حرکت جوهری در حکمت متعالیه (به زبان ساده)

او رسالههای دیگری نیز در زمینه پزشکی دارد. در ستون کناری نیز مختصری از نوشتار رضا داوریاردکانی، استاد نامآشنای فلسفه را ملاحظه میکنید که به منظور ارایه در جلسه مذکور ارایه شده است. از یکسو پیروان ابنسینا میکوشیدند تا با شرح و دفاع از او، چراغ آنچه امروز- درست یا غلط- فلسفه اسلامی خوانده میشوند، روشن نگه دارند و از سوی دیگر، مخالفان این جریان، آشکار و پنهان، به عناوین مختلف به طرد و نفی و سرکوب آن میپرداختند. ابنسینا به عنوان پزشک، آثار مهمی چون «قانون در طب» دارد. بله، درست است یعنی خبرساز بودن پدیده مهمی میشود و این را هم تعداد لایک مشخص میکند و گاهی هم شما طوری موضع میگیرید که «لایکآور» باشد!

این نکته از اشاراتی که به کارهای اینها دارد، روشن میشود. این استاد دانشگاه تصریح کرد: فلسفه اسلامی میتواند به حل مسائل اسلام کمک کند، به عنوان مثال ابن سینا در رابطه با معاد بحثهای مفصلی دارد، هرچند که به گفته وی من به معاد عقلی معتقدم و نه به معاد جسمانی و… امـا چـون ازدواج دائم در عـيـن حال که در جلوگيرى ازآلودگي ها و نگهدارى عفت انسان نقش موثرى به عهده دارد، در تمام شرايط نمى تواند پاسخگوى تمايلات جنسى انسان باشد.از ايـن رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشريع شده است تا با استفاده از آن به خواسته هاى جنسى در تمام شرايط پاسخ مثبت داده شود.

یکی از دستوراتی که خداوند به انسان ها تکلیف کرده است، روزه داری است تا در سایه آن، انسان بتواند از هرگونه فساد و بیماری مصون بماند و با رهانیدن خود از دامهای شیطان، خود را در مسیر انبیاء و ائمه(ع) قرار دهد. یعنی خداوند که با طبیعت و همه چیز یکی است، یا خود را به صورت اندیشه نمایان می سازد یا به صورت بعد وماده. در مورد روایت مرسله، حولا مورد خطاب، نهی از ابدا زینت به غیر است، پس میتوان نگاه را از سطح یک عمل فردی به امری که مربوط به دیگران هم هست، دانست. علاوه بر اين، همان طور كه شهيد مطهرى فرمود، ميل به خودنمايى و خودآرايى، مخصوص زنان است و از نظر تصاحب قلب ها و دل ها، مرد، شكار است و زن، شكارچى همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن، شكار است و مرد، شكارچى و اين زن است كه به حكم طبيعت خاص خود، مى خواهد دلبرى كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسير سازد ولى در عين حال، اسلام براى مردان نيز پوششى در حد معقول قرار داده و مردان نيز آزادى بى حد و حصرى در پوشش ندارند و از طرف ديگر، اسلام آنها را بر حفظ نگاه از نامحرم و كنترل شهوت در نگاه، تكليف كرده است و كنترل نگاه براى مردان، نسبت به زنان، سخت تر است.

ولی من در همه این داستانها چیزی راجع به اینکه ابنسینا، جان خودش را برای نجات بیمارانش به خطر انداخته، ندیدم و بنابراین به نظرم باید از پزشکان امروز ما که در این دوران همهگیری کرونا، واقعا از جان گذشتگی میکنند، تقدیر فراوانی شود، به این اعتبار که چیزی بر آن فضایل پزشکی که تشخیص و درمان باشد، افزودهاند که همان از جان گذشتگی و تعهد حرفهای تا پای جان است. او مهمترین نماینده سنتی است که امروز فلسفه اسلامی خوانده میشود، جریانی تا حدودی حاشیهای در کنار کثیری از نحلهها و جریانها و فرقهها و مکاتب کلامی، عرفانی، فقهی و در مباحثه و منازعه دایمی با آنها برای بقا.

وی عنوان کرد: با اشاره به اینکه فلسفه اسلامی به تبیین مباحث، عقاید و دیدگاههای مسلمین میپردازد، گفت: عموماً فلاسفه بزرگ اسلامی همچون ابن سینا، ملاصدرا و دیگران، در بحثهایشان به بحثهای اسلامی خالص پرداختند، به عنوان مثال تفسیر سورههای قرآن توسط ملاصدرا که یک مجموعه عظیم تفسیری است و همینطور تفسیر برخی سورهها از جمله توحید، ناس، فلق و برخی از آیات قرآن کریم توسط این سینا، حکایت از این امر دارد که به هر حال چون مسلمان بودند، در بحثهایشان طوری بحث میکنند که مسائل اسلامی در حوزه عقیده، از جمله اعتقاد به خداوند، معاد و آخرت، و..

وی خاطرنشان کرد: در مجموع فلاسفه اسلامی در باب مسائل مبنایی در تحلیل و اثبات و رفع ابهامات و شبهاتی که ممکن است وارد شود، به اثبات مبانی میپردازند. وی ادامه می دهد: خدای متعال در حدیث قدسی فرموده است: «الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أُجْزِی بِهِ» یا «وَ أَنَا أَجْزِی بِهِ» روزه برای من است. در قرآن آمده است: «و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون» خداوند مثال میزند اما تعقل نمیکند مگر آنهایی که راسخ در علم هستند.

بدین ترتیب، اسپینوزا کسی است که به وحدت وجود، اعتقاد راسخ دارد. دنبال کردن این وجه اندیشههای ابنسینا برای پژوهشگران بسیار سخت است، زیرا در خیلی از موارد وقتی ابنسینا کسی را نقد میکند، از او اسم نمیبرد و بدون ذکر نام به بیان نظر او و نقد آن میپردازد. در خیابان میروید، اگر روزهای معمولی، وقتی نگاهتان به یک زن میافتاد، یک وضع دیگری داشتید، باید با ماه شعبان و شوال فرق داشته باشد.باید توجه کنید که شما در حال ایجاد رابطه با خدا هستید.

اما وقتی از ارسطویی بودن ابنسینا سخن میگوییم، باید در نظر داشته باشیم که خود مفهوم ارسطویی بودن هم مفهوم روشنی نیست، زیرا آموزشهای ارسطو، ازدوران متاخر یونانی با آموزشهای نوافلاطونی توام شده بود. آثار ابنسینا در شرایط شخصی و حتی میتوان گفت سیاسی و جغرافیایی مختلفی نوشته شده است. آثاری هم دارد که واقعا به قصد استفاده فیلسوفان نوشته شده که مهمترین آنها شفاست که واقعا اثری عظیم است. دوم اینکه با وجود عبادی بودن حجاب، ملازمه آن با عدم الزام قابل تشکیک است؛ زیرا عباداتی مانند خمس و زکات با اینکه عبادت بهمعنای اخص است و قصد قربت شرط صحت آنهاست، با الزام و اجبار حکومتی قابل جمع میباشد چنانکه در صدر اسلام توسط عاملان و کارگزاران حکومت جبایت میشدند.

بسیاری از گزارههای علمی مربوط به طب و طبیعیات کهن، اینک ابطال شده و نظرات و نظریههای جدید جایگزین آنها گشته است، پارهای از قواعد و قضایای فلسفی به نحوی، متکی و بلکه گاه مبتنی بر این گزارههای علمی، منسوخ میباشد؛ از این رو از جمله راهها و مصادیق نوسازی فلسفه، رهاسازی آن از قید این قبیل مطالب و مدعیات و عنداللزوم و جایگزین ساخته موارد و مثالهای قابل دفاع علمی جدید است. برای تعیین جایگاه ابنسینا در فلسفه، دو نکته میتوان گفت: نخست اینکه ابنسینا در فلسفه به هر حال به جریان ارسطویی تعلق دارد؛ دوم اینکه ابنسینا، هم از لحاظ مسائلی که به آنها میپردازد، هم از حیث سبک کار و هم از منظر پاسخهایی که به مسائل فلسفی میدهد، بیش از هر کس در میان فیلسوفان مسلمان، خودش را دنباله رو ابونصر محمد بن محمد بن طارخان فارابی (۳۳۹-۲۵۹ هـ .ق.) میداند.

خود ابنسینا هم در ساختن این تصویر از خودش که فردی خودآموخته بوده، موثر است. تصویری که ما از او داریم، بیشتر به عنوان فردی خودآموخته است و بنابراین نمیتوان درباره جایگاهش در فلسفه یا حتی پزشکی، با توجه به اساتیدش سخن گفت. من در تحقیقی، به نقدی از ابنسینا به فردی برخوردم که مشخص نبود کیست. نکته دیگر اینکه ابنسینا همچون استاد معنویاش فارابی- فارابی مدتها قبل از ابنسینا میزیسته و هیچ ارتباطی میان این دو نبوده و دلیلی ندارد بگوییم که ابنسینا نزد شاگردان فارابی درس خوانده باشد- اگرچه وارث جریان نوافلاطونی تفسیر ارسطوست، اما خودش مفسر ارسطو نیست.

دیدگاهتان را بنویسید