راهکارهای تربیت قرآنی در شکوفایی انسان – ديگران

اصولاً تربیت ، و به ویژه تربیت دینی فرزندان بر اساس دستورات عملی و مدل هایی خواهد بود که والدین و مربیان به کودک عرضه می کنند. هر هفته یک “شب خاص” ایجاد کنید تا در کنار هم باشید و به فرزندان خود اجازه دهید در مورد چگونگی گذران وقت به شما کمک کنند. یعنی انجام اعمال دینی در معرض دید کودک باشد تا او نیز به آن سمت و سو تشویق شود؛ مانند خواندن نماز در کنار فرزند و یا کمک به نیازمندان توسط کودک.

وگرنه، به فرموده قرآن، مانند حیوان و بلكه از آن هم پست تر خواهد بود. در طریق وصول به این هدف ضروری است خدا را دوست داشتنی ، مهربان و بخشنده و صمیمی تر از پدر و مادر معرفی کنید. پس قدرت درک او را از طریق سؤالات بالا ببرید و قدرت تعمیم او را با این گونه پرسش ها تقویت کنید : زمین را که آفرید؟ اگر سر کودکتان فریاد زده و او را تنبیه کرده اید، لازم نیست پس از پشیمانی از کارتان بگویید که چقدر از این کار متنفرید چرا که به او می آموزید به راحتی کاری که نازیباست را انجام دهد.

با پرسش های مکرر ، خدا را در ذهن کودک بزرگ و دوست داشتنی کنید؛ روح مذهب را در اعماق وجود او نفوذ دهید، و شک ها را از درون او بزدایید. کودک باید به اولیای دین، به رسول خدا و ائمه علیهم السلام و دیگر پاسداران مذهب علاقه مند باشد تا امر و نهی شان و راه و روششان در او اثر گذارد و شیوه های زندگی آنان را سرمشق قرار دهد. به همین منظور نماز خواندن خود والدین و وادار کردن با لطافت کودک در سنین هفت سال به بعد به نماز و همراه بردن به مجالس دعا و ذکر اهل بیت(علیهم السلام) و آموزش قرآن کریم و امور معنوی دیگر در تربیت دینی فرزندان تاثیر بسزایی خواهد داشت.

4- خستگی جسمی و ذهنی : ما دوست داریم که فرزندان ما عامل به مذهب و تعالیم آن باشند ولی نمی خواهیم که کودک را در طریق مذهب و عبادت و طاعت آن چنان خسته کنیم که از آن متنفر و بیزار گردد. آن چنان که رفتار و گفتار، رفت و آمدها ، معاشرت ها ، خور و خواب ها و موضعگیری ها همه رنگ مذهب داشته باشند. یکى از راههاى تشویق فرزند به نماز ایجاد رابطه ى دوستانه و صمیمى با اوست و سایر اعضاى خانواده را نیز باید به این مسئله واقف کنید که آنها نیز فشارى را بر او تحمیل نکنند بلکه به او بیشتر احترام بگذارند به او شخصیت بدهند آن چنان که گویى یک انسان بزرگسال شده است.

در طریق تزریق محبت خدا در دل کودک از هر وسیله حقی می توان استفاده کرد و داستانها و قصه هایی در این رابطه می توان ساخت ؛ البته باید درنظر داشت که تصور و سخن والدین درباره خدا در کودک مؤثر است . هدف: شناخت جهان از طریق به کارگیری عقل . در طریق تربیت دینی فرزندان و کودکان مراقبت هایی باید صورت گیرد تا امر تربیت مؤثرتر باشد .

نقش مادر : مادر نقش بسیار مهم و پر رنگی را در تربیت فرزندان چه پسر چه دختر دارد. اما به راستی آیا تا به حال از خود پرسیدهایم که تا چه اندازه به ارزشهای اسلامی و اعتقادات باور داریم که بخواهیم آنها را به فرزندان خود منتقل کنیم! زیرا در هر سنی مسائل نسبت به سن دیگر متفاوت می باشد و یا گاهی مسئله ای در دوره ای وجود دارد که در سنین پایین تر و یا بالاتر برای فرزندان دیگر وجود ندارد.

ایشان در کنار مشاوره روانشناسی با جمعی دیگر از بهترین روانشناسان و مشاوران کشور به طور ضمنی به غنای این وب سایت کمک می کنند تا بتوانند مهکام را تبدیل به مرجعی برای رفع مشکلات و مسائل مربوط به روان انسانها نمایند. داستان ها : منظور داستان های مربوط به پیشوایان مذهب است که ذکر آن ضمن بالا بردن سطح فکر و معرفت کودکان سبب ایجاد عُلقه ( دلبستگی ) و تلاش برای همانندی هم خواهد بود.

3- ایجاد عادات مذهبی : زندگی خود و خانواده خود را مذهبی کنید. این امر به او کمک می کند تا پیشرفت مهارت های زبانی اش را شروع کند و کودکانی که در بچگی مطالعه می کنند، بیشتر تمایل دارند که تا مادام العمر مطالعه کنند و در مدرسه خوب عمل می کنند و در زندگی بزرگسالی هم موفق می شوند. موفقیت در این امر بسته به آن است که والدین و مربیان ، خود اعتقادات و اطلاعات روشنی داشته باشند و به آنچه که می گویند مؤمن باشند.

1- پاسخ درست به سؤالات : درک و فهم کودک نسبت به مسائل مذهبی بسیار محدود است و به همین نظراو دائماً در زمینه های گوناگون به سؤال و پرسش می پردازد تا دامنه اطلاعات خود را وسیع تر سازد. در این فرصت ها می توان بحث هایی را ترتیب داد و ضمن آن از مسائل اسلامی ، از راه و رسم حیات اسلامی ، از اخلاق و عادات مذهبی سخن گفت و بذر رفتار اسلامی را در نهاد کودک کاشت.

جالب آن است كه در نسخه شیخ صدوق عبارت «فرحمته فى تعلیمه» به چشم مىخورد كه تصریح بدین امر است. در آموزش دینی شیوه ها و فنونی برای تربیت مطرح است که اهم آنها عبارت اند از بحث کردن در مورد جهان و طبیعت و آفاق و انفس، دادن تذکر در موارد لازم و ضروری ( مثلاً دروغ کار زشتی است و …) ، توجه دادن به خود و ابعاد وجود ی خود ، واداشتن به تفکر و تدبر در امور، تعقل و استدلال ، استفاده از تجارب شخصی ، سیاحت و زیارت اماکن و در سایه آن دادن آگاهی ، عبرت آموزی و …

میل به پاکی و صفا در کودکان امری است که در همه جای جهان می توان از آن سراغ گرفت . البته فراموش نخواهیم کرد که تصور کودک چهار ساله از پدرش این است که او قدرت مطلق است، همه چیز را می داند و هرچه را که انجام می دهد درست است. ما حتی معتقدیم که الگوهای تربیتی کودکان در جنبه ی اخلاق ، و در صبر و اخلاص و امانت و پاکی و برکناری از شبهات باید خدا گونه باشند، صاحب علم و آگاهی باشند و نظریه ای را عرضه و ارائه کنند که مدافع آن هستند ، در نظر داشته باشند که ذهن کودک به زمین آماده ای شبیه است که همه چیز را می پذیرد ، حتی اوهام و خرافات را.

دیدگاهتان را بنویسید