رویکردها و روش های تربیت اخلاقی و ارزشی

آنهایی که دارای فضایل اخلاقیاند، چه کسانی هستند؟ هرچند که این ضعف و نارسایی، خود ناشی از فقدان نظامهای آموزشی دارای جهتگیریهای خاص اخلاقی و ارزشی (دینی و مذهبی) در بسیاری از کشورهای جهان است؛ اما بیشتر معلول ابهام و تردیدی است که در بین بسیاری از مربیان و صاحبنظران تربیتی نسبت به اصل تربیت اخلاقی و ارزشی وجود دارد. اگر دغدغههای مربوط به حضور در مدارس مذهبی با حضور در دیگر مدارس (غیرمذهبی) یکی بود، دیگر جای بحثها و مناقشات فوق نبود.

» یکی از یاران پیامبر(ص) به نام ابوطلحهی انصاری باغ و نخلستان بسیار مصفا و زیبای خود را که در مدینه شاخص بود و همه از آن سخن میگفتند در راه خدا هدیه کرد. عدهای دیگر بر این نکته تأکید دارند که وجود مفاهیم و تعابیر مختلف از تربیت اخلاقی و ارزشی و وجود مدلهای متعدد مربوط به تربیت اخلاقی وارزشی همچون مدل تبیین ارزشها (Values Clarification)، مدل تحول ساختاری (Structural Development)، مدل عمل اجتماعی (Social Action) و مدلهای متعدد دیگر از عوامل عدم موفقیت در این زمینه هستند. همچنین ضعف این روشها و رویکردها در جلب هرچه بیشتر مخاطبان و علاقمندان به دین، اخلاق و ارزشها نیز میتواند زمینه تردید را افزایش دهد.

این آیات و سایر آیات شریفه قرآن که برشماری آنان در طاقت این پژوهش نمیگنجد، جملگی از شأن ربوبیت خداوند به مفهوم فراهم سازی بستر و زمینه رشد و کمال موجودات و از جمله انسانها در دو ساحت نیازهای مادی و معنوی خبر داده است. خداوند در دو آیه ی 162 و 262 بقره، آثار ارزشمند فقرزدایی را در قالب تشویق برای انفاق بیان نموده است تا خواستاران تکامل، به این کار ارزشمند روی کنند. تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی فرایندی است اجتنابناپذیر، زیرا دولت و یا ملت، مدارس و خانوادهها و نیز کودکان و نوجوانان، خواهناخواه، ملاکهای خاصِ درست و یا نادرستبودن را انتخاب میکنند و آنها را توسعه میبخشند؛ هرچند که این انتخاب نظامدار و برنامهریزیشده نباشد.

ارتباط عاشقانه بین شما و کودک و تعامل یک به یک با او، پایه و اساس مهارت های فکری عالی او را فراهم می کند و والدینی که مراقبت کنندگان حساسی هستند “به سرعت و به طور مناسب به سیگنال های کودک پاسخ می دهند” و “یک پایگاه امن” برای کودکان فراهم می کنند تا دنیا را کشف کنند. همانگونه که گفته شد، پیاژه بیشتر با قضاوت اخلاقی در رشد کودکان سر و کار داشت نه با فلسفه اخلاق یا مسائلی که درباره ماهیت اخلاق است. مشاهدات نشان داده است که دخترها اجتماعی تر از پسرها هستند. وی میپرسد: افرادی که تئوری اخلاقی ارائه میکنند و مشاهدات اخلاقی دارند، چه کسانی هستند؟

به چند دلیل، تجارب اخلاقی و ارزشی متأثر از مذهب بهطور کامل قابل درک و فهم نیستند: اولاً، تجربههای دینی که جنبه اسرارآمیز دارند، قابل تکرار نیستند و به همین خاطر روشهای علمی مثل مشاهده و آزمایش نمیتواند آنها را بسنجد. هیک (Hick) معتقد است که درست همانگونه که روانشناسی مدرن میتواند تجربههای روحی و روانی را تبیین نماید، تجربههای دینی نیز میتواند به گونهای علمی تبیین شود.(7) اما در مقابل آنچه که هیک فرض میکند، علم جدید ازجمله روانشناسی قادر نیست بهطور کلی ماهیت تجربه دینی را درک و تبیین نماید.

و افراد آن مجتمع اگر فردی را ببینند که از آن علم تخلف کرد، او را به سوی آن علم برگردانند و شخص منحرف از طریق خیر و معروف را به حال خود واگذار نکند و نگذارد آن فرد در پرتگاه منکر سقوط نموده، در مهلکهی شر و فساد او بیفتد، بلکه هر یک از افراد آن مجتمع به شخص منحرف برخورد نماید و او را از انحراف نهی کند. » (توبه/105) که مراد از مومنانی که اعمال مردم را میبینند و به آن علم پیدا میکنند. این سؤالات، تردیدها و ابهامات تا آنجا پیش میرود که تمامی مسائل تربیت اخلاقی اعم از اهداف، انواع و به ویژه رویکردها و روشها را دربر میگیرد.

به هر حال، تلاش دانشآموزان برای فهم و درک اینکه چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است، به شدت تحت تاثیر جنبههای برنامهریزینشده و جنبههای آشکار و پنهان کار مدارس قرار میگیرد. آنچه که در مدرسه به طور آگاهانه انجام میگیرد (جهت تربیت اخلاقی و ارزشی) به یادگیریهای برنامهریزیشده و هدفمند و عاملانه در برنامههای درسی اشاره دارد. این فعالیت آگاهانه به برنامه درسی – که خود موضوع درسی، محتوا و مهارتهای خاص و نگرشهای از قبل تعیین شده را شامل میشود – مربوط است.

مرحله 6 نیز نشاندهنده یک نوع گرایش به دیدگاه وظیفهگروی و بخصوص تداعیکننده دیدگاه کانت است که وظیفه افراد با آگاهی یافتن فرد از اصول اخلاقی جهانشمول روشن میشود. آیا اصول فلسفه تربیتی برای برنامه درسی مربوط به امور مادی میتواند با اصول فلسفه تربیتی برنامه درسی مذهبی یکی تلقی شود؟ پروفسور سیدحسین نصر نیز در بیان اهمیت تبیین دقیق مفهوم تربیت اخلاقی و ارزشی این سؤال را مطرح میکند که آیا تربیت اخلاقی همان تربیت مذهبی است یا تربیت سنتی (آموزش سنتها). نقطهنظر مذهبی ضرورتا نقطهنظر سنتی را دربر نمیگیرد و نماینده آن نیست.

همچنین امام صادق (ع) میفرمایند: «کودک هفت سال بازی میکند و هفت سال خواندن و نوشتن میآموزد و هفت سال مقررات زندگی حلال و حرام را یاد میگیرد». اگر کودک دوست دارد از دسته های مبل بالا برود، به جای داد زدن، او را روی زمین بگذارید و با اسباب بازی با هم بازی کنید یا برایش کتاب بخوانید. برای اینکه در حین دیدن فیلم های دوره خسته نشوید ما فیلم های دوره را به بخش های کوتاه تری تقسیم کردیم تا بتوانید به راحتی فیلم های این دوره را تماشا کنید. تردید نسبت به روشها و رویکردهای سنتی، در واقع تردید نسبت به اثربخشبودن آنها، توان ایجاد فهم و درک عمیق نسبت به دین، تناسب این روشها با علایق و نیاز یادگیرندگان، سازگاری آنها با رویکردها و روشهای جدید آموزش و تربیت اخلاقی و اهمیت و جایگاه معرفتشناختی این روشهاست.

در این میان، مسئله روشها و رویکردهای تربیت اخلاقی و ارزشی بیشترین توجه را به خود جلب نموده و بیشترین چالشها و مناقشات را نیز به خود اختصاص داده است. آنچه محل توجه همه این افراد است، قبل از تبیین و تحلیل روشها و رویکردهای تربیت اخلاقی و ارزشی، توجه به تبیین مفهوم و معنای تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی است. دیگر موردی که نظر مربیان و اندیشمندان تربیتی را به خود جلب کرده است، مسئله حاکمیت و غلبه روشهای سنتی در تربیت اخلاقی و ارزشی است. امام خمینی(ره) نیز بر این امر تأکید می­فرماید: بدان که اول شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق­تعالى، “تفکر” است و بعضی از علمای اخلاق آن را در بَدایات، در مرتبه­ی پنجم قرار داده­اند و آن نیز در مقام خود صحیح است و تفکر در این مقام عبارت است از آن­که انسان لااقل در هر شب و روزی مقداری ـ ولو کم هم باشد ـ فکر کند در این­که آیا مولای او که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحتی را از برای او فراهم کرده و بدن سالم و قوای صحیحه ـ که هر یک دارای منافعی است که عقل هر کس را حیران می­کند ـ به او عنایت کرده و این همه بسط بساط نعمت و رحمت کرده و از طرفی هم این همه انبیا فرستاده و کتاب­ها نازل کرده و راهنمایی­ها نموده و دعوت­ها کرده، آیا وظیفه ما با این مولای مالک الملوک چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید