راهکارهای تربیت قرآنی در شکوفایی انسان – ديگران

از آنجا که انسان مداری قدیم و جدید، تقریبا در یک سیاق اند، تفکیک دیدگاههای نظریه پردازان انسان مداری چندان ضرورت ندارد. تاریخچه انسان مداری مدرن را که می نگری، در می یابی انسان مداران چگونه و با چه انگیزهای کوشیده اند با سیمایی پیامبر گونه به القای اندیشه ها و آموزههای سکولاریستی مکتب خود بپردازند و به دور از هر نگرش آسمانی و الهی به تعریف و تعیین احکام و آیین هایی ناظر به امور جاری زندگی انسان روی آورند؛ تا آنجا که حتی برای مراسم و آداب «تشییع جنازه مردگان بدون حضور خداوند» رسالة عملیه می نویسند و توصیه می کنند چگونه به جای ادعیه و اذکار مرسوم مذهبی که به وجود و حضور خداوند نظر دارد، از عباراتی استفاده کند که هیچ تداعی کننده وجود و حضور خداوند نیست.

امت وسط و حفظ اعتدال یکی از رازهای شکوفایی است .«و کذالک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا و ما جعلنا القبله التی کنت علیها الا لنعلم من یتبع الرسول ممن ینقلب علی عقبیه و ان کانت لکبیره الا علی الذین هدی الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرووف رحیم» «همان گونه (که قبله میانه است) شما را نیز امت میانهای قراردادیم (که درحد اعتدال که میان افراط و تفریط، است) تا گواه بر مردم باشید و پیامبر هم گواه بر شما و ما آن قلبهایی را که قبلاً بر آن بودی، تنها برای این قرار دادیم که افرادی که از پیامبر پیروی میکنند از آنها که به جاهلیت باز میگردند مشخص شوند.

»؛ «همین که زمین را گسترد و فرمانش را متنفذ قرار داد، انسان را آفرید» (نهج البلاغه خطبه19) البته آفرینش ملائکه قبل از آدم بوده است. ابتدا لازم است، ابهامی را بر طرف کنیم. 39- مداومت بر انجام کار نیک، به ویژه در قالب عباداتی مانند روزه، در تقویت اراده ی انسان مؤثر است. و چون این اعجوبۀ دهر ذات جامع یا قابل جمعی است، از این جهت برای ادارۀ آن دو قوّه صفات شیطانی را از قبیل کذب و خدیعه و نفاق و نمیمه و سایر شیطنتهای دیگر نیز به کار می برد؛ و با همین سه قوّه، که اصول مفسدات و مهلکات است، ترقی کند؛ و اینها نیز در او نموّ و ترقی روزافزون نمایند.

هرگاه به کاربرد این واژه در دانش تربیت و اندیشمندان علوم تربیتی بنگریم، بدین رهیافت خواهیم رسید که تربیت با در نظر گرفتن همین ریشه (مضاعف) معنا شده است، چنان که در قرآن کریم نیز تربیت با ساختار لفظی رب و با همین معنا و نه جز آن، به کار رفته است. 81- تحریم، 6 از پیامبر اسلام (ص) نیز روایت شده است که فرمود: کُلُّهم راع و کلکم مسئولٌ عن رعیته ( بحارالأنوار، ج72، ص38 و الاحسائی، عوالی اللئالی، ج1، ص364، ح51): همه ی شما نگاهبان و همه ی شما درباره ی آنچه زیر نظر شما است، مسئولید.

این چنین برای کافران اعمال (زشتی) که انجام میدادند تزیین شده است «و زیبا جلوه کرده» (انعام/ 112) گفتهاند این آیه دربارهی ایمان آوردن حضرت حمزه عموی پیامبر نازل شده است که چون از اذیت و آزار ابوجهل نسبت به رسول خدا(ص) و مکتب او آگاه شد، به حمایت از پیامبر با مشت بر سر او کوبید آنگاه گفت: من از امروز به محمد ایمان میآورم. اینک به مانع بزرگ شکوفایی میرسیم که تعلقات ناصواب است .«لن تنالوا البرحتی تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شیء فان الله علیم» «هرگز به نیکوکاری نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید و از هر چه انفاق کنید قطعاً خدا بدان داناست» (آل عمران/ 29) در آیات گذشته بحثهایی دربارهی ایمان و کفر و نشانهها و آثار آن و بخشی از سرگذشت انبیاء آمده بود و در این آیه به یکی از طرف وصول به حقیقت ایمان و مقام برو نیکوکاری اشاره میکند.

و اگر در تحت تأثیر مربی و معلمی واقع نشود، پس از رسیدن بحد رشد و بلوغ یک حیوان عجیب و غریبی شود که در هر یک از شئون مذکوره گوی سبقت از سایر حیوانات و شیاطین ببرد، و از همه قویتر و کاملتر در مقام حیوانیت و شیطنت شود. قانون تحول انواع تا حد زیادی الهام بخش انسان مدارانی شد که همه جا در پی توجیهی برای انکار وجود خداوند به مفهوم دقیق کلمه بودند. انسان مداری در تبیین و تفسیر هستی از مکتب تحول گرایی طبیعی الهام می پذیرد؛ به گونه ای که جهان هستی را خود پیدا میشناسد و به هیچ عاملی ورای عالم مادی و انسانی استناد نمی دهد.

فرمود: این معرفت در دل های آنها قرار گرفت و آن جایگاه را فراموش کردند و روزی آن را به یاد می آورند و اگر این نبود، کسی نمی دانست خالق و رازق او کیست. در نگاه انسان مداری مدرن، دین یعنی انسان گرایی؛ تا حدی که انسان و انسانیت محور کلی هستی و کانون اصلی گرایش قرار می گیرد، و تعلق و وابستگی او به جهان ماورا اساسا میگسلد. بیایید بسوی سخنی که میان ما و شما مشترک است که جز خدای یگانه را نپرستیم و چیزی شریک او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را غیر از خدای یگانه به خدایی نپذیریم.» قرآن با این طرز استدلال به ما میآموزد که اگر کسانی حاضر نبودند در تمام اهداف مقدس با شما همکاری کنند، بکوشید لااقل در اهداف مهم مشترک همکاری آنها را جلب کنید و آن را پایهای برای پیشبرد اهداف مقدستان قرار دهید.

بنابر این نقش وراثت عامل مهم در تربیت و سرنوشت آدمی است اما حرف آخر را نمی زند در طول تاریخ ، مثال های زیادی وجود دارد که با وراثت درست و سالم به فساد و گمراهی دچار شدند و بالعکس . حال وقتی نوع غذا بتواند شکل ظاهری فرزند در رحم را تغییر بدهد، آیا باطن غذا نمی تواند در روح و روان او اثر بگذارد؟ آیا میتوان گفت علم و استعداد و یادگیری باید در چهارچوب خاص باشد و درپی آن تکلیف بیاید؟

اعراف، 172): ثَبَتَتِ المعرفهُ فی قلوبهم و نسوا الموقف و سیذکرونه یوماً و لو لا ذلک لم یدرِ أحَدٌ من خالقُهُ و لا مَن رَازِقُه: ( الکافی، ج3، ص 280) : از حضرت درباره ی این آیه سؤال شد که خداوند می فرماید: « و آن گاه که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه ی آنان را برگرفت و آنها را بر خود گواه گرفت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا». 2- در تاریخ اندیشه ی مکتوب بشری، سقراط ( متوفای 399 ق.م.) را می توان از اولین کسانی به شمار آورد که بر تمایز میان جسم و روح تأکید ورزیده اند.

حال اگر تلاشها و کوششهای فرد در جهت منفی و انحراف از حق باشد، وجود انسان را منفی و منحرف میسازد و اگر مثبت و در مسیر حق باشد، وجود انسان را مثبت و کامل و پربرگ و بر خواهد ساخت. حاکمیت قانون الهی که همان حق است، جامعهها را به اتحاد فرا میخواند خداوند میفرماید :«کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه و ما اختلف فیه الا الذین اوتوه من بعد ما جاءتهم البینات بغیا بینهم فهدی الله الذین آمنوا لما اختلفوا فیه من الحق باذنه و الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم» «مردم (در آغاز) یک دسته بودند (و تضادی در میان آنها وجود نداشت) به تدریج جوامع و طبقات پدید آمد و اختلافات و تضادهایی در میان آنها پیدا شد، در این حال خداوند، پیامبران را برانگیخت تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی که به سوی حق دعوت میکرد با آنها نازل نمود تا در میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند.

7- کانت تربیت را پرورش و تأدیب و تعلیم توأم با فرهنگ میداند که در پی کامیابی متربی در جامعه آینده است؛ جامعهای که به مراتب از جامعه کنونی برتر است. معیار اساسی انسان مداری دینی یا دین انسان مدار نفی و حذف خدا از قاموس وجود، و جداسازی او از فرهنگ بشری است که با شعار پرهیاهوی «همه امور بدون خدا» همراه است. توبه/91) خداوند در آیهی تبلیغ میفرماید: اگر چنین نکنی (رسالت غدیر را ابلاغ نکنی) رسالت خدا را انجام ندادهای. مختلف باشند. لذا حوزه های اخلاق هنجاری را معلوم می کنیم تا بعد از آن در تربیت وارد شویم.

دیدگاهتان را بنویسید