متافیزیک پایه و اساس فلسفه است

او بر موضوع فلسفه خالص، بر روی آثار فیلسوفان بسیار مشهور و نامی متمرکز شده است. آنچه که مسلم است، مرحوم دکتر مهدی حائری در عصر خودشان از اساتید طراز اول فلسفه اسلامی بودند و بعد که به آن سوی عالم تشریف بردند و شروع به تحصیل فلسفه غربی کردند از آغاز دوره لیسانس تا دوره پایان دکتری؛ به آن فلسفهها نیز مسلط شده بودند تا جائی که به جامعالحکمتین مشهور شده بودند. بعضاً طلبه نزد بنده و سایر اساتید میآید و اصرار میکند و امضا میکنیم که استاد راهنما یا مشاور او باشیم؛ بعد که این طلبه به مدارج علمی مراجعه می کند، به او می گویند که ظرفیت این استاد تکمیل است.

او در خانواده ای که سال ها مهد علم و فقاهت بود، پرورش یافت. پيامبر رحمت و مغفرت در سخنى ديگر مي فرمايند: اين ماه همانند ديگر ماه ها نيست زيرا هرگاه به شما رو آورد، همراه با بركت و رحمت است و آنگاه كه به شما پشت كند، آمرزش گناهان را در بردارد. نمیدانم شاید در سؤالات بعدی شما هم باشد و من همینجا خدمتتان عرض کنم. یک فایل دیگری هم تحت عنوان اولویتهای پژوهشی موجود باشد که آن دسته از طلابی که به ما مراجعه میکنند که من چه موضوعی انتخاب کنم.

در بحث چکیده هم این نکته را عرض کنم که همین چند شب پیش ما یک پایاننامهای داشتیم، بنده گفتم که چکیده باید با این عناصر باشد. هر چند بیانصافی هم نباید بکنیم و آن اینکه در دانشگاه هم ما اگر فردمحور باشم واقعاً پژوهشهای بسیار قوی و قابل توجهی داریم ولی به صورت کلی صحبت میکنیم. سپس چند تعریف براى آن ارائه مى گردد. چقدر خوب میشود که ما بتوانیم این محتوای خود را با اسلوب و شکل و روش قوی تر ارائه کنیم. آیا چنین معیاری، یعنی کاربردی بودن در حوزه رعایت میشود؟ ما طرح چنین پرسشى را به فال نیک گرفته، از آن استقبال مى کنیم.

این مسئله را از ابتدا به طلبه بگویید که طلبه وقت خودش و وقت ما را نگیرد و این همه انرژی صرف نکند. واژه فلسفه مانند بسیاری دیگر از کلمات در سنت غرب، ریشه در یونان دارد که به معنای «دوستداری دانایی» است که توصیفی زیبا از فلسفه است، ولی توضیح چندانی در مورد اینکه واقعا چیست ارائه نمیدهد. ببینید وقتی که یک طلبه میخواهد وارد یک پژوهش شود، یک سطح محتوایی و یک سطح مهارتی دارد. مؤسسات حوزوی انصافاً هم از جهت شکلی و هم از جهت محتوایی قوی کار میکنند. در بحث حوزهی سنتی بحث محتوا قوی است و از جهت شکلی ضعیف است.

به نظرم اگر میخواهید مقایسه کنید، باید حوزه را به دو دسته تقسیم کنید که یکی مؤسسات حوزوی و دیگری خود حوزهی سنتی و دیگری هم دانشگاه است. علت این است که آییننامه نه دست بنده و نه دست جناب استاد است. ما منكر نيستيم كه رهبانيت و ترك لذت در نقاطي از جهان وجود داشته است و شايد بتوان پوشش زن را در جاهايي كه چنين فكري حكومت مي كرده است از ثمرات آن دانست، ولي اسلام كه پوشش را تعيين كردند در هيچ جا به چنين علتي استناد جسته است و نه چنين فلسفه اي با روح اسلام و با ساير دستورهاي آن قابل تطبيق است.

حقیقت بی پایان است و مجهولات بی نهایت و حقیقت این است که هیچ کس جهان و حقیقت را درنیافته استو. همچنان كه امام كاظم عليه السلام به علی بن يقطين فرمود : تو را با نكاح متعه چه كار و حال آنكه خداوند تو را از آن بی نياز كرده است ” . و به ديگری فرمود : اين كار برای كسی روا است كه خداوند او را با داشتن همسری از اين كار بی نياز نكرده است . و اما كسی كه دارای همسر است ، فقط هنگامی ميتواند دست به اين كار بزند كه دسترسی به همسر خود نداشته باشد ” .

در اصل به معنى كم كردن و نقصان است و در بسيارى از موارد در كوتاه كردن صدا يا كم كردن نگاه گفته مىشود، بنا بر اين آيه نمىگويد مؤمنان بايد چشمهاشان را فرو بندند، بلكه مىگويد بايد نگاه خود را كم و كوتاه كنند، و اين تعبير لطيفى است به اين منظور كه اگر انسان به راستى هنگامى كه با زن نامحرمى روبرو مىشود بخواهد چشم خود را به كلى ببندد ادامه راه رفتن و مانند آن براى او ممكن نيست، اما اگر نگاه را از صورت و اندام او بر گيرد و چشم خود را پائين اندازد گويى از نگاه خويش كاسته است و آن صحنهاى را كه ممنوع است از منطقه ديد خود به كلى حذف كرده.

اگر به انسانی ابراز علاقه کردید، فرد را نیازمند احساسات و عواطفی می کنید که در او شکل داده اید. میدانید که چندین بار نسخهی آییننامهی موجود تغییر کرده است که اخیرا به صورت کتابچهای درآمده است. این را چندین بار خود بنده در جلسات هم گفتهام. بنده این را در چندین جلسه گفتهام ولی متأسفانه هنوز فکری برای آن نشده است. با وجودی که نزدیک به 90 سال از نگارش این کتاب میگذرد، هنوز هم میتواند برای کسانی که در اول راه فلسفه هستند یکی از بهترین کتاب های مقدماتی فلسفه باشد. حالا سلیقهای هست یا نیست، سلیقهی این کتاب است و ما ملزم هستیم که طبق همین پیش برویم.

من چندین جلسه داشتم که چقدر از اساتید همین تعبیر را به بنده گفتهاند که اینها که شما میگویید بحث ویراستاری و شکلی است و همهی اینها سلیقهای است. سلیقهای است یعنی چه؟ شاید کار خوبی هم انجام داده است، یعنی اگر آن بخش جدا شود، کار خوبی است ولی ارتباط آن با عنوان خیلی مشهود نیست. البته یک پیشنهاد دیگری هم برای بخش مدارج علمی و حوزهی علمیه هست. است. در آخر پیشنهاد می کنیم مقاله با چه کسانی نباید ازدواج کرد؟ لکن پیشنهاد من نوعاً به طلبهها وقتی که مراجعه میکنند این میشود که میگویم در حوزهای که خودتان فعالیت دارید، در همان حوزه موضوعی را مطرح کنید و کار کنید.

تنها شامل تشریفات ازدواج که صرفاً عمل تقدیسی است، نمیشود؛ بلکه پیمان میان زن و شوهر و اموری را که ازدواج با آنها تکمیل میشود را نیز شامل میشود. خیلی از موضوعات را میبینید که این نکات رعایت نشده است. تازه کارهای خوب اینطوری هستند، کارهای ضعیفتر که در محتوا مشکل دارند، در ساختار مشکل دارند، در ویراست مشکل دارند، بعضاً جملهبندیها خیلی اشکال دارد. شما بیایید این امتداد را تأمین کنید، و این ممکن است؛ کمااینکه خود توحید یک مبنای فلسفی و یک اندیشه است؛ اما شما ببینید این توحید یک امتداد اجتماعی و سیاسی دارد.

مثلاً عزیزی هست که ۱۰ سال است ادارهی مسجدی را در تهران بر عهده دارد. که بگذریم ، فلسفه را میتوان به جرات مهمترین پدیده ای که روی بشر تاثیر داشته،معرفی کرد.همانطور که در ادامه خواهم گفت و شاید بسیاری از شما بدانید،تمام امور انسانی که امروز وجود دارند و مربوط با تفکر و اندیشه انسان بوده اند،به جز مواردی استثنا،همگی حاصل فلسفه هستند. من عرض میکنم: شما که الان ۱۰-۱۵ سال است که مسجدداری میکنید، یک کاری در خصوص نقش مسجد در فلان پدیده را کار کنید و اهل مطالعه هم باشید و تجربیات خودتان هم هست و در جایی شاید کار شما نیاز به پیمایش و کارهای آماری هم داشته باشد و میتوانید انجام دهید.

بنده در یکی از جلسات دفاعیه از آن فرد پرسیدم: شما درباره این موضوعی که نوشتید، چه مقدار مطالعه داشتید؟ شما فرض کنید که ما ۱۰-۱۲ کمیته در حوزهی علمیه داریم، هر کدام از اینها ۱۰۰ عنوان پژوهشی تحت عنوان اولویتهای پژوهشی بدهد، ۱۰۰۰ عنوان پژوهشی میشود و سپس طلبه مختار است که از این اولویتهای پژوهشی انتخاب کند که مصوب است و یا خودش عنوان پیشنهادی بدهد که به کمیته بدهد. ثانیاً چه کسی گفته تعریفی که شما از عقل می دهید و بر اساس آن فلسفه را شکل می دهید، همان عقلی است که آیات و روایات می گویند؟

نویسنده در گفتار دوم پس از توصیف وضع نامساعد فلسفه پساکانتی میکوشد نشان دهد که رمانتیکهای ینا با پروراندن قطعه نویسی، یعنی یک کار نظری خود – واگردان، به این وضعیت پاسخ دهند. در آنجا فلسفه هر چه باشد موروثی نبوده و همانند مقام شاهان و حکام صدها دولت شهر یونانی پس از مرگ پدر هرگز به فرزند نمیرسید. چون قانون در پاره اى از امور نتواند راهى نشان دهد پس باید به جاى مراجعه به خواست و خرد یک فرد (حاکم)، باید به خرد مردم مراجعه کند. این اعتراضات و پاسخها نقطه عطفی برای بحث مشارکتی در فلسفه و علم در زمانی است که تعصب حاکم بود.

تا آنجا که داشتم امیدم را برای زیستن از دست میدادم. و یا فیزیک میکوشد قوانین جاذبه را کشف نماید؛ چرا که میخواهد به چیزی دست یابد که در همه حال صادق باشد و در هیچ شرایطی تغییر نکند. یا آن موضوع که میخواسته انتخاب کند برای او راحتتر بوده است. آیا یک سیاستمدار ، باآزمایش در آزمایشگاه ،از قبل تعیین میکند که تفکر او صحیح و تفکر دیگری خطاست؟ ولی متاسفانه هر ساله مردم در پایان ماه مبارک به علت اجرای غیر صحیح این عبادت و بر اثر پر خوری، یا دچار افزایش وزن شده یا به بیماری های گوارشی و قلبی مبتلا می شوند.

دانشمندان علوم تجربی و انسانی نیز ارضای صحیح و به موقع غریزه جنسی و ترشح معتدل غدد جنسی را برای سلامت جسم و روان آدمی لازم دانسته، عدم آن را سبب پارهای از بیماریهای روانی و گاه جسمانی شمردهاند. مدرس حوزه و دانشگاه، حجاب را وسیلهای برای محافظت زن از ویروسها و میکروبهای روحی و جسمی دانست و تصریح کرد: اسلام جسم و روح و دنیا و آخرت انسان را توأمان میسازد؛ لذا توجه به احکام و واجبات الهی انسان را سعادتمند میکند. گرچه فلسفهورزی در حوزه اخلاق همواره سرلوحه اندیشه فیلسوفان نظامساز قرار داشته و به عبارتی هر فیلسوف بزرگی سری به فلسفه اخلاق هم زده است و یا برخی از آنها اختصاصاً بهعنوان فیلسوف اخلاق شناخته شدهاند؛ اما با اینحال، بحثهایی که امروز تحتعنوان فلسفه اخلاق در حوزه فلسفه تحلیلی رواج دارد، خارج از بحثهای کلان فیلسوفان گذشته درباره اخلاق، به توجیه گزارهها و ارزشهای اخلاقی و ملاک صدق و کذب و مصداق آنها میپردازد.

دیدگاهتان را بنویسید