تاثیر فلسفه بر زندگی – تمیم خبر

نظرتان در مورد فردید چیست؟ نظرتان در مورد استادان؛ ابراهیمیدینانی، محققداماد، اردکانی، دادبه و آثارشان چیست؟ در مورد این نگاه به تاریخ توجه به دو مسئله مهم است: اول اینکه این نگاه تفسیر و شرح تاریخ را ساده میسازد؛ چون طبق این نظریه ما میتوانیم تاریخ را امر معینی بدانیم و بازیگرانش را با تکیه بر تجارب و طبیعت خود درک کنیم، دوم اینکه وارث فکری این نظریه در علوم اجتماعی قرن بیستم، تئوری انتخاب عقلانی است که پایهای برای تبیین همه جانبه اجتماعی فراهم کرده است. آقای دکتر ابراهیمیدینانی یکی از کسانی که با کتابها و سخنرانیهای خودش، شعله حکمت و فلسفه را زنده نگه داشته و مسیر را هموار کرده است.

تخصص آقای دکتر دادبه در کلام و ادبیات است، در مسائل کلامی بسیار کار کرده، خیلی وارد است. ولی عقل در قرآن جامع هر دو بوده است و این عقل کلی قلب است، «افلم یکن لهم قلوب یعقلون بها» آیا اینها دل ندارند؟ علوم ممكن است با استفاده از وهميات روش شناختي يا كاربرد اصطلاحات در معاني غيرمعمول به پيشرفتهايي دست يابند ولي به هر حال فلسفه بايد آنها را تصحيح كند.

پیامبر(صلى الله علیه وآله) دربارة مسیحیان نجران فرمودند: «دلیل اینكه اسلام را نپذیرفتند، این نبود كه حقانیت اسلام را درنیافتند، بلكه علاقهای بود كه به شرب خمر و گوشت خوك داشتند». علاقه من به آثار او علاقهای عمومی نیست. خدا هرگز فرزندی برای خود اتخاذ نکرد و خدای دیگر با او نیست. ایشان هم همین کار را انجام داد و به ترکیه رفت و تمام نسخ خطی و حتی نسخههایی که با خط و امضاء خود جامی بود را پیدا کرد. ایشان شخصیت کارکرده و با تجربهای است، انصافا در نشر دانشگاهی خیلی کار کرد و خیلی هم زحمت کشید.

مرد فقط زن بی حجاب را می بیند نه شخصیت او را. فردید شخصیت جالبی بود، کسانی که مطالبی را در مورد ایشان بیان میکنند، همه جوانب شخصیت او را ندیدند، بیرون و ظاهر رفتار ایشان را دیدهاند! در واقع خداوند انسان را به گونهاى آفريده كه بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف كامل مىشود. ایشان خیلی مرد متین و علمی است، ولی نمیدانم الان چرا یک مرتبه برگشته است! ولی خوب به هر صورت یک سری عقاید درستی هم داشت. قوام برهان به حد وسط است و حد وسط هم مناط و ملاک اقتران حد صغری و حد کبری است.

ب-آیا فلسفه اسلامى عکس العملى نژادى و ناسیونالیسمى در برابر اعراب بوده است؟ » بر عکس هم گفته است «و من یکفر بالله و ملائکته و کتبه و رسله و الیوم الاخر فقد ضل ضلالا بعیدا». من و چیتیک 5 سال در دو اتاق روبروی هم بودیم، ایشان واقعا مجتهد مجاهد بود. واقعا انسان تاثیرگذاری بوده است. عفاف زنان، مهمترین کار را برای حفظ ادیان ابراهیمی عهده دار بوده است. ج-آیا مىتوان فلسفه اسلامى را فلسفه عربى نامید؟ 1-الهامگیرى از متون مقدس اسلامى و کسب مواد خاص معرفتى از آن. د-فلسفه اسلامى اقتباس صرف مىباشد یا فلسفهاى مستقل است؟

شاید بهترین بحثی که شده فرق بین این دو است. امروزه بین این دو عقل فرق نمیگذارند و عقل جزئی حاکم است که مخالف دین است! در امور مالی وقتی به دیگران بدهکار بود، حالا یا سند خانهاش یا فرش خانه خود را رهن میدهد؛ حالا اگر کسی «حق الله» به عهده داشت، او که نمیتواند بگویند فرش را در گرو میگذارم، یا خانهات در گرو است! به شرح و نقد و آنگاه تغییر برخى اصول موضوعه و مسائل و تشکیل نظامهاى مختلف فلسفى پرداختهاند.براى مثال، تعداد مسائل فلسفى را که در آغاز نزدیک به دویست مسأله بود، به پیش از هزار مسأله افزایش دادهاند.یا علاوه بر مکتب مشایى مکاتبى از قبیل مکتب اشراقى و حکمت متعالیه را تأسیس نمودهاند.

باز مانند و ذهن نازکاندیش ایشان اسیر لاطائلات مزاحمگران جان شود و بر اثر آن، سره با ناسره درآمیزد. ما تمام فصوصالحکم را از ابتدا تا آخر با ایشان خواندیم. در برابر چشمانداز شکوهمند طبیعت که خلود خود را به رخ میکشد، آدمی نیز باید عظمت خود را در همان ناماندگاری جسته و شاد زندگی کند. ترديد نيست كه يكي از مهمترين سرچشمههاي نشاط و شادكامي براي كساني كه بتواند از آن بهرهمند شوند، جستجوي حقيقت و تفكر و تأمل درباره واقعيت است، و اين همان هدف فيلسوف است. خدا برای هر کسی یک اجلی را نوشته است. ما درسهای سطح را در دانشگاه و درسهای خارج را در انجمن میخواندیم.

در کدام نقطه از این عالم قرنهاست که با فلسفه بیگانهاند و چرا چنین شد؟ در نتیجه، تا اینجا چنین یحث شد که علت و فلسفه حکم حجاب در اسلام، ریاضت و رهبانیت با پرده نشین کردن زن نیست! اما آنان خوب میدانستند که این اندرز به خودی خود چندان کارا نیست. 2- تضمن: این نوع دلالت به معنی دلالت بر جزئی از معنی خود است، مانند دلالت خانه بر دیوار، یا دلالت انسان بر حیوانِ تنها.

مسلمانانی که به عنوان فیلسوف فعال بودند مجبور بودند که خود را توجیه کنند و لذا به شیوههای گوناگونی به دفاع از خود میپرداختند. منطق را علم میدانند و تعریف آن را به این ترتیب به دست دادهاند که «منطق به مثابهی یکی از شاخههای علوم انسانی وظیفهای ندارد جز کشف حقیقت و مصون نگاه داشتن ذهن آدمی از خطا». هرجا علم و فلسفه با هم به تضاد بنشینند ، باید طرف علم را گرفت. مطالبی را که در مورد رفتار ظاهری فردید بیان میکنند تا حدی راست است، ولی باطنی هم داشت بسیار آدم باسوادی و کتاب خوانده بود.

من را برداشتند! بازنشسته کردند! صد تومان را گرفت و زیر تشک گذاشت نشست رویش و گفت: اما اینکه چه بکنی تا بشوی من! بعضی از مکاتب سعادت را به دنیا محدود کرده اند و رسیدن به لذت مادی را اوج سعادت بشر دانسته اند و بعضی از مکاتب گرایش به رهبانیت و دنیاگریزی را سعادت بشر دانسته اند و بعضی از مکاتب همچون مکتب ارسطو راه اعتدال در زندگی را، لازمه رسیدن به سعادت دانسته اند و آن ها اعتقاد دارند سعادت در شرایط دوری از افراط و تفریط حاصل می شود.

آقای دکتر دینانی در آثارش، مسائل روز فلسفه غرب و فلسفه اسلامی را بیان کرده است. کمال خداوند بی هدف و تصادفی بوnن جهان را لغو می کند. درون غار را خیلی خوب دزست کرده است و با معلومات بسیار عمیق و درستی که دارد، سعی کرده است که همه چیز را رفو کند! همین کلینگری باعث میشود که فلسفه یا متافیزیک یا اُنتولوژی، عامترین و کلیترین نگرش را به عالم داشته باشد و به همین دلیل فلسفه به ظاهر نمیتواند ناظر به امور جزیی و انضمامی باشد. اما مثل کسی که تشنه بوده است، شاید این مثال بد نباشد که بعضیها 1 یا 2 متری کندهاند به آب رسیدهاند ولی ایشان صد متر هم کنده و به آب نرسیده است!

این مسئله خطابش با زنان یعنی، نیمی از جمعیت جامعه است و چون این موضوع در تنظیم روابط زن و مرد نقش دارد به همه افراد جامعه مربوط میشود، اما همیشه سؤالاتی در این مورد مطرح است مانند اینکه آیا حجاب زنان مسئلهای شخصی است و حکم تکلیفی مربوط به آن در همین محدوده، مفهوم مییابد یا نه و آیا حکومت اسلامی حقی در اجبار افراد در رعایت حجاب دارد یا حجاب مسئلهای اجتماعی است که حکومت اسلامی باید با وضع قوانین از بیحجابی جلوگیری کند. لذا این نکتهی مهمی است و لذا در این کمیته یک موضوعات مثلاً مدیریتی با نگاه اسلام، جامعهشناسی از نگاه اسلام، روانشناسی از نگاه اسلام میآید، چون در کمیته های دیگر جا نمیشود و به این حوزه میآید و در اینجا جا میگیرد.

ولی در خلق انجمن فلسفه سهمی داشته است. و اما مساله عقل؛ عقل با عرفان، به معنای امروزی مخالف است، ولی عقل مراتب دارد. 1- عقل جزئی 2- عقل کلی. همان طور که قبلا گفتیم، گرایش به تبیین علّی در علوم اجتماعی کاملا غلط است؛ زیرا پدیدههای اجتماعی به نظم علّی کلی درنمیآیند. فلسفه ورزی و نه فلسفه دانی و نه فلسفه خوانی و نه فلسفه نویسی درست همان شانی را که عیسی برای حقیقت قایل بود، برای انسان دارد. چه مواردی روزه را باطل می کند؟ چه ضرورتى براى یک پژوهشگر فلسفه وجود دارد که باید تاریخ فلسفه بیاموزد و در آن غور کند؟

برخی معتقدند که شروع و انجام حجاب از طرف شخص است، پس باید آن را رعایت کند. در آنجا کتابهای زیادی را در مورد مکتب و فلسفه چین خواندیم. که در این مورد خیلی مهم و کارگشا است. واژة اخلاق، بهویژه نزد برخی از فیلسوفان غربی،(1) كاربرد دیگری نیز دارد و آن زمانی است كه از «نهاد اخلاقی زندگی» سخن به میان میآید. این تغییرات بیولوژیکی در مدتی طولانی به خصوص با دور متناوب مشخص در حال روزه داری و افطار کردن در دفع سموم مؤثر خواهد بود و این یکی دیگر از امتیازات مسلم روزه داری از لحاظ بهداشت جسمی و روحی و جنبه های اخلاقی معنوی در جریان اجرای چنین برنامه ای است.

دیدگاهتان را بنویسید