ایران – چین؛ اتحاد یا شراکت؟

ابعاد جدیدی یافته، به شکل نوینی براهمیت و ارزش منطقه گرایی برای رشد و توسعه و ثبات سیاسی کشورها افزوده است. شاید یکی از مورد استفادهترین این روشها، پایین آوردن ارزش ارز یک کشور باشد. از این طریق، این سیاست پویاییهای جدیدی به نقش فعال ایران در توازن قوای منطقهای داده و بر ارزش استراتژیک ایران در نزد قدرت های غربی (آمریکا و اروپا) و شرقی (روسیه، چین و هند) می افزاید. ایران، روسیه، چین، ترکیه و هند (البته با روش ویژه خود) به نوع جدیدی از منطقه گرایی و ادغام اقتصادی روی آورده اند. چین کشورهای آفریقایی را نیروی مهمی در صحنة سیاست بین المللی می شناخت و به همین منظور در پی تقویت همکاری و اتحاد خود با کشورهای آفریقایی در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بود؛ به گونه ای که می توان پیدایش روابط سیاسی چین و کشورهای آفریقایی را نتیجة اقدامات اولیة چین و نه کشورهای آفریقایی دانست. وی تاکید کرد: جو سازی امروز آمریکایی ها، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی نسبت به بالارفتن سطح روابط جمهوری اسلامی ایران و چین نشان از ناکارآمدی تحریمها است. ولادیمیر پوتین خاطرنشان کرد که “یک اتحاد انرژی متقابل سودمند بین کشورهای ما در حال شکلگیری است.” او گفت: در کنار عرضه طولانی مدت هیدروکربنهای روسیه به چین، ما برنامههایی برای اجرای تعدادی پروژه مشترک در مقیاس بزرگ داریم.

«شیجین پینگ» رئیسجمهوری چین، بعد از ١٤ سال فردا به تهران میآید. بر این مبنا، هرگونه گرایش به منطقه گرایی و تقویت نگاه به شرق در سیاست خارجی ایران به دلیل عدم تکمیل اقتصاد و سیاست کشورمان با اقتصادها و سیاست های منطقه ای (حوزه انرژی و کالاها و بحران های منطقه ای) و عدم جذب تکنولوژی و سرمایه گذاری متقابل و برداشت مشترک سیاسی-امنیتی، اغلب بدون نتیجه و در بلندمدت بی فایده است. این بدان معناست که اتصال با منطقه نقطه اصلی تولید قدرت ملی در نزد دولتمردان ایرانی در حوزه توسعه اقتصادی و بازدارندگی تهدیدات امنیتی به حساب می آمده است.از این لحاظ، ثقل جغرافیایی و ادغام اقتصادی با منطقه با بهرهگیری از مشترکات تاریخی ـ اجتماعی نقطه اصلی تولید قدرت ملی شده است. از این لحاظ، سه لحظه تاریخی ایران، یعنی ایران باستان، دوران صفویه و انقلاب اسلامی که به نوعی بیانگر تمایل به “دولت امپراتوری” هستند، تنها به صورت ریتمهای تاریخی در نگاه شرقشناسی ایران حاضر بودند و حوزه روشنفکری و سیاستگذاری ایران در نهایت گرایش به “منطقهگرایی” داشته که در روند تکامل خود تمایل به حفظ منافع ژئوپلتیک کشور با بهرهگیری از تجربیات ویژه تاریخی خود صورت گرفته است. تا ابتدای دهه 70 میلادی مائو با پیش گرفتن سیاستهای انزواطلبانه و با شعار خودکفایی، بسیاری از موقعیتها را از کشور دور کرد و از جهان خارج جدا نمود.

در ماه مه سال 2008 میلادی در ون چوان استان سی چوان زمین لرزه شدیدی رخ داد که جهان را تکان داد. این روابط از قرن ششم میلادی به بعد رنگ تجاری به خود گرفت و بیشتر به شرق و شمال این قاره معطوف شد. اما برای عملیاتی کردن نگاه به شرق و سیاست همسایگی در حوزه سیاستگذاری بنظرم لازم تا کشورمان به چند سیاست اولویت دهد: نخست، با بهرهبرداری از موقعیت ژئوپلتیک و استفاده کاربردی از جغرافیا و اتصالات تاریخی، سیاست و اقتصاد را در نگاه به شرق در حوزه پیشبرد سیاست خارجی تقویت کند. اقتصاد ایرانی: اندیشکده رند گزارشی تحلیلی از وضعیت روابط چین با قاره آفریقا منتشر کرده است. مثلا نگاه روسیه به ایران با نگاه چین به جایگاه کشورمان در دوره تحریمهای جدید آمریکا به دلیل برداشتهای متفاوت از جهانیشدن و وابستگی متقابل اقتصادی فرق میکند. این موضوع به ویژه در روابط کشورمان با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس صادق است که برخلاف ایران که بیشتر به «درون سپاری» روند توسعه و امنیت منطقه ای اعتقاد دارد، به سیاست «برون سپاری» این روند روی آورده اند. آیا هم­تکمیلی اقتصادی با چین و روسیه و کشورهای دیگر آسیایی در این زمینه موجب در دستور کار قرار گرفتن سیاست نگاه به شرق از سوی کشورمان شده است؟

دوم، گرایش به شرق نباید در یک قالب کلی و با هدف ائتلافسازی ارزیابی شود. از این منطق، ایران و کشورهای همسایه و شرق نه تنها اشتراکات امنیتی و اقتصادی چندانی با هم ندارند، بلکه اغلب هم در تضاد سیاسی و اقتصادی از لحاظ هدایت رویکردهای تولید امنیت و توسعه و رشد اقتصادی خود با یکدیگر دارند. به ادعای وی، تحت فشار شدید، کشورها ممکن است وارد معاملاتی شوند که لزوماً مطابق با شرایطی نیست که میخواهند. ظرفیتها و تجربههای مخصوص به خود را دارند. چین برای حل مسائل مهم منطقه ای و بین المللی با رعایت اصول فعالیت، ابتکار، همکاری و هماهنگی، نقش ویژه ای را به عنوان عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل و کشوری بزرگ در منطقه آسیا و اقیانوس آرام ایفا کرده است. مائو، در اواسط دهه ۱۹۲۰، طی مسافرت به ایالتهای مختلـف تلاش میکرد مردم را با اصول سه گانه حقوق ملت که سون یات سن آنها را بـه عنـوان قانون اساسی به تصویب کنگره حزب ملی انقلابی رسانده، اما در عمل نقض شده بود، آشنا کند. طی شش سال اول اصلاحات (۸۴-۷۸) ، نرخ رشد سالانه تولید ناخالص تولید تقریباً سه برابر و به ۷٫۱ درصد رسید.

دیدگاهتان را بنویسید