جنگ عراق با ایران

وزارت خارجه امریکا نیز اعلام کرد تا زمانی که ایران با آتش بس مخالفت می کند و مذاکره با عراق را نمی پذیرد، سیاست خارجی دولت امریکا همین خواهد بود (موسی زاده ، ص ۵۲۰، ۵۳۴).پس از بازپس گرفتن خرمشهر، دولت امریکا و دولتهای اروپایی و برخی از کشورهای منطقه خلیج فارس کوشیدند به جنگ پایان دهند و از سقوط صدام حسین و حکومت بعثی عراق جلوگیری کنند. نگرانیهای دولتهای منطقه از شرایط جدید ایران پس از انقلاب اسلامی و به مخاطره افتادن منافع و امتیازات دولتهای بزرگ غربی در منطقه و از سوی دیگر، نوپایی حکومت جدید ایران و آماده نبودن قوای نظامی برای مقابله با حملات مرزی نیز در تصمیم گیری دولت بعث عراق برای حمله به ایران مؤثر بوده است . اما دولت ایران همچنان از تأیید و قبول قطعنامه امتناع ورزید و سه روز پس از تصویب قطعنامه ، در ۱۲ آبان ۱۳۶۲/ ۳ نوامبر ۱۹۸۳ در جبهه شمالی به پَنْجوین حمله کرد و عراق نیز حمله به مناطق مسکونی را شدت بخشید.

در یادداشت ۴ آبان ۱۳۵۹ وزارت امور خارجه ایران ، که در پاسخ به یادداشت دولت عراق تنظیم شده ، آمده است : «وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به شدت به اقدامهای تجاوزکارانه و غیرانسانی دولت عراق اعتراض کرده ، اعلام می دارد که این دولت عراق است که مفاد قرارداد الجزایر و به خصوص پروتکل مربوط به امنیت در مرز را نادیده گرفته است . حرف قاضی دادگاهی در جنوب نیویورک دیگر چه اعتباری دارد؟ در برابر، جمهوری اسلامی ایران ، با تأکید بر قطعیت تجاوز نظامی عراق به ایران ، مقابله با این تجاوز را دفاع از خویش تلقی نمود و اعلام کرد تا زمانی که شورای امنیت تدابیر اجرایی برای دفع تجاوز اتخاذ نکند، ایران حق دفاع را برای خود محفوظ می دارد و از نظر حقوقی این دفاع می تواند حتی در داخل خاک کشور متجاوز نیز مصداق داشته باشد (منصوری لاریجانی ، ص۱۵۷؛ تحلیلی بر جنگ تحمیلی،ج ۱، ص ۱۱۵، ۱۱۷ـ ۱۱۸؛ ممتاز، ص ۱۸۵ـ۱۹۲).

سازمان ملل متحد نیز پس از صدور قطعنامه ۴۷۹ تا صدور قطعنامه ۵۱۴ در تیر ۱۳۶۱/ ژوئیه ۱۹۸۲ تقریباً به مدت ۲۲ ماه سکوت کرد و رفتار سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدم تعهد نیز دنباله روی از همان سیاست سازمان ملل بود. این ناکامی از یک سو به ساختار، اهداف ، اصول اولیه و تشکیلات جنبش و از سوی دیگر به عملکرد ضعیف و پراکندگی و اتفاق نظر نداشتن اعضای آن و از همه مهم تر به دنباله روی از شورای امنیت سازمان ملل متحد و نفوذ قدرتهای بزرگ در جنبش برمی گردد (جمشیدی ، ص ۳ـ۴). در این قطعنامه ، که جنبه توصیه ای داشت ، بار دیگر از تشدید حملات به مناطق غیر نظامی ، حمله به کشتیهای بی طرف و هواپیماهای کشوری و استفاده از سلاحهای شیمیایی ابراز تأسف و از طرفین خواسته شد آتش بس را رعایت ، و مبادله جامع اسیران را آغاز نمایند و همه جنبه های منازعه را با میانجیگری حل و فصل کنند. دولت امریکا نیز که از همان آغاز جنگ سیاستی به ظاهر بی طرف در پیش گرفته بود، پس از حمله ایران به عراق در ۲۲ تیر ۱۳۶۱ ش / ۱۳ ژوئیه ۱۹۸۲، علناً به نفع عراق موضع گرفت .

پاسخ وزارت امور خارجه ایران در برابر این اقدام دولت عراق ، با تأخیر و عملاً پس از حمله عراق (سه روز بعد از تسلیم یادداشت ) صورت گرفت . ایران، جمعیت فراوان این کشور و قصد واضح آن برای مقاومت در برابر حمله آمریکا، اقدام نظامی علیه این کشور، که بسیاری در واشینگتن اکنون آن را اجتنابناپذیر میدانند، از طریق موشک و بمب از هوا و دریا شکل خواهد گرفت. در 29 اسفند همان سال به منطقه والفجر 4 (شاخ تاجر) و در 1365 ش به این مناطق حمله شد: دربَندیخان (15 فروردین)، شَرهانی و پیچانگیز (18فروردین)، سومار و محور کهنهریگ (22 فروردین)، سیدکان (4 اردیبهشت)، جزیره مجنون (6 اردیبهشت)، فکّه (10 اردیبهشت)، پیچانگیز (19 اردیبهشت) و حاجعمران (24 اردیبهشت). از سال 1215/1800-1801 که جان مالکم به نمایندگی از کمپانی هند شرقی به دربار قاجار آمد تا زمینة انعقاد یک قرارداد سیاسی- تجاری را فراهم کند، دور جدید و متفاوتی از مناسبات میان انگلیسیها و ایرانی­ها آغاز شده بود.

دیدگاهتان را بنویسید