رنه دکارت کیست و فلسفه دکارت چیست ؟

اگر ميخواهيم به علم بومي دست پيدا كنيم بايد اين تفكر زيربنايي را مدنظر قرار دهيم. مادامي كه به اين جنبه زيربنايي تفكر در علوم جديد پي نبردهايم، اين خطر وجود دارد كه حالا حالاها مقلد باشيم و علوم در نزد ما تقليد از ديگران و وارداتي باقي بماند و هيچگاه علوم در نزد ما بومي نشود. بايد نقش فلسفه را زيربنايي دانست و كسي كه فلسفه جديد را بطور دقيق نشناسد در علوم جديد نيز پيشرفت نخواهد كرد. وي با اشاره به نقش فلسفه در اصلاح و پيشرفت و عمق بخشي به معلومات، افزود: دكتر مجتهدي در اين رابطه ميگويد: «من اعتقاد دارم كه فلسفه اصلاح و پيشرفت ايجاد ميكند، ما را از سطحيانديشي رها ميكند و به نگاهها عمق ميدهد.

اين نكته از مسائلي است كه دكتر مجتهدي و مقام معظم رهبري نيز بارها بر آن تاكيد كردهاند اما گويا گوش شنوايي در محيط ما براي آن وجود ندارد. گلشني، ضمن اشاره به گفته مجتهدي كه چرا تامل در فلسفه غرب مهم است، ادامه داد: دكتر مجتهدي ميگويد: «من بيشتر متخصص فلسفه غرب هستم ولي مدافع آن نيستم. به طور مثال، كارلو روولي، فيزيكدان مشهور ايتاليايي عين نكاتي كه دكتر مجتهدي بيان ميكنند را مطرح ميكند كه سرنخ يكي از نظريات مهم فيزيك روز است.

نگاهی به آمارهای آثار سوء و وحشتناک حاصل از بی حجابی، بی حجابی را تجربه ای شکست خورده می داند. بنابراین در زمان بعثت زردشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی حجابی کامل داشتهاند. انسان قبل از اينكه متعلق به وطني خاص باشد يا مستند و متكي باشد، جهاني است. آغاز بحث ما بیان اوصافی است که همهکس آنها را بهوضوح متعلق به نفس ازلحاظ ماهیت آن میداند. نيوتن خود را فيلسوف به حساب ميآورد و شروع كرد در اينباره با دكارت بحث كند و ايدههاي فلسفي قوياي داشت.

اين دو نگرش فلسفي ميتوانند به هم آموزش دهند و همديگر را توسعه بخشند.» وي در پايان گفت: در حال حاضر غرب درك كرده است كه به طور مثال در فيزيك همه سرنخها مفروضات متافيزيكي است. اجازه دهید با مثال میز که در بالا استفاده کردیم کار را ادامه دهیم. تاریخچه و اتفاقات مهم زندگیاش را مرور کرده و موضوعات کتابهای مهماش را معرفی کردیم. نكته ديگر استاد، بيتوجهي به فهم عمق علوم است؛ امروز در دانشگاهها فهم اصلا مهم نيست و آنچه اهميت دارد جنبه كاربردي علوم است. استادي كه دانشجو نيست، اصلا استاد نيست.

اينكه بنيانها چيست اصلا اهميت ندارد و خبري نيست. البته مي توانيد با ورق زدن حوادث روزنامه ها، ارتباط مستقيم بين بدحجابي و نا امني ها و اتفاقات پيش آمده براي زنان را دريابيد. تصور عمومی این است که در بحرانهای اجتماعی بهویژه بحران معیشتی، اندیشه یکی از اولین حوزههایی است که به محاق میرود به خصوص از این نظر که کتاب و روزنامه ازجمله اولین کالاهایی هستند که از سبد مصرف خانوار حذف میشوند.

بسياري از دانشگاههاي غربي رشتههاي مشترك فيزيك و فلسفه داير كردهاند اما متاسفانه در ايران چنين رشتههايي نداريم، حتي پيشنهاد رشته فيزيك بنيادي براي مقطع دكتري در وزارت علوم رد شد يعني فقط سطحينگري را شاهديم. دانشجو نيز فقط به دنبال آن است كه مقاله بنويسد و مدرك بگيرد. امروزه محدود كردن بينشمان نسبت به واقعيت به تنها بخش اصلي علوم تجربي يا علوم انساني، نابينا كردن خود نسبت به پيچيدگي واقعيت است كه آن را ميتوان از طريق چند ديدگاه درك كرد.

امروزه شيوه رايج اين است كه فلسفه را ناديده گرفته و بگويند ما علم داريم و به فلسفه نياز نداريم. بعد از کفالوس، پسرش پولمارخوس بحث را دنبال می­کند وی با توسل به اعتبار و مرجعیت سیموندس شاعر بزرگ میگوید، عدالت این است که آدمی دینی را که به هر کس دارد ادا کند. خود وی نیز در کتاب ششم جمهوری تاکید میکند که «بارها از من شنیدهای که موضوع عالیترین دانشها، ایدهی نیک است، و عدالت و دیگر فضایل انسانی فقط به علت بهرهداشتن از آن، نیک و سودمندند» (افلاطون، ۱۳۸۰، ص ۱۰۴۳). بنابراين، دانشگاه آكسفورد دوره فوق ليسانس فيزيك و فلسفه را راهاندازي كرده است، در دانشگاه كلمبيا رشته مباني فلسفه فيزيك راه انداختند و لذا تحول عظيمي رخ داده است.

در انتها نیز گسترش و جرح و تعدیهای اندیشههای افلاطون و ارسطو در مکاتب فلسفی بعدی دوره باستان، چون رواقیان و اپیکوریان و کلبیان، شرح داده میشود، و البته فلسفه افلوطین که به ویژه در جهان اسلام، هم در فلسفه و هم در عرفان، نقشی تعیینکننده ایفا کرد. فلسفه نميتواند به نام ارسطو، افلاطون و به نام افلاطون، ارسطو را تكفير كند يا به نام اسلام، غرب و به نام غرب، اسلام را تكفير كند.

آنها بهشدت به زبانشان علاقهمند هستند و حتي بسياري از بزرگان ما را به نام خود تمام كردهاند. به عنوان مثال، با وجود اینکه در آغاز پیدایی فلسفهی تحلیلی بحث از متافیزیک جایگاه چندانی ندارد و به نظر برخی از فیلسوفان تحلیلی گزاره های متافیزیکی بی معنا هستند، از دههی ۱۹۶۰ به بعد، احیای متافیزیک در دستور کار فیلسوفان تحلیلی قرار میگیرد. امیل بریه در این باره می­نویسد: به همین نحو فیلسوف به بحث دربارۀ سلسله اعمال یا قوای نفس که هرکدام از آنها مقتضی قوای سابق است بی­آنکه مستلزم قوای لاحق باشد می­پردازد، مانند قوۀ غاذیه و قوۀ حساسه و قوۀ ناطقه و قوۀ محرکه.

آلکیبیادس نه آنقدر مست، بلکه در عین هشیاری چنان از سقراط میگفت که افلاطون مطمئن شود که مخاطب در دیالکتیک حقیقت و ناحقیقت، آنقدر باید به مرز حقیقت نزدیک شود تا یکی مثل سقراط گردد! جهان فلسفه جهان گفتوگوست و دكتر مجتهدي در مرز اين همخواني غرب وشرق قرار دارد. رادا كريشنان، در مقدمه «تاريخ فلسفه و غرب» از كلام ابوالكلام، عدول كرده و معتقد است كسي كه وارد فلسفه شود و قصدش اين باشد كه مرز بكشد، حقيقت فلسفه را درك نكرده است.

با یک معرفت شناسی نادرست، ما نمی توانیم حقیقت را از خطا تشخیص دهیم. نفی زندگی را می توان در گرایش های راهبانه یا زاهدانه ای یافت که تبلیغ دوری از دنیا و زندگی می کنند و گوشه گیری و عزلت طلبی رهبانیت را ترویج می نمایند. هشتم. فلسفه صدرایی و نوصدرایی، به این دلایل از توان تمدن سازی برخوردار است : یک. گاليله هرگز نميتوانست كاري را كه كرد انجام دهد اگر ذهنش پر از افلاطون نبود.

دیدگاهتان را بنویسید