فلسفه اسلامی – ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد

ارسطو: ارسطو معتقد است که انسان دارای فضایل عقلی است؛ فضایل عقلی مشتملند بر فضایل نظری و فضایل عملی. بر این اساس مسئولیت پرورش نسل را به آن میسپارد. اما در پس همه پیشرفت ها و توفیقها یک چیز گم شده و می بایست گم شود و آن «معنای» زندگی است. انسانها گر چه هر یک در درون خویش جهان متفاوتی را تجربه می کنند ، اما یک سری عناصر مشترک انسانی این عوالم متفاوت را به یکدیگر پیوند می دهد. در این صورت منظومة ادراکات یک شبکه خواهد بود که کار آن، شناخت کل جهان در محدودة نیاز ماست و حاصلش این است که اولاً، جهان را هماهنگ بشناسد، سپس به تبع آن موضع گیری ها را هماهنگ کند.

این کار، حساب شده صورت گرفته است. ملاصدرا در اثبات حرکت جوهری چند دلیل می آورد و این دلایل در لابلای بحثها و همچنین مجادلات او پراکنده و نهفته اند. برخی نیز و جه آن را این دانسته­اند که چون عقل و اندیشه این فلاسفه پیوسته در مشی و حرکت بوده فلسفه آنان به فلسفه مشاء مشهور شده است؛ چرا که حقیقت فکر همان حرکت به سوی مقدمات و از مقدمات به سوی نتایج است.

فلسفه در معنای آکادمیک به آموختن و آموزاندن مفاهیم، مکتبها، تاریخ سیر و تحول فلسفه و فیلسوفان بزرگ میپردازد. در توضیحات مطالب بیان شده به صورت خلاصه در مورد هر یک از فرقهها یا نظریاتی که در بالا مطرح شد صحبت میکنیم. آیا در این صورت زندگی اصالت پیدا کرده است؟ در این صورت میتوانیم اذعان کنیم که همه مردم (که از عقل سلیم برخوردارند) حتی کودکان (و شاید درستتر باشد که بگوییم بهویژه کودکان) میتوانند در ذهن خود اشتغالات فلسفی داشته باشند.

4. چنین نیست که همه فلاسفه درباره این نتیجهگیری همعقیده باشند! فاقد بار شناختی و معرفتی و صرف ابراز احساس گوینده به هدف تأثیرگذاری در شنونده بداند،(1) درآنصورت جایی برای تحلیل عقلی و فلسفی درباره مفاد آنها باقی نمیماند و لذا گزارههای اخلاق هنجاری از حیطه مباحث فلسفی بیرون میشوند؛ اما اگر گزارههای اخلاقی را دارای ارزش شناختی و حاكی از واقعیت خارجی بداند، درآنصورت مسائل اخلاق هنجاری نیز جزو موضوع فلسفة اخلاق میشوند.

به همین دلیل تحلیل های زبانی و روانشناختی و علوم تجربی در آن سنت اهمیت داشت. 2- ممكن استيك عنوان موضوع علم عامي قرار گيرد و با اضافه كردن قيودي به آن موضوعات علوم خاصي در قلمرو آن علم عام پديد آيد و از جمله اين قيود قيد اطلاق است مثلا مطلق جسم موضوع علم عام طبيعي و جسم مطلق موضوع سماع طبيعي و جسمهاي مقيد موضوعات ساير علوم خاص طبيعي را تشكيل ميدهند . معرفیشده به عنوان «نظریهپرداز برجسته» کشور در سال هزار و سیصد و هشتاد و هشت، از سوی جشنوارهی بینالمللی فارابی، به جهت ارائهی «نظریهی ابتناء» و دریافت جوایز و تقدیرنامههایی از سوی یونسکو، آیسسکو و ریاست جمهوری و وزارت علوم جمهوری اسلامی.

سرنوشت من به کجا ختم خواهد شد؟ در بحث معنای زندگی، انسان با پرسشهایی اینچنینی مواجه است: چرا من هستم و چرا باید به این زندگی ادامه بدهم؟ قطعا کندوکاو و پژوهش در فلسفههای بیان شده، در اختیار فیلسوفان و فلسفهآموزان است و تلاش در این زمینه ضرورت خاص خود را دارد، ولی باید به این نکته نیز توجه شود که تقلیل فلسفه به مباحث صرفا نظری یا به اندیشههای فیلسوفان و نام فیلسوفان و سیر تاریخ فلسفه یا به بحث در باره هستی محض بهراستی حذف بخش زیادی از فلسفهورزی و ابترسازی آن است.

این نگاه این توفیق را برای بشر به بار آورد که بر طبیعت مسلط شود، نیروهای آن را رام کند و در اختیار خود در آورد، فاصله ها را بسیار کوتاه سازد، ا رزش افزوده بسیار زیاد در تولید و صنعت ایجاد کند، سرعت های خارق العاده و سرسام آور را در ارتباطات ایجاد کند و جهان را به عصر صنعتی و فراصنعتی برساند. واعظ شهرستانی، محمدرضا، (1399)، فلسفه در زندگی: جستارهایی در تفکر انتقادی، فلسفه برای کودکان و فلسفه، انتشارات نگاه معاصر، تهران. فلسفه در ابتدا با جهانشناسی شروع شد، اما در مسیر پیشرفت، به «خودشناسی» یا «انسانشناسی» روی آورد.

اما مساله آن است که زمانی به پوچی میرسیم و نسبت به آن آگاه میشویم که دیگر فرصتی برای تجربه زیستن وجود ندارد. نگاه به موهای زنان با حجاب ازدواج کرده و بانوان دیگر، از آن جهت حرام شده است که نگاه، مردان را برمیانگیزد و آنان را به فساد فرا میخواند در آنچه که ورود در آن نه حلال است و نه شایسته. 8. در این زمینه نگاه کنید به: همیلتون، کریستوفر، (1394)، فلسفه زندگی، ترجمه میثم محمد امینی، نشر گمان، تهران. البته در ادامه خواهیم دید که فلسفه صرفاً علمی انتزاعی نیست، بلکه با عالم واقعیت و مفاهیم انضمامی نیز سروکار دارد.

رقم مشابهی نیز در مورد ایالات متحده آمریکا وجود دارد (فمنیست در آمریکا تا سال ۲۰۰۳ ص ۳۶). زمانی که کتابهای فوق را به خوبی خواندید و اکثر مطالب آنها را فراگرفتید، بد نیست دورهای را نیز به مطالعهی کتابهای تاریخ فلسفه اختصاص دهید تا با کلیت تاریخ فلسفه نیز آشنا شوید. این وضعیت همان چیزی است که برخی متفکران غرب از آن به نیست انگاری تعبیر کرده اند. بارون دو مونتسکیو (از متفکران سیاسی فرانسه در کتاب روح القوانین می نویسد): قوانین طبیعت حکم می کند زن خوددار باشد زیرا مرد، با تهور آفریده شده و زن نیروی خودداری بیشتری دارد بنابراین، تضاد بین آنها را می توان با حجاب از بین برد و براساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند.

عبدالله نصری، استاد دانشگاه علامه طباطبایی طی مقاله ای در چهل و ششمین شماره فصلنامه علمی- پژوهشی قبسات که به موضوع مرگ پژوهی اختصاص دارد، آورده است: “مرگ یکی از بزرگ ترین معما های حیات بشری است که در طول تاریخ همواره مورد توجه متفکران بوده است و در میان متفکران اسلامی علامه محمد تقی جعفری از جمله شخصیت هایی است که تاملات بسیار در باب مرگ دارد”. پوشش و عفاف از آن جهت که امری فطری و برای حیات اجتماعی انسان ضروری است، در ادیان و مذاهب الهی دارای جایگاه خاصی است. فلسفه، فارغ از هر تعریفی که از آن داشته باشیم، با استفاده از روششناسی عقلانی با مسائلی نظری و عملی، که عقل آدمی سودای پرداختن به آنها را دارد، سروکار دارد.(2) پرسشهایی همچون: چه چیزی واقعی است؟ چگونه میتوانم از آنچه میدانم مطمئن باشم؟ عدالت چیست؟ زیبایی چیست؟ امر درست برای انجام دادن چیست؟ و هزاران هزار سوال دیگر.

پس فلسفه، تنها علمی است که پیش فرض های سایر دانش ها را تدارک می کند. به هر تقدیر، در این نوشته، منظور ما از فلسفه، معنایى دیگر است. فلسفه زندگی به فلسفه هایی اطلاق می شود که محور و مرکز توجه خود را زندگی قرار داده اند. نویسنده عقیده دارد که حجاب خواسته مشترک زنان و مردان است و فلسفه آن با مطالعه چهار تقاضای فطری: حیا و آرایش در زنان و غیرت و شهوت در مردان، قابل درک می باشد و برخورد منطقی و درست با این چهار گرایش، ازدواج عاشقانه و پاک و زندگی خانوادگی همراه با آرامش، دوستی و مهربانی فزاینده را امکان پذیر می سازد.

در عصر نیست انگاری کنش پذیر ناقص، چگونه می توان به زندگی معنا بخشید. وقتی نطفه انسان در دل مادر بسته شد،مقدار لازم و زمان لازم برای کمال این نطفه و طفل نه ماه است و بعد از نه ماهباید به مکانی و زمانی مناسب با مرحله نهایی کمال؛ یعنی، دنیا منتقل شوددیگر نگه داشتن او در مکان اول به مصلحت و نفع او نیست. اکنون، سوال مهم این است که آیا زندگی هرروزه ما یک زندگی سیزیفی نیست؟! فیلسوفان به ما این هشدار را میدهند که اگر هر روزی زندگی کنید، به پوچی خواهید رسید. 8. آیا عقل مدرک اخلاق، عقلی غیر از عقل نظری است؟

احساس حيا و شرم از انجام دادن كارهاي زشت از ثمرات عفاف به شمار ميآيد. ثمرات و تاثیرات این غایتمندی چگونه است؟ همه این پیشرفت های شگرف حاصل همان عقل ریاضی و عداد اندیش یا کمّی نگر است، عقلی که عقلی را فراتر از خود نمی بیند و خود را متکی به خویش و مکتفی بذات می شمارد. معلم اول، ارسطو، نیز در مابعدالطبیعه جستوجوی دانایی را ویژگی همه انسانها میداند و فصل یکم از کتاب یکم (آلفای بزرگ) را چنین شروع میکند: «همه انسانها در سرشت خود جویای دانستن هستند.» (ارسطو، 1384: 3). اما این تمایل به دانستن مراتبی دارد که پایینترین آن ادراک حسی و بالاترین آن دانستن برای خودِ دانستن، یعنی «علم» است (راس، 1377: 239). ارسطو ارزشمندترین علم را الهیترین آنها میداند و معتقد است الهیترین علم به لحاظ مادی و ظاهری منفعتی ندارد (ارسطو، 1384: 9 و 5). ارسطو از میان علومی که تقسیمبندی کرده، یکی را بیش از همه سزاوار نام حکمت میداند و آن مابعدالطبیعه (فلسفه) است.

عقلی که در همه چیز به دیده کمیت و قابلیت محاسبه می نگرد. به نظر می رسد پاسخ این پرسش ها منفی است. ما مواردی رو داریم که در اون زوجها خواسته های مشابه اما ارزش های مختلفی دارند و همین تفاوت ها منجر به اختلاف و درگیری میشه. «فلسفه»، آنگاه که بهعنوان یک واژه بهکار میرود، معنای مثبت و پرطرفداری میتواند داشته باشد، اما آنگاه که بهعنوان دانش و معرفت مطرح میشود، فقط عده معدودی به آن علاقه نشان میدهند. کلام نیز، به ویژه در روزگار نخستین، مسیری تقریباً مستقل از فلسفه رسمی داشت، اما هم در کاربست عقل و منطق، و هم در موضوعات مورد بحث، با فلسفه قرابت بسیاری داشت.

البته میدانیم که «ریشه فلسفه واژهای یونانی است به معنای «دوستداری حکمت»» (واربرتون، 1388: 11). اما به نظر بعضی1ها، ما تنها چیزهایی را میتوانیم تعریف کنیم که حدود منطقی، یعنی جنس و فصل، داشته باشند و چون «فلسفه» این اجزا را ندارد، پس تعریف شدنی و حتی آموختنی هم نیست. زندگی هرروزی زندگی معطوف به نیازهای جزئی و روزمره است. به عبارت دیگر، زندگی هرروزی درمجموع در سیکل تکرار قرار دارد. فیلسوفان زندگی سیزیف(9) را بهعنوان نمونهای از زندگی هرروزی ذکر میکنند.

دیدگاهتان را بنویسید