حجاب و عفاف و فلسفه آن – ایرنا

به دلیل این که در نفس فیلسوف بالاترین قسمت نفس یعنی عقل و خرد بر کل نفس حاکم است و هم چنین فیلسوف از طریق تربیت قادر به درک ایده عدالت است، در حالیکه اکثر مردم در سطح پندار و عقیدهاند. درست است که فیلسوفان به دلیل استعداد خاص خویش و تربیتی که میبینند قادر به شهود ایده عدالت هستند اما افراد دیگر نیز که توانستهاند در درون­شان هماهنگی ایجاد کنند، با تربیت صحیح و با کمک و راهنمایی پادشاه فیلسوف که حاکم جامعه است میتوانند به درک عدالت برسند. یکی مرتبه خاص فیلسوفان و دیگری مرتبه مخصوص تمامی افراد دیگر و فیلسوفان از هر دو مرتبه بهرهمنداند.

در رساله گرگیاس در تعریف سخنوری، گرگیاس می­گوید: سخنوری هنر متقاعد کردن دادگاهها و مجامع دیگر است موضوع آن عدل و ظلم است. به نظر گرگیاس در مدت کوتاهی میتوان آموزش داد که عدل و ظلم چیست، فرد می­تواند در دادگاه و مجامع عمومی داد سخن دهد اما نزد سقراط چنین نیست. نمی­توان گفت که با چند صباحی آموزش فرد دارای قدرت بازشناخت ظلم از عدل و برعکس میشود. همچنان که عامه مردم بهتر از یک فرد درباره یک قطعه موسیقی داوری می کنند، زیرا گروهی مزایای یک شعر یا یک قطعه موسیقی را می فهمند و برخی دیگر سایر محسنات و مزایای آن را و بدین گونه همه مردم بر نیک و بد آن آگاهی می یابند.

او هر روز آن را بالا میبرد اما غروب این جسم فرومیافتاد و روز بعد، روز از نو و روزی از نو، ولی او همچنان ادامه میداد. ملاصدرا در الاسفارالاربعه پس از نقل خطبه اول نهج البلاغه و تفسیر عبارت شوراندن عقول انسانها از سوی پیامبران الهی مینویسد که حکمت ابتدا از آدم(ع) و ذریه او یعنی شیث و هرمس (یعنی ادریس) و نوح آغاز گردید. یعنی عدالت افلاطونی برابری در سطحی بالاتر از تساوی صرف را در نظر دارد. به این معنی که پایگاه و موقعیت سیاسی شهروندان با هم فرق دارد و این فرق ناشی از تفوق فضیلت در طبقات بالاتر است.

پس از نظر افلاطون اصل تساوی استعداد از ریشه و بنیان باطل است زیرا افلاطون بر این عقیده است که خود طبیعت نه تنها این تساوی را از مردمان دریغ کرده است (زیرا انسانها طبیعتاً دارای استعدادهای متفاوت هستند) بلکه حتی در استعداد فطری آنان برای کسب تحصیل فضایل انسانی نیز فرق قائل شده است. پس هدف عدالت فرق قائل شدن بین تمایزات عرضی(تصادفی) با تمایزات حقیقی و ذاتی بین افراد است زیرا این تمایزات عرضی باعث ایجاد ابهاماتی در برابری میشوند. پس عدالت از نظر افلاطون این نیست که افراد جامعه در هر چیز برابر باشند این عین بیعدالتی است بلکه عدالت این است که چون افراد از نظر استعداد و طبیعت با هم متمایزند (طبق اصل تمایز) پس از نظر طبقهبندی در جامعه نیز با هم متفاوتاند و این تفاوت عین عدل است.

افلاطون معتقد است: تنها كسى كه قادر به تنظيم طرح شهر است، همان فيلسوفى است كه توصيف كرديم; چون او با نگاه به حقيقت محض و نگاه به شبيه آن صفات، كه در عالم انسانى قابل تحقق است، خطوط عمده طرح خود را رسم مى كند. چنین فلسفهای تنها در صورتی معقول و مقبول تلقی میشود که از بوته داوری عقلی سرفراز بیرون آید. نمی توان رد کرد که بخشی از متون فلسفی مرحوم صدرالمتالهین وارد مباحثی شده که یا ربط وثیقی با فلسفه او ندارد و یا اثبات پذیری او به روش حکمت متعالیه به راحتی ممکن نیست. برای ارسطو فلسفه و هنر (علی رغم اختلافی که در منشا و غایتدارند)، هدف مشترکی را دنبال می کنند و آن را تامل درهستی و بازنمایی حقیقت میداند.

چیزی بسیار شبیه به این اصل در اندیشه ارسطو وجود دارد که به تلویح از آن نظر که روی هم رفته مورد قبول صاحب نظران است مستفاد می گردد. افلاطون اما در این میانه بازهم طرف پارمنیدس را میگیرد، هرچند خود تصدیق میکند که «اثبات اینکه آیا حقیقت این است یا آنچه پیروان هراکلیتوس و بسی کسان ادعا میکنند، به هیچ روی آسان نیست» (افلاطون، ۱۳۸۰، ص ۷۵۲). بنابر این در الگو های مذکور دست گذاشته اند بر روی تغییر انسان ها و این تغییر هم در حوزه اعتقادات است و هم در حوزه رفتار بشر و اتفاقا بزرگترین چیزی که آن ها را در برنامه هایشان موفق می کند پرداختن به همین بعد شهوات انسانی است .

زیرا ممکن نیست کسی زمانی کوتاه به گروهی از مردمان بیاموزد که عدل چیست و ظلم کدام است. شهر میبایست تأمینکنندهى نیازهای مادی و اساسی مردمان خود باشد. بدین معنا که مردمان شهر بدوی افلاطون گرچه از نظر جسمانی و عقلانی با هم اختلاف داشند ولی از حیث پایگاه اجتماعی یکسان بودند. عقل طبق روایات هبه ای است از ناحیه خداوند به انسان مؤمن که به میزان ایمان او عقل تقویت شده و به میزان گناه و عصیان او تضعیف می شود. در قران کریم صراحتا آیه ای قید شده است که در آن به وضوح می توان به آرامش بخش بودن ازدواج پی برد.

اما دردیدگاه مسیحیت، تجرد مقدس شمرده شده است؛ از این رو، جای هیچ شبهه ای باقی نخواهد ماند که برای از بین بردن زمینه تحریک و تهییج جنسی، این مکتب، زنان به رعایت پوشش، عفت کامل و دوری از هرگونه آرایش و تزیین، به صورت شدیدتری فرا خوانده شدهاند. کندوکاو در زمینه عدالت کندو کاو در زمینه اصل تمایزات است. از این منظر رساله جمهوری، تا آنجا که آن را نگارشی در زمینه عدالت بدانیم در واقع نوشتاری در باب اصل تقسیمات مقتضی و جستوجویی در باب تفاوتهای حقیقی است. ارسطو قانون را حاکم و شرط اصلی وجود کشور و دولت به حساب می آورد و می گوید قانون باید شامل حکمت حقیقی باشد.

اصلی که در آن عملکرد را میتوان با استفاده از قابلیتها و تمایزات پیرو خطوط فضیلت وجودی افراد ترسیم نمود. و لذا این سؤال به ذهن متبادر میشود که اصلی که موجب این تمایزات حقیقی در شهر میشود چیست؟ اما دیگران تنها قادرند از طریق عدالت، هماهنگی و توازن در درون­شان ایجاد کنند ولی با عدالت حقیقی فاصله دارند. به نظر سقراط فیلسوف نسبت به دیگران آزادتر، آسودهتر و هماهنگ­تر است زیرا از تمام محدودیتهای روزمره از جمله لذت، افتخار، قدرت برکنار است. ایراد دیگری که برخی مفسران بر عدالت افلاطونی وارد کردهاند این است که این عدالت مختص فیلسوفان بوده و لذا یک امر ایدهآل است، زیرا ایده عدالت مربوط به جهان ایدههاست که جهانی ثابت است در حالیکه جهان ما در حال تغییر و دگرگونی است.

فقط باید گفت که عدالت افلاطونی مختص فیلسوفان نیست. آدمها یکبار عمیقاً عاشق میشوند، چون فقط یکبار نمیترسند که همهچیز خود را از دست بدهند. تعالیم مسیحیت فقط بر این دو آیین اصرار دارد. یعنی همان امری که آن را به حرکت وا می دارد و هدفش را هم تعیین می کند. به گفتهى کاسمن ما در عدالت به تمایزاتی که ایجاد تفاوت میکنند و همچنین واجد ارزش باشند یعنی به تمایزات حقیقی توجه می­کنیم. به گفته کاسمن جمهوری به مثابه مطالعهای در باب عدالت میتواند به چشم نوعی کندوکاو در باب تمایزات حقیقی وجود افراد نگریسته شود.

هر چند مستعدند که با تربیت به عدالت حقیقی یعنی نظاره صور عدالت دست یابند و این کار با هدایت حاکم جامعه که برابر با فیلسوف پادشاه است انجام می­شود. پس با توجه به مطالب گفته شده عدالت یعنی هارمونی، هماهنگی و زمانی حاصل میشود که هر یک از عناصر شخص کارکردی متمایز داشته باشد و عملکرد مشخصی را که برای نفس مناسب است به انجام برساند. در رساله قوانین بند (890) افلاطون از عدالت و ظلم سخن گفته و میگوید برخی افراد عدالت را همانا غلبه­ای که به وسیله زور به دست می­آید میدانند. در این هنگام است که شخص به شناخت ظلم و عدل رسیده در غیر این صورت هرچه درباره ظلم و عدل صحبت کند درباره سایههای ظلم و عدل سخن گفته نه خود ظلم و عدل.

بیرون غار 4 مرحله دارد که مثل اسفار اربعه است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که اسلام در نظر دارد تا انواع التذاذهای جنسی از جمله بصری و لمسی به محیط خانوادگی و در قالب ازدواج قانونی قرار گیرد و اجتماع منحصرا جایی برای کار و فعالیت باشد. «منشور اساسی (یا آیین حکومت) عبارت از تعیین وضع مقامات مجری قانون، مخصوصأ وضع آن دسته از این مقامات است که عالی ترین سمت های اجرایی را دارند. به نظر شما طبیعت خود به خود حیات پیدا کرده و تکامل یافته است.

افلاطون در رسالههای گرگیاس و پروتاگوراس و قوانین نیز به موضوع عدالت بهطور مختصر اشاره کرده است. نقش اساسي فلسفه عبارت از ايجاد زمينه فكري و عقلي براي مظاهر خارجي و محسوس يك تمدن و ديدگاههاي خاص آن است. ویژگیهای پرسش فلسفی را میبایست بر حسب موضوع و قلمرو فلسفه مشخص کرد. سقراط در بحث عدالت گفت: ویژگیهای که شهر دارد نفس نیز دارد و برعکس اما برخی مفسران گفتهاند حتی وجود برخی ویژگیهای مشترک میان شهر و نفس همانندی کاملی را که سقراط در نظر دارد به وجود نمیآورد.

شهر بر خلاف نفس در نظر افلاطون بهمثابه نهادی است که در آن آزادی عمل چندانی برای ارائه تعاریف وجود ندارد. در حالیکه وقتی میخواهیم تصویری از نفس ارائه دهیم فضای کار و آزادی عمل بیشتری داریم. زیرا فیلسوف کسی هست که خرد بر وی حاکم است یعنی بهترین جزء نفس بر کل نفس حکومت میکند. آنچه فرمودید، جامع بود؛ یعنی همهی جوانبِ آنچه در زمینهی علوم عقلی و رابطهی آن با حوزهی علمیه خوب است به ذهنها بیاید و مطرح شود، تقریباً در فرمایشهای آقایان بود. در قرآن نکات مهمی درمورد حجاب بیان شده است که اگر در مورد آنها به درستی و عمیق مطالعه و تحقیق شود و به آنها عمل کنیم، تاثیرات مهم حجاب را به مرور زمان به دست خواهیم آورد.

در این مقاله به برخی از دلایل روزه داری از نگاه قرآن و احادیث اهل بیت (ع) میپردازیم. فیثاغورث طبیب و دانشمندان بزرگ یونانی، هنگام مرگ، شاگردانش را به روزه گرفتن توصیه می کرد. بعضیها فیثاغورث یا پارمیدا میگویند. یا ممکن است دو جزء در سطح پایین باشند حالا این که کدام یک بر دیگری حکومت میکند این را عدالت مشخص می­کند. حکمت متعالیه، نام نظام فلسفیای است که ملاصدرا بنا کرد.

دیدگاهتان را بنویسید