فلسفه حجاب در نماز

1 -تربیت اندیشمندانی که بتوانند عرضه کننده ی تفکر ناب اسلامی در حوزه ی فلسفه وحکمت باشند. 3 -تربیت محققانی که با توجه به مطالعات حوزوی، کلامی و فلسفی غربی و اسلامی، بتوانند ارائه کننده دیدگاه های جدیدد در مباحث فلسفه و حکمت اسلامی باشند. این گفت وگو، به رمز و راز محدودیت مکاتب فلسفه اسلامی و تنوع مکاتب فلسفه غربی می پردازد. مىدانیم که برخى خوانندگان از اینکه مثلًا مسأله «وحدت وجود» یا قاعده «بسیط الحقیقه» را جزء مسائل مستحدثه شمردیم تعجب خواهند کرد، خواهند گفت وحدت وجود مسألهاى است قدیمى با سابقه چند هزار ساله در هند و یونان، و اساساً فکر وحدت وجود از نو افلاطونیان مخصوصاً افلوطین به مسلمین رسیده است.

و در منطق: تقسیم علم به تصور و تصدیق که ظاهراً اولین بار توسط فارابى صورت گرفته است، اعتبارات قضایا، تقسیم قضیه به خارجیه و ذهنیه و حقیقیه که از با ارزشترین مسائل منطقى است و اولین بار وسیله بوعلى صورت گرفته است، تکثیر موجّهات که در اثر غور و کنجکاوى در قضیه مطلقه ارسطو صورت گرفته است، مثلًا قضیه عرفیه عامه به نقل خواجه نصیر الدین طوسى اولین بار وسیله فخرالدین رازى عنوان شده است، و از این قبیل است تقسیم قیاس به اقترانى و استثنائى، و دیگر اینکه نقیض قضیه مرکبه جزئیه، حملیه مرددة المحمول است بر خلاف نظر قدما که مىپنداشتند نقیض آن، منفصله مانعة الخلوّ مرکّب از دو نقیض دو جزء اصل است، بیان نوعى دیگر از عکس نقیض غیر آنچه معروف است، تفکیک قضیه سالبة الطرف از معدولة الطرف.

ولى اگر به کتبى که مستقیماً نظریه افلاطون را نقل کردهاند مراجعه کنیم، مىبینیم که آنچه فلاسفه اسلامى به نام «مُثُل» آن را اثبات مىکنند با آنچه مورد نظر افلاطون بوده است، با همه قرابتها و شباهتها، تفاوت زیاد دارد و حتى آنچه مثلًا شیخ اشراق طرفدار آن است با آنچه میرداماد به این نام مىخواند متفاوت است. این مسائل تدریجاً تشخص یافته و از ابهام خارج شده است و در حقیقت هر چند نام و عنوان همان است که بوده است ولى محتوا تغییر کرده و دگرگون شده است. در هر صورت تلاش آنها، چون برای کشف حقیقت است، در قلمرو فلسفه جای میگیرد.

مثلًا نظریه افلوطین که مدعى است: وجود، شیئیت، همه از شؤون مخلوقات و تجلیات ذات بارى است و ذات بارى فوق وجود و شیئیت است، چگونه با نظریه عرفا و حکماى مسلمین قابل انطباق است که حقیقت وجود و حقیقت شیئیت را مساوى با ذات حق مىدانند و غیر او را «فَىء» مىدانند نه «شىء»، و «نمود» مىدانند نه «بود». البته آنچه در این گونه مسائل قابل توجه است ارزش برهانهایى است که اضافه شده است. او دربارة آری گفتن و عشق به زندگی در عین پوچ بودن آن، قطعة قابل تأملی در یادداشتهای خود دارد: «اگر کسی همین جا به من میگفت که کتابی دربارة اخلاق بنویسم، کتابی که مینوشتم، صد صفحه میداشت، که نود و نه صفحة آن سفید بود.

آستین خمار، شانه زن را پوشیده، تقریباً به زمین می رسید. بعلاوه احترام زن بايد دائمي باشد؛ اگر ارزش زن به زيبايي ظاهريش باشد احترامش موقت خواهد بود. به باور او، انسانی که خود را در مواجهه با زندگی بیمعنا میبیند و درصدد جایگزین کردن آن با زندگی معنادار است، از دو حال بیرون نیست: یا از قدرت و توانایی بالای روحی برخوردار است و ازاین­رو ارزش­های متداول را بیارزش می­داند و آنها را درهم می­شکند تا خود، فعالانه ارزشهای تازهای را خلق و آنها را جایگزین ارزش­های قدیمی کند؛ یا انسان با وجود اینکه ارزشهای متداول را پوچ و فاقد ارزش تشخیص داده است، به این دلیل که دچار انحطاط و ضعف روحی است، به همان وضع موجود اکتفا میکند.

ملاصدرا در حرکت جوهریه می گوید: من از این آیه الهام گرفتم که «وَ تَرَی الْجِبالَ تَحْسَبُهَا جامِدَةً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ»(نمل: 88) این آیه، ظاهری دارد و آن همان حرکت زمین است و حرکتی است که هر چیز در زمین از آن برخوردار است؛ از جمله کوه ها که به نظر می رسد ثابت اند، ولی حرکت می کنند. وی عنوان کرد: با اشاره به اینکه فلسفه اسلامی به تبیین مباحث، عقاید و دیدگاههای مسلمین میپردازد، گفت: عموماً فلاسفه بزرگ اسلامی همچون ابن سینا، ملاصدرا و دیگران، در بحثهایشان به بحثهای اسلامی خالص پرداختند، به عنوان مثال تفسیر سورههای قرآن توسط ملاصدرا که یک مجموعه عظیم تفسیری است و همینطور تفسیر برخی سورهها از جمله توحید، ناس، فلق و برخی از آیات قرآن کریم توسط این سینا، حکایت از این امر دارد که به هر حال، چون مسلمان بودند، در بحثهایشان طوری بحث میکنند که مسائل اسلامی در حوزه عقیده، از جمله اعتقاد به خداوند، معاد و آخرت، و..

مکاتب فلسفه اسلامی عمدتا منحصر به مکتب مشائی،اشراقی و حکمت متعالیه است. اما بنده در این گفتار، بر شخصیت و حکمت عملی ایشان تاکید خواهم داشت؛ چون حکمت نظری ایشان در آثارشان هست و میشود به آن رجوع کرد. علاقمندان به ادامه تحصیل در حوزه علمیه نیز می توانند بادریافت مدرک تحصیلی این رشته در مقطع بالاتر حوزه(سطح 3 و 4 )ادامه تحصیل دهند. در تقسیمات علوم نیز شیخ اشراق نظریات تازهاى ابداع کرده است ولى البته مورد قبول متأخران واقع نشده است. متأخران درباره امتناع تسلسل، ده برهان اقامه مىکنند. مسأله امتناع تسلسل، تجرد نفس، اثبات واجب، توحید واجب، امتناع صدور کثیر از واحد، اتحاد عاقل و معقول، جوهریت صور نوعیه از این ردیف مسائلند.

ادعای اصلی این دسته این است که نباید فلسفه را به علم توحید یا الهیات فروکاست. انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگهداشتن خود از دسترس ديگران، سطح ارزشمندي خود را ارتقا ميبخشد تا آن جا كه مرد، نيازمندانه به آستان وي روي ميآورد. کتاب زیر می تواند به شما کمک کند تا رسالت خود را پیدا کنید آن را جدی بگیرین! مسلمین در اثبات تجرد نفس اهتمام زیاد به خرج دادهاند.

در باب تجرد نفس از ارسطو چیزى نرسیده است. صدرالمتألهین در شرح هدایه مىگوید: «هر کس بخواهد براهین تجرد نفس را مطالعه کند به کتب بوعلى و شیخ اشراق مراجعه نماید». ما اگر بخواهیم دقیقاً وارد این بحث شویم، مقالهاى مستقل باید بنگاریم، اینجا همین قدر مىگوییم اگر بنا باشد سرسرى در مسائل قضاوت شود مطلب همان است که معترض مىگوید، ولى اگر عمیقاً بخواهیم این مسأله را تحت مطالعه قرار دهیم مىبینیم وحدتى که عرفاى مسلمین و سپس فلاسفه مسلمین در جهان مىدیدند و از آن به «وحدت وجود» تعبیر مىکردند با وحدتى که در سایر مکاتب هست و اروپاییان همه آنها را به نام «وحدت وجود» مىنامند کاملا متفاوت است.

تا آنجا که این بنده مطالعه دارد همه این براهین بعد از ابن سینا اقامه شده است. تنها یکى از این براهین است که از ارسطو رسیده است و آن برهان «وسط و طرف» است. ولى براهین زیاد دیگرى بر امتناع تسلسل اقامه شده است که به عقیده ما دست کمى از برهان «وسط و طرف» ندارد مثل برهان «اسدّ و اخصر» فارابى و برهان خواجه نصیر الدین طوسى که از راه «الشىء مالم یجب لم یوجد» وارد شده است. یک سلسله مسائل است که قدمت دارد ولى خالى از نوعى ابهام نبوده است.

ابن سینا برهانى از راه وجوب و امکان اقامه کرده است و سخت بدان مبتهج است و نام آن را «برهان صدّیقین» نهاده است، ولى صدرالمتألهین برهان دیگرى مبتنى بر اصول فلسفى خود اقامه کرده است که بر برهان بوعلى مزیّت دارد و مدعى است که این برهان شایسته است که به نام «برهان صدّیقین» خوانده شود. حُرمت و احترام زن امری دو سویه است و وجوب حفظ حجاب و حرمت نگاه، با هم تلازم دارند.

مخصوصا خانم ها که در امور مالی محدود تر می باشند علاقه دارند که با ازدواج به منابع اقتصادی بیشتری دست یابند. حجاب به لحاظ اجتماعی نیز بسیار حائز اهمیت است و موجب تمرکز بیشتر افراد در فعالیتهای کاری میشود. شیخ اشراق نیز قائل به پنج مقوله است، چهار مقولهاى که ابن سهلان قائل است بعلاوه حرکت. حبیبی گفت: فیلسوفان برای دستیابی به آن حقایق و گزارههای واقعی انجام میدهند و گاهی به آن حقایق نائل میگردند و گاهی نائل نمیشوند و گاهی دو نظر کاملاً مخالف دارند. در متون دینی اسلام به وضوح مضامین بسیاری درباره خدا، جهان و انسان وجود دارد که هر چند به زبان فلسفی بیان نشدهاند، اما میتوان آنها را بهصورت فلسفی تقریر کرد و از آنها برای پدید آوردن اصول و نظریات فلسفی جدید استفاده نمود.

پژوهشگر فلسفه گفت: یکی از ویژگیهای برجسته و ارزنده انسان و یکی از ممیّزات او تعقل است و نمیشود باب تعقل را مسدود کرد؛ البته باید با سعی و تلاش عقلانی از اشتباهات مباحث عقلی و فلسفی کاست. در مورد مردان نيز اين گونه نيست كه بتوانند با هر نوع لباسى، از خانه بيرون آيند و نوع پوشش آنها به هر صورتى باشد بلكه مردان نيز در اين جهت، با محدوديت هاى خاصى نسبت به پوشش، مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان، به جهت حضور بيشتر در اجتماع و كارهاى سخت و به علّت اين كه زن، مظهر جمال و زيبايى و مرد، مظهر موتور محركه اقتصاد در جامعه است، با زنان متفاوت است.

دیدگاهتان را بنویسید