسی ایران و جهان نظر دارد. هر زنی دو مرد را دوست دارد ! سیاست محوری، در هر مجموعه آثار هر دو، آنها را به سمت صراحتگویی و بیان مستقیم متمایل میکند. در شعر صفارزاده، فرصتها گرانبهاترند و خواننده با شاعری مواجه میشود که اسلوب گرمارودی را در زبانی فشرده و موجزتر و با بار بیشتر از لحاظ اندیشه و تفکر میبیند هر دوی آنها، با استفاده از تعابیر مذهبی و قصص و آیات قرآن به صورت تلمیح و جهان مداری و سیاست محوری، رنگ و بوی خاص به اشعارشان بخشیدهاند.

اشاره به آئینها، اصطلاحات دینی و مذهبی، اشاره به اسمهای خاص تاریخی و جغرافیایی، از ویژگیهای شعر “سپهری” است. سهراب در شعر ندای آغاز نیز به فروغ اشاره می کند. ۲- در بیان مسائل عاطفی و خانوادگی و با احساساتی حادتر از مردان، شعر گفتن، یکی دیگر از ویژگیهای شعر زنان است که کمتر در شعر مردان جلوه کرده است. او به مرز جدیدی از صمیمیت شاعرانه دست یافته است؛ که در آن تصاویر شعریش، زلال، روشن، پاک و پر اشراق جلوه میکنند و گوئی قداست خاصی بر فضای شعر او حاکم است که او را از اندیشیدن به علائق و پسندهایش به جهان مادی باز میدارد.

۸- از نظر فکری شعر اکثر زنان وجه تمایز خاصی با شعر مردان دارد. از دیگر سو، وجه تمایز خاص خود را با شعر مردان، همچنان حفظ میکند. به سادگی میتوان یکی از علل توجه شاعرها به شعر فروغ فزخزاد، اشتراک شرایط زندگی آنها دانست. گرمارودی در بیشتر اشعارش به بیان عقاید مذهبی و گرایشهای دینی خویش پرداخته و به مناسبتهای مختلف مذهبی، شعرهای متنوعی سروده است. و طاهره صفارزاده هم از همان ابتدای شاعری و در اولین مجموعه اشعارش “رهگذر مهتاب” با قطعه ” کودک قرن” به طرح مشکلات و رویدادهای اجتماعی و تا حدودی سیاسی میپردازد و در آثار دیگرش، تقریباً تمام قطعات شعری او را مضامین اجتماعی، سیاسی و بعدها مذهبی در برمی گیرد.

تو هم تمام هنرت را به خرج دهي و آدمكت را كج و كُله بالا بياوري تا او با سنگريزه برايش لبخندی بسازد و دوربينت را روي نيمكت پارك روشن كند و بدو بدو بيايد كنارت روي زمين بنشيند و بگويد ” زود باش بغلم كن تا نگرفته عكسو” و بعد برگردد گونه ات را ببوسد تا يخ صورتت باز شود. به این صورت که ما از هیچکدام از الگوهای متداول برای شروع استفاده نکنیم.

اما پس از تقریباً هزار و دویست سال سابقه ادبیات فارسی فروغ موضوعاتی را با تصاویری جدید برای اولین بار در شعر فارسی مطرح کرد و مضامین جدید آفرید؛ مثلاً شاعران کهن جز به ندرت درباره زندگی خصوصی خود سخن نگفتهاند. به طور مثال، پاره شدن کفش و بخیه نما شدن آن از مسائلی بود که هر چند شاعران سبک عراقی و خراسانی هم با آن روبرو بودند و در طی زندگی خود به آن بر می خوردند؛ اما پیوسته از مطرح کردن آن در شعر خود طفره می رفتند.

ما هیچگاه نگاه زنانه عمیقی به جهان در ادبیات خود نداشتهایم. شاعرهها در تصویرسازی دو روش دارند؛ یا از همان فوت و فن قدیمیها استفاده میکنند که خود به خود، اگر شعرشان روشن و با معنی است لکن کهنه و تکراری و تقلیدی محسوب میشود . لذا ملاحظه میشود که نه تنها در گذشته بیشتر اشعار شاعران زن از جهت تصاویر و نیز انعکاس عواطف جنبهای تقلیدی داشته است، بلکه بعد از فروغ هم که حرکتی تحولی از این جهت آغاز شده بود جنبه تقلید و حتی کتمان عواطف همچنان ادامه مییابد. از مردان شاعر این دوره که کمتر به مسائل سیاسی و اجتماعی توجه نشان داده است میتوان به سهراب اشاره کرد که درونگرایی اختیار کرده و از این جهت مورد انتقاد معاصرانش قرار میگیرد.

پروین که کمتر خوانندهای پیدا میشود که دیوانش را بخواند و تحت تأثیر همدردیهای او (با محرومان و ستمدیدگان جامعه) قرار نگیرد. و از این نظر با اشعار خانم صفارزاده قابل مقایسه است. و از این نظر با هیچ شاعری قابل قیاس نیست. فروغ نیز در دو کتاب “تولدی دیگر” و “ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد” از خود محوری بیرون میآید و با نگرشی تازه به اجتماع و مسائل متعدد آن نظر میکند.

شاید به همین دلیل، از آوردن واژهها و اسامی، از زبانهای بیگانه خودداری میورزد. در تاریخ ادبیات ایران شاید کمتر شاعری به اندازه بهار اشعارش را به ثبت رویدادهای تاریخی، اجتماعی و سیاسی زمان اختصاص داده باشد. یا به تقلید از شعر موج نو دست به ساختن تصاویر تازه اما بسیار دور از ذهن میزنند و شاید یکی از علل پراکندهگوییشان همین عدم رعایت اصول در خلق اجزاء شعری است. شعر صفارزاده، فقط در بکارگیری بسامد واژههایی که مبین “زن بودن” سراینده است با شعر زنان مشترک است. شیوه بیان مستقیم یکی دیگر از ویژگیهای مشترک برخی از اشعار سپهری و فرخزاد است و همچنین سطور ساده شعری هم از ویژگیهای مشترک هر دوی آنهاست.

اشعار وی با گرمارودی در یک خطوط فکری مشترک است. وی یادآور شد: شاعر هميشه از حقيقت حرف ميزند. از سماعی حرف میزند، که جان را به رکس میآرد، روح را به وجد میآرد و مانند نماز، که دریچهای به سوی رحمت خداوند است، سماع را نیز وسیلهای برای سبکی روح و عروج روح تلقی کرده، آن را همچون عبادت برمیشومارد و از این حالت ذوق روح به دست میآرد.

یعنی به رویدادهای جامعه و تحولات اجتماعی و سیاسی توجه دارند، با این تفاوت که: مردان شاعر، به علت حضور همه جانبه در اجتماع، با دیدی بازتر به طرح مسائل و وقایع مختلف میپردازند و زنان به فراخور حال و تا آنجا که محدودیتهای خانه و اجتماع اجازه دهد. ۴- زنان شاعر، معمولا اهل مفاخره نیستند. نکتۀ دیگری که دارای اهمیت است اینکه، اگر پیدا شد که حافظ به عنوان یک شاعر، معماری را میشناخته، از آن لذت میبرده، و از آن مهمتر برای بیان مقصود خود همانطور که از اصطلاحات و امکانات موسیقی برای بیان مقصود استفاده کرده، از معماری نیز برای بیان مقصود استفاده میکرده، آیا شاعران هم عصر ما نیز می توانند با شناخت بیشتر از معماری آثار بهتری خلق کنند؟

دیدگاهتان را بنویسید