انسان، تربیت و روانشناسی اخلاق

انگيزه قويتر بودن و درک اين واقعيت که زندگي انسان بستگي حرکت و جنبش او دارد و توجه به اين اصل که مجموعهاي از حرکات سبب تامين سلامت وجود او خواهد شد، زمينه ساز توجه بيشتر به تربيت بدني و ورزش گرديد و بر اين اساس است که گفته ميشود تربيت بدني و ورزش با حيات بشر توام بوده و حتي درآميخته است همچنانکه گفته ميشود (اولين حرکت انسان در بدو تولد ، نخستين گام در تامين سلامت انسان است ) و ميتوان باور داشت که تربيت بدني و ورزش همپاي زمان ،تولد يافته و با تکامل جسم و روح در اين رهگذر ، تربيت و تقويت روحي و رواني انسان به اوج خود رسيده است .

یعنی اخلاقی بودن هر عمل به آن است که آن عمل نیکو شمرده شود و غیر اخلاقی بودن آن نیز به اینکه آن عمل زشت و قبیح است. ويل دورانت مولف کتاب تاريخ تمدن در باب اهميت فرزندان در ايران قديم ميگويد : يکي از اصول رايج آن زمان اين بود که مدرسه نزديک بازار نباشد تا دروغ و دشنام و تزوير که در لفظ عام جاري است مايه تباهي اخلاق کودکان نشود و ديگر اينکه آزادانديشي و آمادگي براي پذيرش انديشه هاي تازه چنان بود که در مقابل انديشههاي بيگانگان از خود تعصب و واکنش هاي تند نشان نميدادند و هر انديشه تازهاي را با حوصله دقت و علاقمندي مورد بررسي قرار ميدادند و با همين روحيات عالي، شيوههاي تربيتي خاص را در مورد فرزندان خود اعمال ميکردند و ورزش آن روزها نيز اسب سواري و تير اندازي و شکاربود .

از باب نمونه راغب اصفهانی بر آن است که: «تربیت، دگرگون کردن گام به گام و پیوسته هر چیز است تا آنگاه که به انجامی که آن را سزد برسد.» (راغب اصفهانی،/ 184) و بیضاوی، تربیت را «به کمال رساندن و ارزنده ساختن اندک اندک هر چیز» دانسته است. اما گمان میرود این برداشت دستکم دارای دو اشکال میباشد: نخست آنکه با تمامی آیاتی که خداوند عالم را به عنوان رب و تربیت کننده هستی ستایش و توصیف کرده است منافات دارد، چه از یک سو همانسان که اشاره شد، رب و تربیت از یک ریشه است و از سوی دیگر، خداوند رب، یعنی مربی تمامی موجودات است، بیشک و به گواهی عین و شهود، گستره ربوبیت خداوند هر دو ساحت ماده و معنا را در بر میگیرد.

از نظر كانت عقلانيت «عقل عملي» به منز لة خاستگاه بنيادي رفتار اخلاقي در انسان است كه در همة موجودات عقلاني مشترك است و به همين دليل انسان يك غايت محسوب شده و هرگونه سوء استفاده از وي مذموم و غيراخلاقي است؛ به همين دليل، كانت در يكي از قانونهاي اخلاقي خود مي گويد: «چنان رفتار كن كه بشريت را چه در شخص خود و چه در ديگري همواره در حكم يك غايت به شمار آوري، نه همچون وسيله اي» در تفكر اومانيستي مدرنيته، انسان به دليل برخورداري از توانايي عقلاني مرتبه بسيار بالايي يافت، به طوري كه به خود جرأت داد كه مغرورانه بر اريكه خدايي تكيه كند و خود را بي نياز از خدا بداند .

به روايت تاريخ در گذراي زمان انسان به مرحلهاي رسيد که از حالت فردي به حالت اجتماعي متمايل شد و اين نياز را احساس کرد که بايستي به حالت جمع درآيد و کسي را به عنوان هماهنگ کننده به سرپرستي جمع بگمارد و طبيعي بود کسي که براي اين مسئوليت انتخاب ميشد بايستي از همه قويتر باشد، بهتر از ديگران نيزه پرتاب کند، چابک تر از همه بدود و در هنر جنگ آوري نيز سرآمد ديگران باشد .

همانطور که قبلا اشاره شد تربیت بدنی مجموعه ای از فعالیت های جسمانی است که باعث رشد و تقویت ارگان ها و اندام ها گردیده و به شکوفایی و باروری استعدادهای بالقوه ی فرد کمک می کند. اما همانطور که شباهت های زیادی وجود دارد ، تفاوت ها نیز وجود دارد. تفاوت اصلی این است که تربیت بدنی یک موضوع یا حوزه آموزشی است. تفاوت بین تربیت بدنی و ورزش واضح است ، گرایش به هر دو رشته اغلب اشتباه گرفته شده است. اگر مورد مشترکی بین این دو رشته وجود داشته باشد ، توانایی آنها در تقویت توانایی های شناختی یک فرد است.

یک پدیده روانی داریم آن را مورد بررسی روان شناختی قرار می دهیم. هر دو سهم بسزایی در رشد جسمی ، عاطفی ، اجتماعی و شناختی دارند. فراتر از حماسه و افسانه، واقعيت هاي مملوس تاريخي در زمينه تربيت بدني و ورزش است که به عنوان يک پديده اجتماعي، با فرهنگ و آداب و سنن جوامع مختلف درآميخته و همگام و همراه مردم هر زمان بنا به ضرورت ها و نيازها، پديده هاي علم و تکنولوژي را دريافته و به آن پيوند خورده است . «رب در اصل به معنای مالک و صاحب چیزی است که به تربیت و اصلاح آن میپردازد و باید توجه داشت که رب از ماده «ربب» است، نه «ربو» (یعنی ماده اشتقاق آن مضاعف است و نه ناقص).

تا عهد صفويه که سياست بر مبناي تشيع آميخته با تربيت ايراني قرار گرفت روحيه جوانمردي و عياري سنتي ايران با ملاک هاي اسلام در آميخته و شيوهاي نوين را پديد آورد . ايرانيان در عين حال که مانند ديگر ملل شرق پايبند به نظام اجتماعي خود بودهاند از روحيه آزادطلبي، احترام و توجه به ارزش هاي فردي و اجتماعي نيز برخوردار بودند. به عنوان مثال ، برنامه درسی دوره ابتدایی و راهنمایی شامل فعالیتهایی است که به کودکان کمک می کند مهارتهایی مانند دویدن ، صید ، پرتاب و ضربه زدن را که در ورزشهایی مانند بیس بال ، والیبال یا کاراته قابل دستیابی و بهبود است ، به دست آورند.

به مجموعه ای از فعالیت های سازمان یافته اطلاق می شود که به منظور کسب مهارت – افزایش قابلیت ها و ایجاد رقابت های بدنی انجام می شود. البته باید به این نکته توجه کرد که به رعایت کردن اختیاری مقررات اجتماعی، به گونهای که برای فرد ملکه شده باشد و به آن به عنوان عمل مطلوب نگاه کند، افعال اخلاقی صدق میکند.مصاحبههایی که پیاژه با کودکان انجام داده، این نکته را به خوبی نشان میدهد که کودکان نیز از سنین معینی(ده تا دوازده سال) به این درک میرسند که اگر کسی از روی عمد ظروف را نشکند، نباید سرزنش شود.

این مربی روی یک ورزش واحد متمرکز است. جوان برای دریافت پاسخ سئوالات خود به راههای نادرست و منابع غیر مطمئن روی آورده و دچار گمراهی و مشکلات روحی و فکری میگردد. جان لاک، فیلسوف انگلیسی، هدف آموزش و پرورش را نیرومندی تن، فضیلت و دانش میداند و آن را به سه بخش بدنی، اخلاقی و فکری تقسیم میکند. ورزش هایی که به کودکان داده می شود باید چنان باشد که به تربیت قوای فکری و جسمی و نظم روحی منجر شود. تربیت گاهی به معنای فاعلی ـ تربیت کردن ـ و گاهی به معنای مفعولی ـ تربیت شدن ـ استعمال می شود.

در اینجا مراد ما از این واژه معنای فاعلی آن است. تربيت اخلاقي روحي و معنوي او با آموزش فنون نبرد و فعاليت هاي بدني همراه بود و از طريق جوانان ايران به واسطه صداقت و در نتيجه تعاليم عالي که در کانون خانواده مدرسه و جامعه داشتند از هر گونه نقص اخلاقي مبرا بودند بعد از ظهور اسلام و تجلي آن در ايران پهلوانان نامي ايران آراسته به جميع کمالات و فضايل انساني و کارآمد در فنون ورزش با برگزاري ها و دلاوريهاي خود صفحات زريني را بر تاريخ اين سرزمين کهنسال نقش نمودند .

دیدگاهتان را بنویسید