تکنیک های تربیت دینی فرزندان – مهکام

به طورى که بسیارى از کودکان منحرف و فرارى و کسانى که در بزرگسالى به جرمها و بزهکارى کشیده شدهاند، ناشى از عدم آرامش و آسایش خانوادگى بوده است. والدین باید با محبتی که به فرزندان خود می کنند به آنان احساس آرامش داده و به راحتی با آن ها ارتباط برقرار کنند. به جای پیشداوری کردن باید دست به شناخت آنها زد و با این جنس ارتباط برقرار کرد تا نسلی از پسران و مردان خوب داشت.

گفتن پسر خوب و یا دختر خوب نمی تواند احساس مشخصی به کودک القا کند مگر آنکه کودک بتواند آن را با رفتارهای خویش ارتباط دهد. ما معمولا به رفتارهای غلط کودک خود توجه می کنیم و اعتقاد داریم تربیت کودک یعنی اصلاح رفتارهای غلط او بدون آنکه متوجه باشیم این فقط بخشی از تربیت کودک است و این بخش امکان پذیر نیست مگر با تقویت رفتارهای درست که خود هنری است نیازمند صبر و حوصله و دانش. این امر عدم اعتماد به نفس بچه را پر رنگ می کند.

از هر راهکاری که فکر میکنید میتواند حس خودباوری و اعتماد به نفس اولاد شما را افزایش دهد استفاده کنید . از کاری که فرزند شما انجام داده تمجید کنید نه از خود او . به کمک دو شاخصه قاطعیت و صلابت باید در برابر رفتارهای ناپسندی که از فرزند شما سر میزند مقابله کنید .در تربیت همانگونه که محبت و اکرام ضروری است، انضباط و ایجاد برخی محدودیتها نیز لازم است. تمام قواعد ضروری باید به نحو پیشینی تقرر یابند.»(کانت، 1380، ص31) اینجاست که مراد کانت از قید کلی در اصطلاح «اصل های کلی» روشن میشود.

این نضریه را به بحث میگذارد که اخلاق یا بر اساس تجربه است یا عقل .انگاه پس از بحث از اصل های داخلی و خارجی تجربی چنین نتیجه گیری میکند که در نظام تجربی ، اصل اخلاق بر پایه های امکانی (نه ضروری) متکی است .اما نظام تجربی اخلاق ، کانت را راضی نمیکند و از این رو به دنبال نظام عقلی اخلاق میرود . وقتی آنها را با چنین تربیت اشتباهی به میدان زندگی می فرستیم، این موقع است که می فهمیم به چه جنایتی گرفتار شدیم. پس شما باید بر رفتارهای خاصی که مورد قبولتان است تاکید کنید.هر چه تحسین شما اختصاصی تر باشد فرزندتان درست بودن کار انجام داده را بهتر درک می کند و احتمال تکرار آن کار بیشتر می شود.

رفتارهای یکسان زیادی می توان یافت که خاستگاه واحدی ندارند؛ به منظور متفاوتی انجام می شوند و احتمالاً نتایج مختلفی نیز به بار می آورند. که این سبب تمسخر یا تمتع و عشق می شود. آنها احساس می کنند که پشت فرزندانشان ایستاده اند. چه در کودکی و چه در بزرگسالی و نمی توانند از اشتباهات و لغزشهای آنها چشم پوشی کنند. پس ازاین همه سستی چه انتظاری از آنها داریم؟ ۶- عدم همکاری با مدرسه ی آنها.

اصلْ دارای ماهیتی هنجاری، و ناظر به «باید»هاست؛ از این جهت با «مبنا» که خود منشأ اشتقاق اصل است و ماهیتی کاملاً توصیفی دارد و ناظر به «هست»هاست، متفاوت است (هوشیار، ص16؛ باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ص68؛ شریعتمداری، اصول و فلسفه تعلیم و تربیت، ص11). افرادی هستند که اسمهای بی معنی یا دارای معنای ناپسند انتخاب می کنند. این روش تربیت فرزاندن را به فساد می کشاند و انسانیت را از آنها می گیرد و برای به دست آوردن مال و یا مهر و عطوفت به بیرون از خانه می روند.

در این شاخه از علوم ورزشی دانشجویان از این توانایی برخوردار خواهند بود که پژوهشهای بنیادینی را در نمونههای انسانی و حیوانی به انجام برسانند و تاثیرات ورزش را در سطح بافتها، سلولها و مولکولهای آنها بررسی نمایند. اگر کودکان به درستی تربیت نشود در آینده فرد خوبی برای جامعه نخواهد بود . اگر زن و مرد در حضور کودک خود رفتاری محترمانه آمیخته به محبت داشته باشند ، قطعا پیام مثبتی به کودک ارسال خواهند کرد که تاثیر مثبت و خوبی در آینده خواهد داشت .

در تربیت و سازندگی نسل ، سعی بر این است که تنها از حق طرفداری شود و به کودک نیز القاء گردد و عرضه حق دور از هر گونه شائبه ای و پیراسته از هرگونه مصلحت جویی باشد. نیل به الگوی برنامة درسی تربیت اخلاقی مبتنی بر تعالیم دینی، که هدف اصلی تحقیق است، میتواند نیل به طراحی برنامة درسی جامع در زمینه تربیت دینی را فراهم سازد. اگر در بعضی جوامع نسبت به تربیت اخلاقی و ارزشی و بخصوص تربیت اخلاقی دینی و مذهبی تردید وجود دارد، نه لزوما بهخاطر تردید در ضرورت تربیت اخلاقی، بلکه بهخاطر تردید در امکان تحقق تربیت اخلاقی و ارزشی حقیقی است و این تردید خود ریشه در ضعف و نارساییهای موجود در رویکردها و روشهای تربیت اخلاقی و ارزشی دارد.

در مقابل والدینی هستند، که نسبت به فرزندانشان سوءظن دارند و آنها را به سوء نيت متهم می سازند و هیچ اعتمادی به فرزندانشان ندارند. بعضی در محبت و عطوفت بین آنها تفاوت قائل می شوند.که این باعث ایجاد بغض و کینه و تنفر می شود. چه بسا ممکن است کسی از آنها شکایت کند، به خاطر اطمینان زیادی که به آنها دارند، هیچ اعتراض و یا دادگری نسبت به آنها را قبول نمی کنند.

و انتظار داریم چه چیزی درو کنیم؟ 2- جان دیوئی که همچون استوارت میل، نسبت به تربیت رویکردی جامعه شناختی دارد، بر آن است که تربیت، مجموعه فرایندهایی است که از راه آنها، گروه یا جامعه ـ چه کوچک و چه بزرگ ـ تواناییها و خواستههای خود را به اعضا و نسلهای جدید منتقل میکند تا بقا و رشد پیوسته خویش را تضمین کند. بر عکس، نظریههایی که رشد اخلاق را بیشتر به عنوان رشد طبیعی تواناییهای مادرزادی تحلیل میکنند، مربوط به سنّت عقلگرایی میباشند که معتقدند ذهن یا عقل انسان نقش مهمی در دانش بشر ایفا میکند.

۱۱- تربیت فرزندان بر کار بیهوده،سخن زشت و یا اخلاق ناپسند. این قبیل تنبیهات ، تاثیر پایایی بر شخصیت کودک میگذارد. تربیت کودک بصورت صحیح یکی از وظایف مهمی است که والدین بایستید در وهله اول به آن توجه داشته باشند . یک کودک باهوش در مدرسه دانشآموزی موفق و در جامعه فردی بدون مشکل خواهد بود. «وجدان» در این دیدگاه، یک پاسخ شرطی خودکار است و همانند یک زنگ اخبار ساعت یا یک دستگاه امنیتی ظاهر میشود که در صورت لزوم اجازه میدهد وجدان شخصی وارد صحنه شود و احساسات فرد را مورد سنجش و ارزیابی قرار دهد.

علاوه بر استعدادهاى فطرى و مشترك، كه در همه انسانها وجود دارد، هر فرد نیز از تواناییهایى ویژه برخوردار است كه ضرورى است در پرتو دقت و نظارت والدین و معلمان و مربیان به خوبى شناسایى و حمایت شود تا به رشد و شكوفایى برسد، در سایه آن، راه طولانى تربیت سریعتر پیموده شود و تربیت فرزند آسانتر انجام گیرد. «مبانی» به مجموعهای از مؤلفهها گفته میشود که زیر ساختهای اعتقادی، فلسفی و نوع شناخت هر مکتب از مبدأ هستی، جهان و انسان را سامان میدهد و اهداف، خط مشی و شیوههای عملی در هر زمینه و عرصهای بر اساس آن مبانی بنیان نهاده میشود.

پدر و مادری که آموزش های مرتبط با تعلیم و تربیت را نمی داند مانند شخصی است که میخواهد اتومبیل را با طناب و یا زنجیر به حرکت در آورد. ۱۲- یکی از خطاهایی که پدر و مادر در تربیت فرزندان به آن دچار می شوند، عدم توجه به تربیت فرزند برای قبول مسئوليت و ندادن فرصت به فرزند، برای تغییر و بهتر شدن است که فرزند به همین منوال بزرگ می شود و احساس نقص و عدم اعتماد به نفس در او رشد می کند.

دیدگاهتان را بنویسید