الاهیات فلسفی با نگاه عقلانی به دین

مساله عقل یا نوس از موضوعاتی است که مورد تفاسیر مختلف واقع شده است. در مورد مساله عقل و تقسیم بندی آن باید گفت که بیان ارسطو مجمل و توأم با ابهام است که این ابهام سبب تفسیرها و شرح­های مختلفی شده است و این ابهام سبب شده که این شروح و تفاسیر حول چند محور باشد. اما روانشناسی فیثاغوری به سبب تمییز بین نفس و بدن لااقل مستلزم تمییز بین روحانی و جسمانی بود.

دربارۀ نظریه فیثاغوری ماهیت سه بخشی نفس، این بدون شک نهایة حاصل مشاهدۀ تجربی عملکردهای عقلی و عاطفی انسان و کشمکش بین عقل و عاطفه است. در میان فیلسوفان پیش از سقراط حوزۀ فیثاغوری است که مفهوم قطعی و صریحی دربارۀ فس به عنوان یک اصل ثابت و پایدار دارد، و قائل است که نفس در فردیت خود حتی پس از مرگ باقی می ­ماند البته فلسفۀ هراکلیتوس جزئی از انسان را به اصل نهائی جهان بیشتر شبیه می­دانست تا به بدن، و آناکساگوراس می­گفت که عقل (نوس) در انسان حضور دارد؛ اما شخص اخیر موفق نشد که ماتریالیسم نظام پیش از سقراطی را لااقل به طور لفظی و زبانی تعالی بخشد، درحالی که در نظر هراکلیتوس عنصر عقلانی در انسان فقط یک تجلی و ظهور خالص­تر اصل آتشین بود.

در واقع نظریه تناسخ بر تمایز بین نفس و بدن تاکید فوق­العاده­ای می­کرد، زیرا این نتیجه را دربرداشت که نفس رابطۀ ذاتی و باطنی با هیچ بدن جزئی ندارد. قطعاً بسیاری از دانشآموزان کشورمان افرادی از خانوادههای ارزشمدار و اخلاقمحور هستند که در مسیر صحیح حرکت میکنند و بسیاری از مدارس نیز بر اساس دغدغه کادر آموزشی بر روی مباحث اخلاقی و تربیتی تاکید دارند، اما متاسفانه وجود برخی هنجارشکنیها در سطح جامعه و بروز برخی رفتارهای متناقض با ارزشهای اسلامی و فرهنگی از سوی کسانی که حداقل ۱۲ سال به عنوان دانشآموز در فضای نظام تعلیم و تربیت حضور داشتهاند اما کمترین کار اثرگذار و ماندگار در حوزه پذیرش و رعایت ارزشها و هنجارها را دریافت نکردهاند قابل کتمان نیست.

مورخ معاصری مانند روبرت دارنتون برای برقراری این ارتباط به روشهای قوم شناسانه روی آورده است. همایندگرایی (Epiphenomenalism) هرگونه کارسازی حالات ذهنی در جهان را نمیپذیرد و حالات ذهنی را بیشتر شبیه کف روی آب میدانند که یک چیز ناکارا است ولی برخاسته از بهم خوردن آب دریاست. آری، ولی علیرغم این که بشر جایزالخطاست، از پزشک معالج خود علت تجویز این داروها را نمی پرسیم. یکی از اندیشه هایی که همواره بشر را رنج داده است اندیشه مرگ و پایان یافتن زندگی است . وقتی به کمال رسید چون زندگیجاوید و بدون محدودیت و نقص در این جهان مادی و محدود و در این بدنمادی ممکن نیست، با مرگ روح کمال او از این تن گرفته میشود و به جهانوسیعتر و کاملتر ـ که ظرفیت روح را داشته باشد و همه نعمتهایش ابدی وجاودان باشد ـ منتقل میشود.

عقل مادی یا فاعلی یا هر دو. پس عقل فعال یا فاعل، فعلیت یافته می­شود و عقل منفعل یا هیولانی هم بالقوه یا فعلیت نیافته می­شود. اقوام لر هم مثل گذشته از لباسهای سنتی خود استفاده نمیکنند. به تعبیر دقیقتر، رابطهی ایده با تغییر از جنس عدم و ملکه است. ۱. هیچ یک از فیلسوفان- پیش از ارسطو- تحقیق جامع و کاملی دربارۀ نفس نداشته و این مساله بسیار مهم را به طور مستقل عنوان نکرده و یا کتاب و رساله­ای در باب آن ننوشته­اند. برای اولین بار در تاریخ فلسفه، این ارسطو بوده است که بحث دربارۀ نفس را به طور مستقل و مجزّا مطرح نموده و دربارۀ آن مشروحاً سخن گفته است.

آیا پزشک باید به بیمار محتضر دروغ بگوید تا ترس و اضطرابی را که حقیقت ممکن است برای او به بار آورد به تأخیر اندازد؟ نقد و بررسی: در بررسی این دلیل باید گفت که تمرکز آیه و روایات مورد استناد بر این است که زن مسلمان باید خود را از معرض نگاه نامحرم حفظ کند و در حقیقت درصدد است تا از بهوجود آمدن زمینه ارتکاب حرام جلوگیری کند، پس پیش از اینکه ناظر به مسئله حجاب باشد، نهی از عملی است که موجبات گناه را فراهم میکند. سروستانی عنوان کرد: ترویج عفاف و حجاب در جامعه به عوامل متعددی بستگی دارد.

اضافه بر آن، حكم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوت هايى دارد و با آن قابل مقايسه نيست؛ به عنوان مثال؛ پوشاندن روى پا در برابر نامحرم واجب است؛ ولى در نماز – بدون حضور نامحرم – واجب نيست. او در رسالهای که به عنوان «رساله سرگذشت» معروف است و بخش عمدهای از آن از زبان خود اوست، از دوستان و همکارش یاد میکند، اما از اساتید بحث چندانی نیست.

نویسنده در این اثر سه کتاب از عهد عتیق یعنی «جامعه»، «کتاب ایوب» و «غزل غزلهای سلیمان» را انتخاب و سعی کرده از دل آنها سه رویکرد و سه معنای زندگی را بیرون بکشد و بگوید که این کتابها در دوران معاصر نیز حرفی برای گفتن دارند و مباحثشان مربوط به قرون اولیه نیست. از این موارد زیاد اتفاق افتاده است که طلبه در جلسه از داور خیلی ناراحت شده است و نگاه او نگاه شرمگونه به داور بوده است ولی از آن باب «أحَبُّ إخوانی إلَیَ مَن أهدی إلَیَ عُیوبی/ دوست داشتنی ترینِ دوستان من، کسی است که عیب هایم را به من هدیه دهد» واقعاً با این نگاه اگر باشد من فکر میکنم کمک شایانی به طلاب هست و از این موارد زیاد هم دیدهایم.

آیا ما با دو عقل سروکار داریم که از هم مجزا هستند یا این که یک عقل با دو کاربرد داریم. شروع بحث از «حجیت» است و اینکه ما موظف هستیم در مقام عبودیت خدای متعال به همه رفتار و افکارمان حجیت بخشیده تا رضا و سخط الهی را مراعات نماییم. لذا امکان این توهمات در کشور ما نیست اما بالاخره یک بازی در فضاهای مجازی راه انداخته اند لکن کاری از پیش نخواهند برد . دستیابی به این شناخت، کار دشواری نیست؛ زیرا هر کسی درباره خویشتن آگاهی­هایی دارد و این کار نیازمند فلسفه و روان­شناسی نیست (همو، 1362الف، ص202).

به علاوه، قبول تناسخ مستلزم قبول این نظریه است که حافظه و آگاهی عمیق از هویت مستمر خود برای بقای فردی اساسی نیست. این نفس انسان (به استثنای عقل فعال) از کجا می­آید؟ این چهار محور در زمینۀ بحث عقل فعال در بین مفسرین مطرح شده است. این معقولات بالقوه در زمینۀ عقل هیولانی یا مادی یا منفعل است. در کتاب سوم نفس ارسطو، تقسیم بندی ارائه شده که مفسران آن را به عقل فعال و منفعل یا عقل فاعل و هیولانی یا مادی تعبیر می­کنند. دستهٔ سومی از مسائل نظری دربارهٔ «خدا» قابل طرح بوده که آنها را بهنام خداشناسی یا «معرفة الربوبیهٔ» نامگذاری نمودهاند.

دیدگاهتان را بنویسید