رویکردها و روش های تربیت اخلاقی و ارزشی

با توجه به این رویکرد، روشهایی که میتواند در تربیت اخلاقی مؤثر افتد و با میل باطنی فراگیر سنخیت داشته باشد، روشهایی از قبیل تذکر، انذار و تبشیر، قصه و داستان، فراهم کردن فرصت انجام اعمال دینی در مدرسه و ارائة الگوهای اخلاقی میباشد. توجه به این رویکرد، برنامهریزان و تصمیمسازان عرصة برنامهریزی درسی را به سمت اصولی، همچون «فطرت انسانی»، «کمالگرایی انسان»، «رشد همهجانبه انسان»، «زیباگرایی انسان»، «آزادی و اختیار فرد در راستای هدف» و «نقش معلم به عنوان الگوی کامل تربیتی» هدایت میکند. 17) زمان شروع تربیت دینی از دوران نونهالی است؛ چرا که فطرت خداجوی کودک هنوز دست نخورده است و این، کار مربی را بسیار آسان میکند.

در این آیه، یاریهای متقابل ایمانداران برای رشد و شکوفایی مطرح شده است که جای کار فزونتر دارد و از حوصلهی این نوشته بیرون است. عوامل فراوانی بر رشد اخلاقی انسان اثر دارد؛ از جمله روابط با دیگران، نوع پوشش، رژیم غذایی، قوانین جاری، نوع رفتار و برخورد دیگران، آیا همه اینها دست به کار تربیت انسان هستند؟ کانت در تبیین مفهوم تنبیه اخلاقی میگوید.:«تنبیه وقتی اخلاقی است که رفتار ما با اشتیاق کودک به محبوب و محترم بودن مغایر باشد.

کانت کتاب بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق را در اثبات همین نکته نگاشته است. «یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیم» در این جا بحث بر سر مانعهایی چون جهل، خرافه، تعصب، هواپرستی است و آداب و رسومی که مانع شکوفایی اندیشهی دینی انسانها میشود. یعنی حرکتی که از درون وجود انسان نشأت می گیرد و تنها بر فرض عدم مانع تحقق می یابد و نیاز به تلاش یا دخالت نیروی دیگر ندارد.

از آن بابت که او نیاز به عاملی دارد که او را حراست کند و جلوی نا به سامانیهای او را بگیرد. ارزش دادن زياد كانت به انسان و عقلانيت او منجر به نظريه انسان باوري در مدرنيته گرديد كه ديدگاهي افراطي دربارة انسان دارد. برخی نیز معتقدند که بین روشهای واقعی تعلیم و تربیت اخلاقی و اهداف آن انسجام و هماهنگی لازم وجود ندارد و به همین دلیل، تربیت اخلاقی و ارزشی اغلب به تلقین منجر میشود (Snook,1978). پروفسور سیدحسین نصر نیز در بیان اهمیت تبیین دقیق مفهوم تربیت اخلاقی و ارزشی این سؤال را مطرح میکند که آیا تربیت اخلاقی همان تربیت مذهبی است یا تربیت سنتی (آموزش سنتها).

بعضی ممکن است توقع داشته باشند که تربیت اخلاقی باید توان استدلال را در فرد ایجاد کند. ماموریت داشتند که همگان به خصوص اهل کتاب را به آزاداندیشی دعوت کنند و بگویند که همهی انسانها شخصیت مستقل دارند و با یکدیگر برابرند و هیچ کس بر دیگری ربوبیت ندارد و همگان حتی پیامبران باید در برابر خداوند یکتا تسلیم و فرمانبردار باشند و تنها خدا پرستان واقعی و با تقوایان، ارزشمندند و برتری دارند. باید گفت که رسیدن به مقام قرب، در سایه تسلیم محض در مقابل امرونهی خداوند حاصل می شود. «شیطان من به دست من ایمان آورد.» و مقام حیوانیت او تسلیم مقام انسانیتش شود، به طوری که مرکب مرتاض راهوار عالم کمال و ترقی و براق آسمان پیمای راه آخرت شود و ابداً سر خودی نکند و چموشی ننماید.

او باید بداند که یک سری اصول تربیتی به دلیل تفاوت های اخلاقی که در پسر و دختر وجود دارد برای آن ها متفاوت است. 1. باید به فرزندانتان احترام بگذارید و برایشان ارزش قائل شوید و در صورت لزوم، خطاهای آنان را تذکر داده تا در رفع و اصلاح آنها بکوشند. پدر و مادر همواره باید روی مسیر باریکی بین مراقبت از فرزندان خود و آزاد گذاشتن آنها برای مواجهه با مشکلات قدم بردارند. شیوه الگویى از مؤثرترین و كارآمد ترین شیوههاى تربیت است و ائمه اطهار، اغلب در تربیت فرزندانشان از این شیوه بهره مىبردند؛ یعنى خود الگویى كامل براى فرزندان بودند و با عمل و رفتار خویش آنها را تربیت مىكردند.البته در كنار پدید آوردن الگوى عملى، باید زمینه را فراهم ساخت تا فرزند، خود نیز تلاش كند؛ در پى سعادت خویش برآید؛ در مسیر تربیت گام بردارد و پیوسته به حمایت والدین وابسته نباشد.

خداوند از آن رو که مربی انسان و جهان است، دارای رحمت وافر و گسترده و پایان ناپذیر نسبت به مربوبین و پروردگان تحت قلمرو خویش میباشد، چندان که تربیت او را میتوان جلوه و پرتویی از مودت و رحمت وی برشمرد. حضرت فرمودند: «اگر چنین میشد، دیگر ثواب و عقاب معنا نداشت، زیرا آنان مجبور بودند و اختیاری نداشتند، اما خداوند انسان را مختار آفرید و علاوه بر عقل و فطرت، با تعالیم پیامبران و کتب آسمانی مسیر هدایت او را روشن نمود و او را به اطاعت فرمان داد و از نافرمانی نهی کرد تا فرمانبرداران از عاصیان مشخص شوند».

امام سجاد علیه السلام فرمودند: «… امام صادق – عليه السلام – فرمود: همانا خداوند متعال نسبت به شخصي كه نسبت به فرزند خود محبت بسيار دارد رحمت و عنايت ميكند. مثلًا خوردن فلان میوه باعث خوشرویی فرزند می شود و یا فلان کار، بچه را عاقل بار می آورد و.. نوگرایی و تنوعجویی باعث میشود که متربی حوصله لازم برای فراگیری را به خرج نمیدهد و از دشواری تکرار و عمل میگریزد. تمرکز بر روی نیازهای شما باعث خودخواهی شما نمی شود.

به سرانجام نمیرسد، لازم است در هزینه کردن این نیروی انسانی دقت نظر کافی به عمل آید و این همه تمرکز و تأکید و اهتمام، خرج موضوع شایسته و درخوری شود تا بازده و بهره بیشتری به کف آید. مثلا برای درست کردن کیک با شما همکاری کند و یا به گل ها آب بدهد. 1.تربیت بدون تردید به فرایند تأثیرگذاری بر دیگران و تلاش برای تغییر آنان گفته می شود. فردیت رابطه ای ناگسستنی با مسئولیت دارد و مسئولیت صرفا در بستر فردیت معنا و مفهوم می یابد. بنابراین، آدمی حق دارد در تثبیت جنبههای انگیزشی، شناختی و عاطفی خود از روش تربیتی خودمهاری استفاده کند.

وقتی قرب را تحلیل می کنیم می بینیم که منظور از آن، قرب مکانی یا زمانی نیست، چون هیچ گاه انسان با خدای متعال رابطه زمانی یا مکانی نخواهد داشت.عدهای معتقدند که علم اخلاق را نمی توان تعلیم داد، چراکه این علم، مشتی مواعظ و نصایح بیش نیست و می توان آنها را از طریق ایجاد حال در متربی تثبیت کرد. از اینرو، آنچه امر تعلیم و تربیت را برای سیاستگذارن، برنامهریزان و مربیان تسهیل میکند، تلاشهای متربی یا فراگیر است و نباید نقش فراگیران در رسیدن به هدف تربیتی را منکر شد و یا از آن غفلت کرد.

نقطهنظر مذهبی نباید با نقطهنظر سنتی یکی انگاشته شود. اگر در میان مردم همجنس گرایی یا هر وصف دیگری ارزش اخلاقی شد بیان این مساله روان شناسی اخلاق است اگر بخواهیم انسانِ مقصد را معلوم کنیم و بدانیم که انسان اخلاقی کیست به روان شناسی نباید مراجعه شود. درتمام مکه در عصر بعثت 71 مرد و یک زن باسواد بیشتر وجود نداشت و اگرپیامبر(ص) حتی کلمهای از یک نفر آموخته بود نمیتوانست خود را در میان مردم «امی بنامد» .

مقایسه نسبت میان اصطلاح اسلامی و غربی: بدین ترتیب دو اصطلاح برای اخلاق آشکار گشت یکی دانش ملکات نفسانی و خوی های درونی. 2. تربیت عقلانى؛ منظور از تربیت عقلانى؛ ایجاد زمینه­های لازم برای پرورش قوه عاقله جهت دست­یابی به قرب الهی است. «در آموزش و پرورش نه تنها تعلیمات دینی خاص، بلکه همه برنامهها و آموزشها باید به عنوان اجزای یک مجموعه هماهنگ اسلامی، برحسب اقتضاء و گنجایش، جنبه و جهت دینی داشته باشد. اخلاق برای فلاسفه یونان در درجه اول نوعی فن و هنر است در حالیکه اخلاق برای ایشان در جهت بازسازی طبیعت و به کمال رساندن آن بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید