جنگ عراق با ایران

وی درخصوص تضمین صلح و امنیت در خلیج فارس و تحقق منطقه ای عاری از ناوگانها و نیروهای بیگانه نیز اعلام همکاری نمود (رجوع کنید به همان ، ص ۷۱ـ۷۳). از پاییز 1364 ش با اعلام آمادگی جدّی کردهای معارض دولت عراق برای همکاری با قوای مسلح ایران، سپاه پاسداران به منظور هدایت جنگهای نامنظم، قرارگاه رمضان را تشکیل داد و نیروهای مسلح ایران درصدد برآمدند تا در زمستان نیز جبهه شمالی را فعال نگه دارند و با این تدبیر اجرای عملیات همزمان در دو جبهه جنوبی و شمالی را میسر سازند (همانجا). اگر دو کشور آماده جنگ نباشند از یک طرف وارد شدن آنها به جنگ ناخواسته بعید است که به دستاوردهای روشن و ارزشمندی بیانجامد و از طرف دیگر، انصراف و عقب نشینی از ادامه یک جنگ ناخواسته باعث لطمه وارد آمدن به جایگاه و منزلت کشورها شده و در نوع خود زیانبار است؛ به همین دلیل، از دید کشورهای خردمند که به دنبال بیشینه کردن منافع خود هستند، جنگ های ناخواسته، ارزش جنگیدن ندارند. دولت ایران این قطعنامه را که جنبه توصیه ای داشت (ولایتی ، ۱۳۸۰ ش ، ص ۱۱۹) نپذیرفت و وزارت امورخارجه آن را تلاشی هماهنگ و سازمان یافته از سوی قدرتهای جهانی در جهت ممانعت از دستیابی ایران به خواستهای قانونی خود و جلوگیری از سقوط رژیم بعثی عراق تلقی کرد و اعلام داشت جمهوری اسلامی ایران تا تحقق خواستهای خود و دفع کامل قوای متجاوزعراق ، به دفاع مشروع خود ادامه خواهد داد (رجوع کنید به همو، ۱۳۷۳ ش ، ص ۱ـ۲۶).

امریکا به طرق مختلف از کشورهای اسلامی خواست که ایران را، برای نیل به توافق با بغداد، تحت فشار قرار دهند؛ اما، کشورهای منطقه با پیش بینی اینکه نیروهای ایرانی با نفوذ به داخل قلمرو عراق ، احتمالاً متوجه بصره خواهند شد، پیشنهاد پرداخت بخشی از غرامتهای ناشی از جنگ و آتش بس را به ایران مطرح ساختند (رجوع کنید به ولایتی ، ص ۱۰۵ ـ ۱۱۸؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله ، بخش ح ).در این میان ، شورای امنیت سازمان ملل ، به درخواست اردن ، در ۲۱ تیر ۱۳۶۱ (یعنی حدود ۲۲ ماه پس از صدور اولین قطعنامه ) قطعنامه ۵۱۴ را به تصویب رساند و در آن با اظهار نگرانی عمیق از ادامه برخورد دو کشور، خواستار آتش بس و عقب نشینی نیروها به مرزهای بین المللی و تلاش در جهت دستیابی به راه حلی جامع و عادلانه و شرافتمندانه براساس اصول منشور ملل متحد شد. دولت امریکا نیز که از همان آغاز جنگ سیاستی به ظاهر بی طرف در پیش گرفته بود، پس از حمله ایران به عراق در ۲۲ تیر ۱۳۶۱ ش / ۱۳ ژوئیه ۱۹۸۲، علناً به نفع عراق موضع گرفت .

در یادداشت ۴ آبان ۱۳۵۹ وزارت امور خارجه ایران ، که در پاسخ به یادداشت دولت عراق تنظیم شده ، آمده است : «وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به شدت به اقدامهای تجاوزکارانه و غیرانسانی دولت عراق اعتراض کرده ، اعلام می دارد که این دولت عراق است که مفاد قرارداد الجزایر و به خصوص پروتکل مربوط به امنیت در مرز را نادیده گرفته است . در دیگر نواحی چیزی شبیه حکومت کنونی فرانسه بر اسپانیا جریان دارد و اکثر مردم مخالف سلطة روساند. این کشور از مهر ۱۳۵۹/ سپتامبر ۱۹۸۰ تا اواخر ۱۳۶۱/ اوایل ۱۹۸۳، ۶ر۵ میلیارد دلار اسلحه و ۷ر۴ میلیارد دلار کالای غیرنظامی به دولت عراق فروخت که از کل این مبلغ (۳ر۱۰ میلیارد دلار)، حداقل هفت میلیارد دلار آن به صورت وام بود و همین بدهی عراق به فرانسه سبب شد تا حمایتهای فرانسه برای جلوگیری از سقوط صدام افزایش یابد (خالوزاده ، ص ۴۶۸ـ ۴۶۹؛ پارسادوست ، ۱۳۷۱ ش ، ص ۵۰۳ ـ۵۰۴).

دولت فرانسه ــ که بعد از شوروی ، دومین کشور تأمین کننده سلاحهای عراق بود ــ هنگامی که ایران از نظر نظامی در موقعیت برتری قرار گرفت ، به طور علنی حمایت خود را از عراق تشدید نمود. از نظر ایران ، به رغم اینکه شورای امنیت ، وقوع جنگ را احراز کرده بود، شروع کننده آن را تعیین و اعلام ننموده و سخنی از تجاوز و نیز کشور متجاوز و تنبیه آن به میان نیاورده بود. دولت شوروی نیز ضمن چرخش تدریجی به سمت حمایت از عراق برای جلوگیری از سقوط صدام حسین ، علاوه بر کمکهای نظامی و اقتصادی ، در مواضع سیاسی به آن کشور نزدیک شد. جمهوری اسلامی ایران نیز در پاسخ تأکید نمود که دولت عراق به توسل به زور اعتراف کرده و دلیل یورش به ایران را رعایت نکردن روندهای حقوقی از سوی ایران دانسته و به هیچ وجه تجاوز ایران به عراق مطرح نمی باشد. عراق در صحنه بین المللی نیز برضد جمهوری اسلامی ایران تبلیغات گسترده ای کرد ( تحلیلی بر جنگ تحمیلی رژیم عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، ج ۱، ص ۶۸ـ۷۴؛ درویشی ، ص ۱۲۶ـ۱۴۷؛ پارسا دوست ، ۱۳۶۹ ش ، ص ۲۵۹ـ ۳۹۵).

دیدگاهتان را بنویسید