علت و فلسفه ی پیدا شدن حجاب چیست؟

لذا تعبیر من این است و میگویم: طلبهای که دو واحد یا حتی یک واحد درسی روش تحقیق نگذرانده، چطور میتواند بیاید و به این عرصه وارد شود؟ وجود این مفاهیم در ذهن انسان موجب شدهاست تا نظریات مختلف اخلاقی خیر و شر را به طرق گوناگون تعبیر کنند. ثمراتی که برای فلسفه برشمردیم، اینهاست: عشق به آموختن است؛ انسان را متواضع میکند؛ انسان را متوجه «خود» میکند و او را «خوداگاه» بار میآورد؛ افق دید انسان را گسترش میدهد؛ به انسان آرامش میدهد؛ ترس انسان را نسبت به مرگ از بین میبرد.

یادم میآید که در همان لحظه چکونف، مرد سپیدموی دیگری، هم کنار او ایستاده بود. اگر دنیا را بدون توجه به آخرت و بدون توجه به این که مقدمه است، بنگریم، یعنی هدف به دنیا آمدن و مقصد را در نظر نگیریم و نگاهمان را به دوران محدود دنیا بدوزیم، به طور طبیعی خواهیم گفت: چرا خداوند ما را گرفتار دنیا و زندگي تكراري و مملو از مشكلاتش کرد که حتی نوش آن هم بی نیش نیست.

از طرفی بسیاری از علما و بزرگان دین بر این باورند که علتی که برای یک حکم الهی پیدا میکنیم لزوماً دلیل اصلی صدور این حکم نیست و دلیل اصلی را تنها خداوند میداند. اميدواريم آنچه در این جا گفته مي شود، پاسخ اصلي سؤال شما یعنی هدف زندگی انسان را در بر داشته باشد. ما در پژوهش میگوییم که شما با نوشتن باید به پاسخ سؤال برسید ولی شاید سؤالی باشد که این سؤال را بتوان با یک روز مطالعه به دست آورد. بیایید واقع گرا باشیم رسانه به کمک فرهنگ مد میآید. البته شاید فایده این نوع کتابهای فلسفه زندگی روزمره و اشخاصی چون دوباتن و چیزی که میتوان از آنها آموخت این است که تلاش کنیم با زبانی ساده درباره مسائل فلسفی سخن بگوییم و پرسشگری کنیم بدون اینکه دچار سوفیسم شویم؛ چون مرزی وجود دارد بین امر مبتذل و عامیانه با امر انضمامی هر روزینه(و نه روزمره) و آن این است که باید مراقب باشیم به روشنفکر روزنامهنگار(ژورنالیسم نوع زرد و نه روزنامهنگار حقیقی) تبدیل نشویم که تنها واکنش به اخبارالیوم نشان میدهد و درباره هر موضوعی که از راه برسد، موضع میگیرد بدون اینکه مجموع این مواضع ارتباطی با هم و با یک خطمشی فکری آگاهیبخش داشته باشد.

اما فکر فلسفی، با همۀ تنوعش و همۀ شرافتش، البته که یگانه شیوۀ فکر کردن نیست و حاصل فعالیت فکری انسان صرفاً در آثار فلسفی بروز نیافته است. ارسطو با توجه به استاد خود، افلاطون، به نقد دیدگاه ها و آموزه هاى او در کتاب جمهور مى پردازد. چرا او چنین چیزی گفت، چه چیزی سبب شده بود این جمله به ذهنش بیاید؟ به طرف جنازه میرفت و با هر قدم گامهایش آهسته و آهستهتر میشد و با حیرت به محکومانی که ساکت نشسته و با ترشرویی از هر سو به او چشم دوخته بودند نگاه میکرد. ارسطو هرچند به امتیازات حکومت هایى همچون پادشاهى، سپس «اریستوکراسى» و بعد از آن «جمهورى» معتقد است، ولى به دلیل آرمانى بودن و غیر عملى بودن آن ها، از این انواع دست مى کشد و از میان بدها، بهترین بد را انتخاب مى کند که حد میانه است و قابل تحقق و اجرا.

انتظار کاربرد تخصصی از فلسفه و جایگزینی آن بجای علوم کاربردی نیز مطلوب نیست، فلسفه و علم هرچند در نگاه مطلوب باید در یک شبکه ونظام قرار ­گیرند اما تغایر جدی دارند؛ موضوع فلسفه، کلی­تر و متد آن نیز متد عقلانی است. بنابر اين نظر، مانند نظر علماى قديم كلمه «فلسفه» يك اسم عامّ است نه اسم خاصّ، يعنى نام يك علم نيست، نامى است كه شامل چندين علم مىگردد. واقعیت بزرگ مرگ نیاز به این پاسخ را ضروریتر میکند، به ویژه در دنیای مدرن و ماشینی امروزی که علم جدید این پرسش را به فراموشی میسپارد. چه بسا شخص را به جنون بکشاند و چه بسا به ساحت عرفان يا هنر يا دین بکشاند.

برخى ديگر مانند كانت (Kant) قبل از هر چيز تحقيق درباره خود معرفت و قوّهاى كه منشأ اين معرفت است- يعنى عقل- را لازم شمردند و به نقد و نقّادى عقل انسان پرداختند و تحقيقات خود را «فلسفه» يا «فلسفه نقّادى» (yhposolihp lacitirC) نام نهادند. مرگ او بسیار آهسته و دردناک است و داستایفسکی هم به خود پیچیدن او، نفسنفسزدنها و تلاش تبآلودش برای چنگزدن به زندگی را بهتفصیل شرح میدهد. حین اقامت او در بهداری، یکی از زندانیان، میخائیلوف ـ مردی که به جنایاتی بسیار منزجرکننده محکوم شده است ــ به مرض سل میمیرد. 1. مثلاً دکتر دینانی در سخنرانی شهریور سال 90 در دانشگاه اصفهان، درباره «هویت فلسفه اسلامی، ضرورتها و کارکردها» به این مطلب اشاره کرده بود.

بله، دوباتن ازجمله معلمان موفق برای عرصه عمومی است که میخواهد به سبک خود این ایده فلسفههای اگزیستانس را که فلسفه باید در زندگی نقش ایفا کند و به بصیرتی موثر در زندگی روزمره تبدیل شود، بیازماید. 3. البته سوفسطائیان نیز در این تغییر جهت نقش داشتند و این را میتوان یکی از تأثیرات مثبت آنان دانست. «سه فلسفه زندگی» یکی از مجلدات مجموعه «فکر و زندگی» نشر کرگدن است که با دبیری مالک حسینی منتشر میشوند. 11. یثربی، سیدیحیی. فلسفه چیست؟

از بررسی متن مقاله میتوان چنین استنباط کرد که فلسفه از جمله علوم و معارفی است که آموختن آن انسان را در خودشناسی و خودسازی یاری میدهد. او از جمله دربارهٔ رازِ زادن و مردن، معنای حیات و پوچیِ زندگی، تقدیر و سرنوشت، نسبیگرایی، و ترس از مرگ بحث میکند. تا این حد فلسفهی اسلامی و مبانی فلسفهی اسلامی و از جمله منطق را ضدّارزش کرده بودند. «به گفته اپیکور، درست همانگونه که پزشکی هیچ سودی ندارد اگر بیماری جسمی را برطرف نکند، فلسفه نیز اگر تألم فکری را برطرف نسازد، بیفایده است.

که در تاریخ فلسفه متافیزیک چنان درک شد که منظور از آن گرایش به ساختن نظام فکری ای مربوط به هستندگان دارد که سعی در چگونگی داوری و فهم از خود چیزها دارد. اصل وجوب حجاب فی الجمله از ضروریات اسلام است و منکر آن مرتد است ولی بی اعتنایی به آن با عدم انکار وجوب آن فسق است. طبیعی است فکر کنیم افسر نگهبان و چکونف با دیدن مرد مرده در اصل واکنش مشترکی نشان دادند: آنها ناگهان مسحور درک این حقیقت شدند که مردن این انسان خاص چه معنایی دارد. کلماتی که چکونف در مرگ میخائیلوف میگوید نشاندهندهٔ آن است که مسئلهٔ دیگری در میان بوده؛ مسئلهای که از جنبهای غیر از ماهیت ویژگیهای شخصیتی فردْ دارای اهمیت است و واکنش آنها در برابر مرگ مرد محکوم با آن ارتباط داشته است.

همیلتن کاملاً به این مسئله توجه دارد که «زندگی بسیار بسیار پیچیدهتر و در برابر توضیح مقاومتر از آن است که بتوان با مطالعۀ کتب دانشگاهی دربارۀ فلسفۀ اخلاق درکی کامل یا رضایتبخش از آن به دست آورد». نهایتاً حجاب یک بخش از مجموعه ممهّدات آن جامعه باشد شما بر بقیه بخشهای منظومه هم نظر داشته باشید سپس مسئله حجاب را مطرح کنید. درسی که از بحث من میگیرید، این است که : توجه کنید این ماه رمضان و این روزهها و نمازها و عباداتی که میکنید و در مساجدی که میآیید و – ان شاءالله – دعا و نماز که میخوانید، مجموعه اینها باعث شود که آخر ماه رمضان یک چیز دیگری باشید و به قول خود قرآن: «یا اَیُّهاالَّذینَ اَمنوا کُتِبَ علیکم الصِیام کما کُتِبَ علی اَللذینَ مِن قَبلکُم لَعَلَّکُم تَتقُّون» همه مطلب است.خدا میفرماید: ما به شما گفتیم که روزه بگیرید، همان طور که به امتهای قبل گفتیم.

فلسفه زندگی؛ تأملاتی در باب حیات، معنا و اخلاق اثر کریستوفر همیلتن که با ترجمه میثم محمدامینی منتشر شده است یکی از کتابهای مجموعه کتابخانه فلسفه زندگی است که در نشر نو به چاپ میرسد. همیلتن برداشتی وسیع از مفهوم «اخلاق» در نظر دارد. فلسفهٔ زندگی مجموعهای است از چند جستار یا مقالهٔ فلسفی که مطابق تقسیمبندی رایج در حوزهٔ «فلسفهٔ اخلاق» قرار میگیرد، اما چنانکه خواهیم دید نویسنده برداشتی وسیع از مفهوم «اخلاق» در نظر دارد. 4-قوانین و اصول علمی از نظر شناسایی یا معرفت بخشی چه مقام و موقعی دارند؟

مردان بالغ به محرک هاى بینایى شهوانى حساسیت بیش تری دارند. ولی کدام گونههای فکر کردن اختصاص به انسان دارند؟ آیا تاریخ به ذات خود دارای واقعیت عینی است و از بسترهای شکل گیری خود مستقل است؟ این اعتقاد، اگر حقیقت محض هم نباشد، دور از حقیقت نیست. اما نگاهشان با هم تلاقی کرد و به دلیلی لب پایین چکونف ناگهان شروع به لرزیدن کرد. پاسخ مثبت دادن به این پرسش هم جهالت میخواهد هم جسارت؛ و نویسنده از اولی هرچه بخواهید دارد، از دومی نه. مالک حسینی در بخشی از یادداشت خود بر این مجموعه نوشته است: «فکورترین انسانها اعتقاد داشتهاند که انسان بودن انسان به فکر است و انسان هرچه زندگی را بیشتر به فکر کردن بگذراند بهرۀ بیشتری از انسان بودن دارد و هرچه کمتر و کمتر به این فعالیت شریف مشغول باشد به دیگر همجنسان خود – که همان حیوانات عزیز باشند – نزدیک و نزدیکتر میشود.

دیدگاهتان را بنویسید