اصول تربیت از دیدگاه اسلام

نقش الگوی رفتاری والدین در تربیت کودک بر هیچکس پوشیده نیست. نقش پدر : اکثریت گمان می کنند که مادران بیش ترین نقش و نقش اصلی را در تربیت فرزندان بازی می کنند اما برای آموزش بعضی اصول تربیتی به ویژه تربیت فرزند پسر پدر نقش بسیار پر رنگی دارد. یکی از فرزندان حضرت امام می­گوید: تازه مکلف شده و شب خوابیده بودم که آقا با اخوی وارد شدند و خیلی سرحال و خوشحال بودند. یادم می­آید که وقتی پنج ساله بودم وارد اتاق آقا شدم و دیدم که دارند نماز می­خوانند، من هم پشت سر ایشان نماز خواندم.

هیچ کس نمی­تواند ادعا کند که من دیگر احتیاج ندارم به این که تعلیم بشوم و تربیت بشوم. همه جمعیت دنیا احتیاج به تعلیم و تربیت دارند. 3نباید همه کارهای پسرتان را انجام دهید. به کودک گزینههای مختلفی برای انتخاب پیشنهاد دهید و نظرات کودک را نیز بشنوید. الف. روش استبدادى؛ به معنای اجبار در اطاعت از ارزش­ها و باورهای والدین با محدود کردن خودمختاری کودک. 4-وادار به انجام کاری نکردن و آموزش کارهای مورد علاقه ی کودک آن هم به روش غیرمستقیم و با عمل خود به کارهای مورد نظرکه این مورد درمورد تمام نهادهای تربیتی صدق می کند وچنانچه دراین موارد تناقضی باشد کودک بدلیل میل راحت طلبی ولذت جویی به احتمال فراوان ازمسیر تربیت درست منحرف خواهد شد.

شما در مقام پدر و مادر، وظیفهدارید کودک خود را اصلاح و هدایت کنید. این را هم بدانید پوشش و آرایش نامناسب والدین بویژه مادر در برابر دید کودک می تواند موجب انحرافات رفتاری و اخلاقی فرزند شده و زمینه ساز انحراف اخلاقی او در آینده شود. تلاش کنید تربیت فرزندان را بهعنوان وظیفهای قابلکنترل و مدیریت بدانید. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نگاهشان به چند کودک افتاد و فرمودند: واى بر فرزندان آخرالزمان از دست پدرانشان!

دین مبین اسلام برای تربیت پیش از تولد فرزندان نیز برنامه دارد رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در اینباره میفرماید: «بنگر که فرزند خود را در کجا قرار میدهی که عرق (ریشه و بینه) اثرگذار است». به معنای ساده این است که شما به فکر رفاه خود هستید، که ارزش مهم دیگری است که برای فرزندان شما الگوسازی می شود. پس تربیت آنگاه که درباره انسان به کار میرود، هر دو ساحت مادی و معنوی آن را پوشش میدهد و رشد و کمالیابی آنها مورد نظر مربی است و باید باشد.

بدین ترتیب میتوان بدین رهیافت نایل آمد که «رب» و «مربی» از ماده تربیت است و در معنا و مفهوم لغوی تربیت، سه عنصر مربی، هدفداری مربی مبنی بر رشد دادن متربی و کمالیابی تربیت شونده، از ارکان و عناصر اصلی به شمار میروند، به گونهای که با نبود هر یک از اضلاع این مثلث، مفهوم تربیت بر آن صادق نیست و این هر سه جزء، از یک منظر، فراخنای مفهوم تربیت را محدود میکنند، هر چند که از منظر دیگر (سویهها و ابعاد وجودی تربیت شونده) اطلاق و شمول دارد، به این معنا که تربیت را به ساحت خاص مادی و یا معنوی تربیت شونده محدود و مقید نمیکند.

به نظر حضرت امام(ره) جهاد با نفس تنها از راه مخالفت عملی با عادات ناپسند امکان­پذیر است. با نیایش و پرورش روحیه­ی تعبدی می­توان به تدریج، میزان احساس حضور در محضر الهی را افزایش داد و نماز بهترین روش نیایش است؛ همان­گونه که امام خمینی(ره) بر اهمیت نماز و تأثیر برجسته­ی آن در تربیت تأکید می­فرماید: در اسلام از نماز هیچ فریضه­ای بالاتر نیست. با این کار هم شصیت او را شکل می دهید و هم به او می آموزید که باید به دیگران احترام بگذارد. بیچشمداشت، کاری برای دیگران انجام دهید.

دغدغه ای که والدین برای تربیت فرزند پسر دارند این است که آن ها می خواهند فرزندی اجتماعی داشته باشند اما دیده می شود که پسرها تمایل بیش تری به بازی های کامپیوتری دارند و یا در مقابل دیگران خشونت نشان می دهند. از دیگران بابت خوبیهایشان قدردانی و تعریف و تمجید کنید. 2. تقدم تزکیه بر تعلیم؛ امام خمینی(ره) تقدم تزکیه بر تعلیم را به عنوان یک اصل راهبردی بارها یادآور شده است: کوشش کنید که تربیت بشوید و تزکیه بشوید، قبل از این­که تعلیم و تعلّم باشد. برای انسان دو حیات مطرح است: حیات طبیعی و حیات طیبه.

از مواردی انتخاب می شود که در مناسبات عادی زندگی جمعی مطرح و مورد توجه است؛ بدین معنا که از رهگذر نیازهای غریزی، مناسبات اجتماعی، تمایلات و گرایش های طبیعی و خلاصه هر آنچه در میدان جذب و دفع رفتارهای عادی زندگی اجتماعی قرار می گیرد، اقدام به دین ورزی و تربیت دینی می شود. پس، تمام مراتب حق که از این سه مقام که ذکر شد، یعنی معارف الهیه و اخلاق و ملکات فاضله و اعمال صالحه، خارج نیست، زیر پای هواهای نفسانیه پایمال گردد، و متابعت از تمایلات نفسانیه و ملایمات حیوانیه نگذارد در او حق به هیچیک از مراتب جلوه کند، و کدورت و ظلمت هوای نفس تمام انوار عقل و ایمان را خاموش کند، و ولادت ثانویه، که ولادت انسانیه است، از برای او رخ ندهد؛ و در همان حال بماند و ممنوع و مصدود از حق و حقیقت شود تا آنکه از این عالم با همین حال رحلت کند.

1- هماهنگی عضلات و اعضای بدن 2- تمایلات متعادل و عدم پرخاشگری 3- عاملی برای تفکر و خلاقیت 4- آموختن بسیاری از اصول اخلاقی و اجتماعی دربازی که حضرت علی (ع) نیز در این باره می فرمایند: هر کس کودکی در خانه دارد با او بازی کند. با توجه به نتایج تحلیل داده ها والدین ایرانی اشاره بیشتری به اهداف تربیتی دینی، اخلاقی و اجتماعی داشتند و در برخی از حیطه ها از قبیل تربیت عاطفی، جنسی، سیاسی و اقتصادی اطلاعات اندکی داشتند. بهجای آنکه در یکزمان، به همه امور بپردازید، سعی کنید توجه خود را معطوف موضوعاتی کنید که در زندگی از اولویت بیشتری برخوردارند.

به پیشنهادات فرزند خود نیز فکر کنید، مذاکره کنید کودکانی که در تصمیم گیری ها شرکت می کنند انگیزه بیشتری برای اجرای آنها دارند. اگر برای توضیح به کودک خود وقت نگذاریم، کودک در درک ارزشها و انگیزه های تربیتی والدین دچار مشکل می شود. اصلْ دارای ماهیتی هنجاری، و ناظر به «باید»هاست؛ از این جهت با «مبنا» که خود منشأ اشتقاق اصل است و ماهیتی کاملاً توصیفی دارد و ناظر به «هست»هاست، متفاوت است (هوشیار، ص16؛ باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ص68؛ شریعتمداری، اصول و فلسفه تعلیم و تربیت، ص11).

بدیهی است که کرامت اکتسابی بیارتباط با کرامت ذاتی نیست، بلکه در تداوم آن قرار دارد و از کرامت ذاتی و استعدادهای فطری ویژه انسان ناشی میشود و در پرتو تربیت و مجاهده به فعلیت میرسد. خلاصه این که برتری انسان بر فرشتگان به خاطر علم است و انسان برای دریافت علوم، استعداد و لیاقت دارد و باید به استعدادهای لایق، فرصت شکوفایی بدهد. والدینی که با کودک خود منطقی بحث میکنند، اجازه میدهند کودک به روشی منطقی و دور از تعصب رفتارهای صحیح را یاد بگیرند.

یک سری اصول و قانون وجود دارد که با رعایت آن ها می توانیم به بهترین شکل پسر خود را تربیت کنیم. برای ، تربیت فرزند پسر به نوعی که اجتماعی باشند لازم است به دوستیابی کودک کمک کنیم و او را تشویق کنیم تا با همسالان خود بازی کند. آنچه همه، بر سر آن اتفاق نظر دارند داشتن هدف و روشهای متناسب با آن است. برخی از قوانین ممکن است شامل موارد زیر باشد: تا زمان انجام تکالیف، نمی توانید تلویزیون تماشا کنید و نمی توانید سر و صدا و اذیت کنید.

آیا اعتقاد به خروج غیر بهائیان از دایره انسانیت، موافق با تربیت است؟ از هر فرصتی برای برقراری ارتباط با فرزند نوجوان خود استفاده کنید! بنابر این می توان بسیاری از مباحث تربیتی را نسبت به اخلاق لا بشرط و بی جهت دانست بدین معنا که هر نظام اخلاقی که پذیرفته شود نظام تربیتی به حال خود برقرار باشد. شاید نفی ویژگی عناصر دیگر تشکیل دهنده ی نظام از اصل، زمینه ی مناسب تری را برای شناخت آن فراهم آورد.

چون کودک نیمی از ژن هایش را از مادر به ارث برده است ؛ زمینه ی تمام صفات مادر در او وجود دارد و مادر می تواند با تربیت درست واقدامات مناسب صفات مورد نظر راشکوفا سازد. با توجه به آنچه بیان شد، حداقل مفاهیمی که در دستور کار هر مکتب تربیتی قرار می گیرد عبارت است از: مبنا، هدف، اصل و روش. حتی مکتب هایی چون رفتارگرایی، که بر رفتار تأکید می کنند و اهداف کلی و آرمانی را چندان قابل مطالعه و تحقیق نمی دانند، نیز هرگز ادعایی در شکستن حصر قواعد و اصول کلی حاکم بر رفتار را ندارند؛ چرا که پذیرش همین قواعد و اصول کلی سبب امتیاز و تشخیص مکاتب تربیتی و جدایی آنها از یکدیگر می شود.

دیدگاهتان را بنویسید