فلسفه ازدواج در اسلام و مسیحیت

بنابر این انتخاب واحد و قالب تحلیل از لحاظ تاریخنگاری بسیار مهم و درخور توجه فلسفی است. بعد از آن که رسول اکرم و مسلمانان به قصد مکه به حدیبیّه رفتند و در حدیبیّه متوقّف شدند، دشمن میخواست جنگ را بر آنها تحمیل کند، اما تدبیر الهی نبىّاکرم نگذاشت و بدون جنگ برگشتند و پیامبر به قراردادی با مشرکین رسید که این قرارداد آن قدر مهم بود که بنابر روایاتی، سوره «انّا فتحنا» درباره همین قرارداد حدیبیّه نازل شده و از آن به فتح تعبیر شده است: «انا فتحنا لک فتحناً مبینا» – یعنی همین صلح حدیبیّه – آن حضرت در خلال آیات قرآن، اوضاع را برای مسلمانان روشن میکند و جبههها را مشخص مینماید.

دولتهای معاصر نیز می پذیرند که علم نقش مهم فوق العاده ای در زندگی جدید ایفا می کند، نه صرفاً به این جهت که تصور می شود ثروت می آورد. کارشناس مسائل فرهنگی اضافه کرد:حجاب برای زن ایرانی که مسئولیت تربیتی و آموزشی یک نسل را بر عهده دارد دارای چهارچوب و دستورالعمل است، که هر یک از بانوان که نقش مادری و همسری در کانون خانواده را بر عهده دارند باید به آن اهمیت دهند. رسول خدا صلی الله علیه و آله به زیدبن حارثه فرمودند: ازدواج کن تا پاک دامن باشی (3) و در سخنی دیگر، فرمودند: مردان را زن دهید تا خدا اخلاقشان را نیکو، ارزاقشان را وسیع و جوانمردیشان را زیاد گرداند.

در زبان ازدواج و زناشویی، «عقد» عبارت است از ایجاد پیوندی مشترک بین زن و شوهر که در سایه آن، حقوق ، تعهدات و مسؤولیت های دو جانبه پدید می آید. «عقد» از نظر لغت به معنای «گره زدن » و خود «گره » است و در اصطلاح، هر چیزی است که در سایه آن، رابطه ای میان دو فرد یا دو گروه ایجاد می شود. فلسفه به این امور میپردازد و راهحلهای متفاوت با نتایج گوناگون جلوی پایمان قرار میدهد.

استاد فلسفه اسلامی دانشگاه اصفهان با اشاره به جایگاه تعقل در فلسفه اسلامی گفت: پیامبر اکرم(ص) فرموده اند “درجه آدم در قیامت، عقل اوست” و مباحث فلسفه توجه به تفکر است. این مشاور خانواده با اشاره به اینکه یکی از دلایل زیاد شدن طلاق، انتخاب نادرست است، اظهار کرد: انتخابی که با یک نگاه و یک به دل افتادن شروع شود به همین سادگی هم از بین میرود، چه کسی گفته ازدواج باید با عشق شروع شود، من عقیده دارم که انسان باید با عشق زندگی کند اما با این قاعده و عشقهای اینچنینی که با یک نگاه و با یک حس اولیه تولید میشود هم مخالفم، این عشقها بادوام نیستند، من میگویم ازدواج باید عاقلانه و مبتنی بر هدفی باشد که من در ازدواج به دنبال آن میگردم، عشقی که در مسیر زندگی تولید میشود، عشق ماندگار است.

در حدیث دیگری، امام رضا علیه السلام می فرمایند: «اذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه »; (11) اگر خواستگاری آمد که دین و اخلاقش را پسندید او را اجابت کنید. این کتاب از مقدمه آکنده از مفاهیم نغز و پر مغزی است که اگر بارها هم خوانده شوند باز از نکتههای ندیده و از زیر چشم گریخته خالی نخواهند بود. برخی از طلاب عزیز ما متوجه نیستند که من الان باید چه کنم و چه موضوعی بدهم.

4- موجب ازدیاد نسل: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «تزوجوا فانی مکاثر بکم الامم غدا فی القیامة »; (8) ازدواج کنید; زیرا من به زیادتی شما نسبت به امت های دیگر در قیامت مباهات می کنم. اساتید بیایند شاگردانشان، شاگردانِ شاگردانشان و یا طلّاب علاقهمندشان را از نزدیک ببینند؛ حرفی بزنند و یا سخنرانی کنند؛ کار بسیار خوبی است و من با آن موافقم و هرچه بشود کمک کرد، من کمک میکنم. نگاه کامو به جهان به مثابة رویکردی فاقد جنبههای الوهی و متافیزیکی در عین اینکه حاوی برخی نکات و بصیرتهای ظریف و قابل تأملی است، اما فاقد انسجام درونی بوده و به همین دلیل نیز به نظر میرسد، به عنوان نظریهای قابل قبول آنگونه که بتوان در زندگی کنونی بدان تمسک کرد، خالی از اشکال و نقد نیست.

یا از مختصات اسلام و مسلمین نیست و در میان ملل دیگر قبل از اسلام نیز وجود داشته است؟ در پاسخ باید گفت که خیر، هدف از ازدواج این مسائل نیست. لذا، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: «ما بنی بناء فی الاسلام احب الی الله من التزویج »; نزد خداوند هیچ بنایی محبوب تر از خانه ای نیست که از طریق ازدواج آباد گردد. عباسی ولدی همچنین تأکید کرد: ازدواج یک نیاز است، ما طوری آفریده شدهایم که از یک سنی احساس نیاز به جنس مکمل داریم نوع آفرینش هم طوری است که جنس مکمل من جنس مخالف من است و نتیجه پاسخ دادن به این نیاز هم آرامش است، گاهی انسان میخواهد این نیاز به آرامش را با ارتباط دوستی و یا نامشروع و سرگرمی در فضاهای مختلف پر کند در حالی که هر چقدر هم در این فضا باشد باز هم احساس آرامش نمیکند، خالق ما در قرآن فلسفه ازدواج را در آیه ۲۱ سوره روم آرامش ذکر میکند، تولیدمثل هم یک نیاز است و بخشی از آرامش هم داشتن فرزند است.

اما به طور کلی، دسته دوم بیش تر مورد خطاب اند; زیرا خانواده بدون فرزند در همان وصلت و گوشه حجله، بدون استمرار و دنباله خلاصه می شود. بسیاری از جوانان با افکار از پیش ساخته و اندیشه های رؤیایی وارد زندگی زناشویی می شوند و می خواهند از راه تصادف و شانس، زمینه را برای داشتن یک کانون سالم پدید آورند، در حالی که تن دادن به ازدواج بدون هدف و روش سنجیده همانند قرار دادن اساس ساختمان بر روی زمینی سست و لرزان است که محلی برای زندگی اطمینان بخش نخواهد بود.

مخصوصاً امراضی را که بر دستگاه هاضمه ، به خصوص کلیه و کبد عارض می شود و به توسط دارو نمی توان آن ها را علاج نمود ، روزه به خوبی معالجه می نماید . هر ازدواجی دارای اهداف خاص خود است، ولی در این میان، برخی از اهداف کم ارج و کم اهمیت و در نتیجه، ناپایدارند و نمی توانند برای همیشه و یا حتی مدتی دراز خوشبختی زوجین را تضمین کنند. این مطلب قابل قبول است، ولی در عبارتی گویاتر و رساتر می گوییم: در واقع، عدم خانواده به معنای واقعی – کلمه است که مسؤول عیوب و بدبختی هاست و این اغلب بدان دلیل است که در تشکیل آن فکر و هدف ارزیابی شده وجود نداشته است.

ازدواج هرچند از یک نظر ، مساله ای شخصی و خصوصی است، ولی از نگاهی دیگر، دارای جنبه و اهمیتی اجتماعی می باشد. جهت گردآوری اطلاعات و داده ها از روش کتابخانه ای واسنادی و فیش برداری از کتب، مجلات و سایت های تخصصی اینترنتی استفاده شده است و اطلاعات مورد نیاز گردآوری و تحلیل شده است. ازدواج برای جوان آرامش و آسایش ایجاد می کند، استعدادهای او را به حرکت درمی آورد و به او امکان می دهد که از آن به نیکی بهره برداری کند.

دیدگاهتان را بنویسید