بهترین و زیباترین اشعار عارفانه مولانا

بیت بالا از سعدی اشاره به افرادی دارد که بخش عظیمی از روزهای زندگی و عمر خود را بیهوده تلف کرده اند و هیچ کار مفیدی انجام نداده اند. و می بینیم نمام تصویر به این علت ردیف شده اند تا فضای مورد نظر شاعر را برای بیان حرف اصلی خودش آماده سازند و در این میان کلماتی نیز که انسان بودن همراه شاعر، اشاره دارند، و شاید « بر ره رمز معنی برند».

شعر با وصف طبیعت شروع شده و به نظر می رسد با وصف انسان پایان پذیرفته است. اما ناگاه در انتها با این حقیقت مواجه می شویم که تو چیزی جز «من» شاعرانه شاعر نبوده است. وگرنه نقش زن و مرد در این شعر یکسان بوده و هیچ یک با توجه به خصوصیت خود، کاری صورت نمی دهند بلکه عواملی هستند که در کلیت شعر مفاهیم بسیار ذهن شاعر را پیش می برند.

در این پژوهش ضمن بررسی و جایگاه زن در آثار بزرگان و ستارگان طراز اول علم و ادب ایران مخصوصاً نقش زن در دیوان حافظ و جایگاهی که در ذهن و ضمیر حافظ داشته است تحلیل و بررسی میشود. تمام شعرهایی که در آن ضمیر «تو» نقش اصلی و بار واقعی شعر را بر دوش دارد. چشمی که جمال تو ندیدهست چه دیدهست؟ بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد. در این شعر نیز دیده می شود و در این راه حتی شاید همراهی کسی که در دشتی زیبا، مویش را افشان کرده و گونه اش را شبنم زده است، پلی باشد برای رسیدن به این واقعیت تلخ ولی محتوم هستی.

وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن می گویند…. که همه زندگی مرغ افسانه در آن افتاده بود؟ وجودش میان آغاز و انجامی در نوسان بود. «هنگامی که علف ها ریزش را در چشمانم شنیدند: میان دو دست تمنایم روییدی» یکجا نشینی کلمات رویا، تمنا، چشم و دست تشکیل منظومه را داده است که شعر را به حال و هوای عاشقانه بسیار نزدیک کرده است در سطر بعدی مفهومی عمیق تر را به مخاطب می دهد و هنوز در حال و هوای عاشقانه گام بر می دارد.

ولی باز هم فضای کلی شعر از حال و هوای عاشقانه فاصله زیادی دارد و هنوز هم شاعر انگار دارد با آن «من» شاعرانه، گفتگو می کند که قرینه خودش در عالم فراواقعیت است. انگار برای شاعر حرف های او از خوش بیشتر اهمیت داشته است. ولی چون شعر در حالتی از کلی گویی و مبهم سرایی سروده شده است، پی به رابطه ان ها نمی بریم و اصولاً بنظر می رسد مقصود شاعر از آوردن زن در اینجا، کمک از نیمه دیگر زندگی برای به حرکت در آوردن شعر است. از جمله شعرهای معروف او می توان به صدای پای آب، مسافر و شرق اندوه اشاره کرد.

در بیت دوم این شعر مولانا اشاره شد که در صورت جاریشدن سیل عرفان در عالم، مرغ دریا (عارف) را باکی نیست. در این مکاشفه شاعرانه، شاعر در همان پاره اول شعر خاطر نشان می کند که تنها نیست. به سوی ابدیت می رود. آیا به مفهوم برگشت به غریزه و ذات انسان است؟ چرا زن و مرد بعد از شنیدن پیام مرغ افسانه، به پرواز درآمدند و روح خطا در این شعر به چه مفهوم بکار رفته است؟ مرد در اتاقش بود. پدرش حاج میرآقا خشکنابی، از وکلای سرشناس تبریز بود. می توانید این مطلب را با دوستان خود از طریق شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید.

این شعر در واقع خطاب به یک حاکم یا شخصی والا مقام می باشد که در بر دارندۀ آرزوی امیدواری برای موفقیت او و سقوط دشمنانش است. » اصطلاحاتی هستند که در حوزه شعر عاشقانه می آیند و این شعر نیز، اگر چه بنظر می رسد یک کشف باشد، وی با این وجود، به علت روح تغزلی که در این مکشوف دمیده شده، آن را از سایر آثار مشابه ممتاز می سازد. وی در طول زندگی خود بیش از ۶۰۰ غزل را در ۲۰ کتاب چاپ کرده است.

این خطاطی بی نظیر فارسی علاوه بر اشعار زیبا، با استفاده از گلها و گیاهان و حیوانات مختلف که روی یک زمینۀ طلایی روشن نقاشی شده اند، باعث شده تا مجموعه ای بسیار دلگشا را در خود جای دهد. اصطلاح زیارت که بیشتر برای اماکن مقدّسی نظیر کعبه و بارگاه امامان بهکار میرود، بهخوبی نشانگر آن است که حافظ چه چهرهٔ مقدّسی نزد ایرانیان دارد. چشمان را بسپاریم، که مهتاب آشنایی فرود آمد. شب در من فرود آمد. در این شعر با چند فضای گوناگون روبرو هستیم.: فضای آغاز شعر، اوج شعر و فرود آن.

در بند بعدی، مرد تنهاست و تصویری به دیوار اتاق می کشد و مرغ افسانه می آید و نیمۀ مرد را می بیند و سپس در بند بعدی که ختم می شود به بستری که مرد در آن خوابیده است و از سینه اش، شاخه ای بیرون آمده که مرغ افسانه بر روی آن نشسته است. » ناگهان تمام پیش داوری های ما رنگ می بازد و این چنین به نظر می آید که شاعر محو گفتگو با ضمیر خودآگاه خویش است و تمام این حرف های عاشقانه در مسیر گفتگو به نیمه دیگر شاعر بوده است.

نظر دیگر صاحب نظران نیز دیوان شمس تبریزی مولانا، به عنوان یکی از بهترین و بزرگترین آثار مولانا شمرده میشود. تنها هدف ما از نوشتن این مطلب، معرفی بهترین شاعران معاصر ایران بود. در این مطلب از پیام عدالت، زیباترین و بهترین اشعار عارفانه مولانا را معرفی کردیم. و ما در این مطلب از وب سایت سلام دنیا، برای شما گلچینی از زیباترین اشعار عاشقانه مولانا را در مورد عشق برای شما بیان کردیم. اگر به شعر و شعرخوانی علاقه دارید توصیخ میکنم این خط فکری که ما در اختیارتان قرار داده ایم را در پیش بگیرید و اگر علاقه و یا وقت ندارید تا این اشعار انگزشی کوتاه را پیدا و مطالعه کنید میتوانید با خود اشعار همین مقاله را مرور کنید و بعضی از آنهارا به خاطر بسپارید.

و خود را به بیراهه فضا سپرد. زن در فضا به پرواز آمد. این داستان برای زنی که در جاده ای می رفت، نیز رخ می دهد و او نیز در فضا به پرواز در می آید. مرغ افسانه بلند می شود و وارد خانه ای می شود که در آنجا مردی است مرغ افسانه سینه مرد را می شکافد و داخل سینه اش می شود و سینه مرد نیز تاریک و زیبا می شود و مرد روح شباهت پیدا کرده، و او نیز در فضا به پرواز در می آید. در این شعر تعابیر و اصطلاحات عاشقانه، وضوح بیشتری می گیرد و این بار، با ترکیباتی مواجه می شویم که از بار تغزلی قابل توجه برخوردار می باشند.

این مطلب قابل ذکر است که که قسمتی از این مقاله در سال ۱۳۸۶ در ماهنامه فاخته سال دهم(شماره ۱۰۵ صفحه ۴) از طرف نگارنده به چاپ رسیده است و عده ای مطالب را کپی کرده و بنام خودشان در سایتهای مختلف آن را ارائه داده اند و از آن بهره بردهاند و عدهای دیگر هم که خودشان کار کردهاند. زیباترین شعرهای عاشقانه سعدی، اشعار عاشقانه سعدی، شعرهای زیبای رمانتیک، شعر عشق، زیباترین شعرهای عاشقانه، تک بیتی و دو بیتی را آماده کرده ایم و امیدواریم که از خواندن این مجموعه اشعار سعدی لذت ببرید.

اشعار موجود در این خطاطی زیبا توصیفی هستند مدحی و ستایشگرانه از یک پادشاه یا شخص صاحب مقام که به عنوان سایۀ خدا بر روی زمین از او نامبرده شده است. سهراب در ادامه این مجموعه در شعر «شب هم آهنگی» باز هم بدینگونه شرح یک مکاشفه و شهود را به کمک شخص دیگری بیان کرده است. گاهی اوقات واقعا مجبوریم بیشتر از حد معمول تلاش کنیم و تمرکز روی هدفمان را بیشتر کرده تا به پایان راه برسیم. در این شعر از مجموعه شعر (آوار آفتاب)، سهراب برای اولین بار، توصیف عاشقانه را در شعر راه می دهد. چند سطر بعد سهراب توصیفات دقیق تری را می آورد که زوایایی از رازآمیزی کار را روشن می سازد.

دیدگاهتان را بنویسید