فلسفه تاریخ چیست؟

طیفی از ساختهای معرفتی وجود دارد که دانش تاریخی با آنها بیان میشود، از برآورد جزئی استانداردهای تاریخی زندگی گرفته تا استدلالهای علّی تغییر جمعیت و مقایسه جریانهای مشابه در موقعیتهای متفاوت تاریخی. هر پدیده ای که در هر جایی ،چه در علم و چه در زمینه های دیگر بررسس میشود، یک عنصر فعال در بالای سر خود نیاز دارد. در احکام الهى، تفاوتى میان همسران و دختران پیامبر با دیگر زنان نیست.

حجاب در آیین مسیحیت: مسیحیت احکام شریعت یهود در مورد حجاب را تغییر نداد، چراکه عیسی(ع) گفت: فکر نکنید که من آمدهام تا تورات و نوشته های پیامبران را منسوخ کنم، بلکه آمدهام تا آنها را به تحقق برسانم (عهد جدید، انجیل متی، باب70)، انجیل در موارد فراوان، بر وجوب حجاب و پوشش تأکید و پیروانش را به تنزّه ازاِعمال شهوت و عفاف فراخوانده است؛ در انجیل می خوانیم: همچنین زنان پیر در سیرت متقی باشند ونه غیبت گو و نه بنده شراب زیاده، بلکه معلمات تعلیم نیکو، تا زنان جوان را خِرَد بیاموزند که شوهر دوست و فرزند دوست باشند، و خرداندیش و عفیفه وخانه نشین و نیکو و مطیع شوهران خود که مبادا کلام خدا متهم شود(انجیل، رساله پولس به تیتوس، باب دوم، فقره 1 ـ 6). راغب در مفردات میگوید: «عفّت، حالت نفسانی است که مانع تسلّط شهوت بر انسان میشود و انسان عفیف کسی است که با تمرین و تلاش مستمر و پیروزی برشهوت، به این حالت دست یافته باشد»(راغب اصفهانی، 1390: ج2، ص 164.) فرق عفت با حجاب: عفت به پاکدامنی، تقوا، حیا وخوف درونی گفته می­شود و حجاب از نمودها و تاثیرات بیرونی آن است.

اولین ماجرای عشقی که در این جهان باید آن را به کمال برسانیم رابطه با خودمان است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در ذیل آیات 30و 31 سوره مبارکه نور در خصوص نگاه و چشم پوشی و در ذیل آیه 59 سوره مبارکه احزاب به محدوده حجاب پرداخته شده است. «این آیه حجاب را برای عفیف شناخته شدن زنان مسلمان ودور بودن از آزار و اذیت آنان توسط مردان بیان می کند و اگر اشتباه نکنم، آیه مذکور پوشش را بهتر می داند نه واجب. در بحث آموزش مردم و خانواده ها برای تربیت صحیح اسلامی باید سند های مصوب نظام مانند سند مهندسی فرهنگی ابلاغ و اجرا شود که در اینصورت ما آمادگی همه نوع آموزش ها از قبل از ازدواج تا بعد از آن و تا تربیت فرزند و امثال آن را داریم .

در برنامه توسعه غربی با توجه به شاخص ها و مولفه هایی که دارد حتما لوازمی چون از بین بردن ارزش ها ، اخلاق ، حیا و عفاف ، لذت گرایی و خودگرایی ، از هم پاشی خانواده و امثالهم را در پی خواهد داشت . درکتاب تورات چنین می خوانیم: «رفقه چشمان خود را بلند کرده واسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد، زیرا از خادم پرسید : این مرد کیست که درصحرا به استقبال ما می آید؟ با این تفاصیل نیاز به پیامبران از زمان کشف خیر و شر نوعی – اجتماعی نمیباشد، بلکه از آغاز هستی انسان نیاز به پیامبران برای نشان دادن این شرها و خیرها وجود دارد چرا که تنها پیامبران به منبع اصلی دانش یعنی خدا متصل هستند و به تمام جوانب نفس بشری و هستی احاطه دارند و گفته میشود که اولین و مهمترین معلمین اخلاق پیامبران بودند.

موارد یاد شده فرضیههای لرزانی از علوم طبیعی شمرده میشود که پیوسته در حال دگرگونی و تکامل هستند و طراحان آنها نیز اعتراف دارند که این فرضیهها فاقد قطعیت هستند هنگامی که فرضیة تکامل انواع در مجلات شرقی مطرح شد، سیر پرسش به حوزههای علمیه و مراکز دینی روانه شد که این فرضیه که پیدایی نوع انسان را مولد اصل تکامل انواع میداند، با کتابهایی آسمانی و نظریة خلقت انسان در آنها چگونه تطابق مییابد؟ حیاء یک خصلت و یک شاکله و شخصیتی برای انسان می سازد که قدرت بازدارندگی نسبت به تخلف از ارزش های اخلاقی و انسانی چه در ابعاد مادی و چه در ابعاد معنوی و چه در ابعاد غریزی و چه در ابعاد عاطفی وجودش را به انسان عطا می کند .

به گزارش همشهری آنلاین، روزنامه کیهان نوشت: در شرایطی که در سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی و در ایام دفاع مقدس و چند سالی پس از آن امور تربیتی یکی از ارکان مدارس و از پایههای اصلی آموزش و پرورش بود این بخش مهم سالهاست مورد کمتوجهی و غفلت قرار گرفته و نهاد مقدس امور تربیتی که یادگار عزیز شهیدان «رجایی» و «باهنر» و منشأ تربیت صحیح بسیاری از دانشآموزان و رشد تحصیلی همراه با رشد معنوی و اخلاقی آنها بود به حاشیه رفت.

همانطور که می دانید انسان برای ادامه ی حیات خودش و حفظ بقای خودش لوازمی دارد و امکاناتی را برای زندگی می طلبد که بخشی از آن ها مادی است و بخشی معنوی و الهی ؛ اگر قرار باشد کیفیت زندگی مناسب و مطلوب باشد باید حد تعادلی بین آن ها رعایت شود . بنابر این در الگو های مذکور دست گذاشته اند بر روی تغییر انسان ها و این تغییر هم در حوزه اعتقادات است و هم در حوزه رفتار بشر و اتفاقا بزرگترین چیزی که آن ها را در برنامه هایشان موفق می کند پرداختن به همین بعد شهوات انسانی است .

اگر چیزی را می شناسیم از کجا بدانیم که آنرا می شناسیم و از کجا بدانیم که آنرا همانطور که واقعا هست می شناسیم؟ فرق حیا با عفاف: از امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) نقل شده: حیاء و ایمان ملازم یکدیگرند همانند دو چیزی که به یک ریسمان بسته شده باشند، این دو در بود و نبود، تابع یکدیگرند، پس هرگاه یکی از آن دو رفت دیگری نیز می رود.” اَلْحَیاءُ وَ اْلایمانُ مَقْرُونانِ فی قَرَنٍ، فَاِذا ذَهَبَ اَحَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُه”. در رابطه با نگاه از امام صادق (ع) روایتی آورده که درباره واجبات اعضا فرمود: برچشم واجب کرده که به آنچه خدا بر او حرام کرده ننگرد و از آنچه بر او حلال نیست اعراض کند و ایمان و وظیفه چشم این است.

گروهی بر این باورند که تمایز فلسفه ی تحلیلی از دیگر فلسفه ها در روش نگارش و انتقال مطلب در نزد فیلسوفان این سنت است. ما یک دو گانه ای داریم بین کفر و ایمان که شرک و کفر و نفاق یک طرف قرار می گیرند و ایمان و توحید و رشد و کمال انسان طرف دیگر قرار می گیرند . قاعدهٔ اساسی دیگر در فلسفهٔ کانت بیان میکند که انسان غایت فی نفسه است و باید با هر انسانی، خواه خود و خواه دیگران به عنوان غایت رفتار کرد نه وسیلهٔ رسیدن به هدف.

پوشش زن در ادیان بزرگ الهی: نگرشی به دیگر ادیان الهی انسان را به این مهم متوجه می کند که «عفاف و حجاب» و حفظ آن همواره مورد تأکید خداوند متعال در تمام ادوار و در دوران همه پیامبران الهی بوده است. اتفاقا برای بعد از انقلاب هم با نام برنامه توسعه ، آن را شروع کردند و نام های 2015 و 2030 هم به مرور گذشت سال ها و سنوات در نامش ذکرکردند. بخش اول شامل منتخبی است از یکی از آثار تولستوی به نام «زندگی من». احال در دنیا سیری از دوره قاجار شروع شد و در دوره ی پهلوی هم به اوج خود رسید که جهانی سازی و دموکراسی و آزادی زنان نام گذاری شده بود .

تفکر ابتدایی انسان به این صورت وارد مرحله مفهومسازی شد و مفهومسازی موجب پدیدار شدن مفهوم خوبی یا خیر در ذهن انسان گشت و این شروع تفکر اخلاقی انسان بود. و مقصود از اسلام، تسلیم شدن و سر فرود آوردن در برابر خدا است؛ زیرا به حکم این که جهان یک آفریدگار و یک کردگار بیش ندارد، و بشر آفریده اواست، باید به فرمان او سر بگذارد و تسلیم مقام منیع او شود.

حجاب عملکرد و جلوه ی برونی همین حالات حیا و عفاف است که انسان را در پوشش ، ظاهر و رفتار و منش ظاهری به ظاهر خاصی رهنمون می سازد که مطابق با کرامت انسانی و اهداف عالیه خلقت بشر مطابقت کند می باشد . پوشش از ابتدای خلقت همواره از نیازهای اولیه به شمار می رفته و با گذشت زمان و رشد انسان و خروج از حالت بدویّت، طرح لباس، جنس و حالت آن نیز تغییر پیدا کرده و در کنار سایر جنبه های زندگی بشر به پیش رفت خود ادامه داده است تا حدی که نه تنها پوشش بدن، متناسب با شرایط اقلیمی تغییر کرده، بلکه همسو با پیشرفت تمدن، فرهنگ و متناسب با آداب و رسوم و اعتقادات مردم دگرگونی های بی شماری را در طول تاریخ داشته است.

شاخصه پنجم این است که در غریبستان نه ما زبان آنها را میفهمیم و نه آنها زبان ما را میفهمیم پس باهم تفاهم نداریم. پوشیدن لباسى که معرّف شخصیّت زن براى تأمین عفّت و آبرو باشد، لازم است. حجاب در چنين جامعهاي حافظ پاكي و عزت زن و تضمين كنندهي آزادي و ارزشهاي انساني است. حیا در عرصه ادب ، اخلاق ، رفتار ، منش ، شخصیت و حتی در روابط بین زن و مرد و رعایت های خاصی که مرتبط به آن است از جمله بیان و ظاهر و رفتار و امثالهم ، حضور اجتماعی ، حضور خانوادگی و همه ی این عرصه ها و عرصه های مشابهش ورود دارد .

لذا اگر ازدواجی به اهداف بیان شده نرسد یا مسلمانان مزدوج، این اهداف را فراهم نیاورند، نه تنها زمینهی شکوفایی استعداد به ودیعه نهاده را تباه کردهاند، بلکه سرمایهای جاودان را برباد دادهاند؛ در حالیکه اسلام به هیچ یک از این دو خسران رضایت نمیدهد. مهدی زاده،1381: ص23-24) حجاب در شریعت اسلام: (قرآن و روایات): خداوند در سوره مبارکه­ احزاب- از موضوع حجاب سخن گفته است (سیوطی، 1403ق: ج1 ص41-43) سه فرمان درباره حجاب داده است که گونه های مختلف حجاب را بیان می کند و دو فرمان آن پیش از همه متوجه شخص پیامبر(ص) و خانواده آن حضرت و درگام بعدی، متوجة مؤمنان و جامعة اسلامی است.

در حالی که اساسا امکان ندارد بتوانیم ظاهر را نداشته باشیم و باطن را داشته باشیم و یا بلعکس چرا که این دو لازم و ملزوم یکدیگرند و مانند یک میوه ای که اگر پوسته اش آسیب ببیند هسته ی آن هم آسیب خواهد دید یا اینکه اگر مغز و هسته اش آسیب ببیند ظاهرش را خراب خواهد کرد . وی در سال 1616 در بوهمیا، هندسه تحلیلی را ابداع کرد که روشی برای حل مسائل هندسی به صورت جبری و مسائل جبری به صورت هندسی است. آنچه که من در این مقاله نوشتم دیگری می تواند بگوید: بلی، “اما این را از قلم انداخته ای” یا “این تمام آن نیست”.

دیدگاهتان را بنویسید