ارتباط فلسفه با زندگی

ما در تعریف میز، تمام اوصاف میز ساز را بر می شماریم و هر پدیده ای که این اوصاف را احراز کند، یکی از مصادیق آن مفهوم است. میز جامد، پایدار، صاف، دارای 3-4 پایه (ویژگی های ضروری) می باشد. برای رویدادها، حالات یا فرایندهای ذهنی دارای کارکرد میتوان به دیدن اینکه در بستهاست یا باور به اینکه شما در حال دنبال شدن هستید، نمونه آورد. سودگروی ویژگینگر،(4) نیكخواهی و فراهم شدن خیر عمومی را اصل و ریشه فضایل اخلاقی تلقی میكند. باید اذعان داشت که مشکل تاریخ کلان نگر، حفظ اصل ارزیابی تجربی برای فرضیات فراگیر مطرح است.

۲ـ۲- آیا تاریخ رو به سمتی دارد؟ آیا احكام اخلاقی یك جامعه و گروه خاص، در طول تاریخ ثابت و نامتغیرند؟ عقلانیت فلسفی، به عنوان یک عقلانیت پایه، جاری در عقلانیت تخصصی جامعه به نحو عام شود و همه حوزه­های تخصصی را بپوشاند و حتی هماهنگ کننده حوزه اندیشه­های تخصصی درجامعه نیز باشد تا کارکرد جامعه برمبنای مفاهیم تخصصی به یک وحدت، هماهنگی و رویکرد واحد برسد. در شاخصه سوم فردی که در غریبستان است آرامش و سکون خاطر ندارد، چون هیج را متعلق به خود نمیداند و نمیتواند با آن انس بگیرد.

مطلب دیگر اینکه من در سال 1358 شمسی به دعوت آقای دکتر نصرالله پورجوادی و با معرفی دوست عزیز دیگرمان استاد بهاء الدین خرمشاهی مربی دانشگاه صنعتی شریف شدم. دیوید چالمرز با توجه به مشکل کیفیات ذهنی به دوگانهانگاری وصفی گرایش دارد. همچنان که چند سطر بالاتر نوشتم، به تعداد ابنای بشر، جواب متفاوت درباره عشق و عاشقی وجود دارد و این تقسیم بندی سه گانه می تواند هزاران یا میلیاردها زیرشاخه داشته باشد. از این نظر شاید یک همسنجی میان تفکرات او درباره مرگ با تفکرات اندیشمندان شرقی میتواند کار جالبی باشد.

». این نشان میدهد که مری با این که همهٔ دانستنیهای فیزیکی قرمز دیدن را میدانست، چگونگی قرمز دیدن را نمیدانست پس قرمز دیدن یک رخداد فیزیکی نیست. دوگانه انگاران برای روشنگری آن گاهی به اصالت علت موقعی، گاهی به در هم کنش گرایی و گاهی هم به اصالت همراستایی روی آوردهاند اما هیچیک از اینها نتوانستند روشنگری ای از این وابستگی نشان دهند. برای همین است که به این گونه حالات گرایشهای گزارهای میگویند. نظریهٔ اینهمانی: برابر با این دیدگاه هر گونه از حالات ذهنی با نوعی از حالات فیزیکی (حالات مغزی) همسان است.

سعی کنید دو کتاب پیشین را با دقت بخوانید و خلاصهای از مهمترین نکات هر فصل را یادداشت کنید. او درک تنه درخت دانش را در مقالههای جهان، دیوپتری، هواشناسی و هندسه ارائه داد و ریشههای متافیزیکی آن را در کتاب مدیتیشن ایجاد کرد. بر این اساس فلسفه غیر از تفسیر جهان، باید به تسخیر آن نیز بپردازد. اما نکته ای که در اینجا باید به آن اشاره کرد اینست که تعریف حرکت را هرچه که بگیریم، به هر حال تعریف زمان و حرکت بر همدیگر متوقف خواهند بود.

«صفات اخلاقی شیعه در عصر غیبت؛ از آیت الله جوادی آملی» و «جلوه های ساده و پیچیده سکولاریسم، با نظر به عملکرد رسانه ملی» را در بخش نقد حال می خوانید. باز نوشته میشود؛ سپس کارهای او، اجل او، و روزی او نوشته شده و نامة عمل او پیچیده میشود. لذا در بحث حاضر، به مشترکات مسلمانان توجه میشود و کمتر به اختلاف مذاهب پرداخته میشود؛ همانگونه که در مسیحیت نیز به پراکندگی مذاهب و فرق آن توجهی نکرده و به مشترکات پرداخته میشود و در صورت اختلاف با مذهبی خاص، موضوع اختلاف به طور دقیق بیان میشود. این سید حیدر هیچ ربطی به سید حیدر آملی صاحب جامع الاسرار و شارح فصوص ابن عربی ندارد که در قرن هشتم و نهم قمری است؛ این سید حیدر در قرن یازدهم قمری بوده و شاگرد فیض کاشانی بوده است.

22. فیض کاشانی، ملم محسن، کلمات مکنونه، انتشارات بیتا بی جان، تهران. اکنون باید گفت که فاعل حرکت نمی تواند عقل محض( یعنی صادر اول از ذات حق تعالی) (9) باشد، چون عقل بی تغییر است؛ و نمی تواند نفس( صادر دوم که از عقل صدور می یابد) باشد، زیرا ذات او نیز عقل است؛ پس از حیث آنکه در جسم قرار می گیرد، طبیعت خواهد بود، زیرا برای اعراض تابع و جسم از حیث جسم بودنش، قابل است.

چرا چیزی هست به جای آنکه نباشد؟ اقای حائری میفرمودند فلسفه در اسلام همان فیلوسوفی است و کربن اصرار داشت که تئوسوفی است و این اشکال حل نشد که نشد و هر دو دلایلی دارند که در جای خود باید ذکر شود. میخواهم چند مطلب را که از خود ایشان شنیدهام و شاید در جای دیگری نباشد عرض کنم. زمانی به پوچی ميرسید که دیگر نميتوانید تجربهي زیستن داشته باشید.

آن جلسات، جلسات خوبی بود و بنده هم بودم، ما در آن کمیته با برخی از اساتید معظم عصر آشنا شدیم و دوستی ما با آقای دکتر غلامرضا اعوانی که خدا حفظشان کند از همانجاست و ارادت ما به مرحوم دکتر شرف خراسانی که خدا رحمتش کند و برخی اساتید دیگر به آن دوره باز میگردد. آیا میتوانیم درباره فلسفه حکمای اشراقی بنویسیم مثلا سهروردی مساوی با افلوطین؟ آی. تی. (مؤسسه فناوری ماساچوست)، درباره هوش مصنوعی چنین میگوید: دانشی که دستگاهها را به انجام کارهایی وامیدارد که اگر آن کارها از آدمی سرزنند، نیازمند هوش خواهند بود (۱۹۶۸).

عبدالله بن عمر میگوید: مردی پیش ابوبکر آمد و گفت: آیا زنا به تقدیر الاهی صورت میگیرد؟ 1. نیل به آرامش و سکون : مهمترین نیازی که با ازدواج تأمین می شود نیاز به آرامش و امنیت است . آنچه که فلسفه اسلامی گفته میشود همان فلسفه یونانی است که تنها فرق آن با آن فلسفه یعنی یونانی این است که از راست نوشته میشود، یعنی در واقع ترجمه فلسفه یونانی است؛ دویست سال است که این حرف زده میشود.

بنده امروز اینجور میفهمم که عنوان فلسفه اسلامی مشترک لفظی بین دو معنا است: 1- فلسفه اسلامی بالمعنی الاعم 2.فلسفه اسلامی بالمعنی الاخص. اگر امروز منظومه فلسفی ابن سینا و ارسطو را در کنار هم بگذارید هیچ کسی نمیتواند بگوید ابن سینا مساوی با ارسطو است. کیستی یا اینهمانی شخصی دراین باره میگوید که کسی در زمان t۱ با چه ترازی همان کس در زمان t۲ است؟ وی در همان دوران، با علما و حکمای بزرگ عصرش مانند لایب نیتس مکاتبه داشت.اسپینوزا در سال 1664 میلادی به دهکده کوچکی در نزدیکی لاهه و در سال 1670 به شهر لاهه رفت و تا پایان عمر در این شهر اقامت گزید.

دستهای از حالات ذهنی دارای درونمایه هستند؛ مانند باور که درونمایه (یا متعلق) آن یک گزاره است؛ مانند باور به این که باران میبارد. عصب شناسی هم نشان دادهاست کسانی که بخشی از مغز را مانند بخش گفتاری از دست میدهند پس از چندی بخش دیگری از مغز کار آن بخش را بر دوش میگیرد. فرنک جکسن بر پایه دریافتهای ذهنی -مانند رنگ- آزمونی فکری را برگزار کرد تا نادرستی فیزیکالیسم را نشان دهد. یکی اینکه ما دانشجویی صفر کیلومتر جدیدالتأسیس بودیم و ایشان استادی بزرگوار بودند، دوم اینکه آقای حائری مرحوم، قیافه بسیار محتشمی داشتند تا جائی که برخی که با شخصیت ایشان آشنایی نداشتند، من جمله خود بنده متاسفانه حمل بر مغروریت میکردیم.

تمایز و نسبت میان هست و باید هم از جمله دغدغههای فیلسوف اخلاق است. وقتی میگوییم «جنگ داخلی آمریکا معلول درگیری اقتصادی منطقه شمال با جنوب بود»، چه مسائلی در این جمله دخیل هستند؟ هنری رگیوس (1679-1598) پزشک دیگری بود که در سال 1639 در دانشگاه اوترخت نظریات دکارت را تدریس میکرد، او دکارت را درگیر جدال شدید با الهیات شناس کالوینیست «گیسبرتوس وئتیوس» (Gisbertus Voetius) (1589-1676) کرد و این جدال تا پایان عمر دکارت ادامه داشت. دانشکده الهیات آن زمان پائینتر از میدان انقلاب، اوایل خیابان کارگر فعلی سمت راست، ساختمانی مفصل بود.

دیدگاهتان را بنویسید