اخلاق یعنی چه ؟

آن افق عالی پیامبر صلّی الله علیه و آله و این فکر منحط و پست این ها و این که آمده است: «ما اُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ ما اُوذیتُ؛ هیچ پیامبری به اندازه من اذیت نشد»(بحار الانوار، ج ۳۹، ص ۵۵) جهتش شاید همین بود. امام علی علیه السلام در کلامی دیگر می فرماید: «مَنْ حَسُنَ خُلْقُهُ سَهُلَتْ لَهُ طُرُقُهُ؛ هر کس خلقش نیکو شد، راه های زندگی برایش هموار می گردد».

اگر این باشد انسان میتواند به آن هدفی که برایش آفریده شده نائل شود. خداوند پیامبران را فرستاد که مردم را به نعیم ابدی بشارت دهند و به ثواب الهی دعوت کنند و از عذاب خدا که ناشی از خطاها و گناهان است بیم دهند. محمدبن حمزه می گوید: روزی امیرالمؤمنین (ع) بر پیرمرد از کار افتاده ای گذر می کرد حضرت سؤال کرده فرمودند: این کیست؟ این اخلاق خوب است که می تواند برای شما خانه ای در قلب انسان ها به وجود آورد. در این جا تنها به نوع حرکت و انواع آن توجه داریم اما حوزه های مختلف حیات اخلاقی باید به تفکیک ملحوظ باشد تا حرکت به سوی آن در همه حوزه ها و به صورت جامع پدید اید.

اما اخلاق از انسان کامل و بایسته که در مقصد قرار گرفته سخن می گوید، تربیت نیز انسان در حال گذار و احکام این گذر را روشن می سازد اما انسان شناسی از احکام انسان مبدا پیش از هر گونه تغییر و تحول آن گونه که به طبع اولیه خود بوده است، بحث می کند. می توان گفت که «اخلاق» صورتی ایستا از غایت حرکت انسان ارایه می دهد در حالی که «تربیت اخلاقی» احکام جریان و قواعد حرکت انسان را می نمایاند.

خلیفه اول پس از جریانات بعد از رحلت پیامبر (ص) با منسوب کردن روایتی به پیامبر مبنی بر اینکه پیامبران از خود ارث برجای نمیگذارند، زمینهای فدک را که پیامبر (ص) به حضرت فاطمه (س) بخشیده بود، به نفع خلافت مصادره کرد. حال سؤال این است که آیا به نظر ایشان ، دین در نظر دارد با مطرح کردن مسلک اخلاقی خود ، جانشین اخلاق بشری شود و دنیا و آخرت بشر را با راه خود اصلاح کند؟ به همین جهت در کتب اخلاقی به ارزش ایمان به خدا، یقین و اعتقاد به آخرت پرداخته شده است. ایمان بدون عمل نیکو، سود و بهره مطلوب را در پی نخواهد داشت.

گستره علم اخلاق در صورت مطلوب خود، باید مشتمل بر چند حوزه باشد؛ اخلاق بندگی، اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی، اخلاق خانواده، اخلاق محیط زیست و اخلاق صنفی ـ حرفه ای. «تربیت اخلاقی» مسیر گذار از وضعیت موجود (دامنه ای که مبدا حرکت انسان است) به سوی قله مطلوب هنجارهای اخلاقی را مینمایاند و آدمی را مدد میکند تا سیمای آرمانی و صورت ایدآل انسان اخلاقی را در وجود خویش پدید آورد.

پس ناگزیر باید نوعی اخلاق اجتماعی که از ادب قرار دادن و قانون ناشی میشود جانشین آن شود. اخلاق هنجاری مجموعه رذایل و فضایلی را معرفی می کند که وارستگی از آنها و آراستگی به آنها اهداف خرد تربیت را تشکیل می دهد. اخلاق مقاصد را تا سر منزل نهایی ترسیم و از آن دفاع می کند و تربیت اخلاقی نقشه رسیدن به مقاصد و غایات اخلاق را ترسیم می کند. اعتقاد به خدای یگانه ابزاری است برای اینکه انسان راه خوب را بشناسد و به آن عمل کند. تا آنجا که به نقاط مشترک میان انسان ها (انسان بما هو انسان) مربوط می شود مربوط به علم تربیت است.

در مکتب نقلی نیز برای مدلل ساختن گزاره ها به منابع نقلی دین (آیات و روایات) استناد می شود. مکتب اخلاق فلسفی برای توجیه گزاره اخلاقی یا تربیتی به منبع عقل متوسل شده و با قیاس و استدلال عقلانی و بیان آثار و لوازمِ عمل یا منش به ارزش داوری در باره آن می پردازد این در حالی است که در مکتب اخلاق عرفانی عمده ترین منبع توجیه گزاره ها شهود عارفان است. حال این نکته مطرح می شود که اگر تمایلات انسان ملاک خوبی ها و بدی هاست چرا انسان گاهی فعلی را که بر خلاق میلش هست پسندیده می داند ویا فعلی را که می پسندد ناپسند می شمارد اگر پایگاه حسن و قبح به تمایلات انسان بر می گردد، چرا بعضی اوقات بعضی از انسان ها ابعادی را که انسان متمایل به سمت آن است غیر اخلاقی میدانند و یا بالعکس.

او همواره آنها را از ظلمت ها به سوی نور بیرون می برد . خوب ها و بدها، هنجارها و ناهنجارها و بایسته ها و نابایسته ها را از اخلاق به صورت اصل موضوع و پیش فرض دریافت می کنیم و هدف حرکت قرار می دهیم. اگر اخلاق قراردادی باشد پرسش این جاست که آیا انسان ها میتوانند قراردادی بکنند که در مورد افعال خداوند هم صادق باشد؟ فاطمه (س) پس از بیثمر بودن دادخواهیاش به مسجد پیامبر رفت و خطبهای ایراد کرد که به خطبه فدکیه مشهور شد.

این روزها با سالگرد آزادسازی خرمشهر، حماسه های زیادی نقل می شود از همه ی گمنامانی که تاریخ ما را ساختند و دشمن تا دندان مسلح ما را از خاکمان راندند. قله ای که باید به سمت آن حرکت نماید و با تلاش و کوشش به آن برسد. یعنی طبیعتا هر جامعه ای یک زیبا شناسی، نظام ارزشی و نظام تجزیه و تحلیل دارد که متناسب با آن برای امور ارزش گذاری می کند و اخلاقی بودن یک فعل در جامعه متناسب با نظام زیبا شناسی آن جامعه تبیین می شود.

همان گونه که اگر مورد کاوش های جامعه شناختی قرار گیرد جامعه شناسی اخلاق پدید می آید. این پدیده اگر مورد کاوش های روان شناختی قرار گیرد، روان شناسی اخلاق پدید می آید. اخلاق یک پدیده انسانی است. یک پدیده روانی داریم آن را مورد بررسی روان شناختی قرار می دهیم. اگر چنین باشد در حوزه معارف انسان شناختی از آن بحث می شود. چنان که بیان شد علم اخلاق یکی از شعبههای فلسفه به معنای عام آن بوده است. در اینجا مراد ما از این واژه معنای فاعلی آن است.

پس از آن علم تربیت چگونگی دست یابی به آن اهداف را بررسی می کند. ولی در نوع و چگونگی رسیدن به این لذت در مرد و زن تفاوتهایی وجود دارد . زن خوب را با طلا و نقره نمی توان سنجید که او از طلا و نقره بهتر است ،و زن بد را نمی توان با خاک سنجید ،که خاک از او بهتر است . گاهی گفته میشود: «دوران تبلیغ از اسلام یا هر دین دیگری گذشته است و ما باید ارزشهای انسانی را تبلیغ کنیم!

باید بین این دو مرحله فرق گذاشت. حال درباره این دو مطلب توضیحی عرض میکنیم. می توان گفت که اخلاق و تربیت هر دو به نوعی دانش شناخت انسان است. هرچه این شناخت و آگاهی کامل تر باشد، درصد اعتماد به آن احکام بالاتر می رود. اگر یک نفر شناخت اخلاقی داشته باشد اخلاقی شمرده می شود؟ اگر گفته می شود هم دردی یا نوع دوستی ارزش است این کاملا استطرادی و اشاره به فهم نوعی است.

خوش خلقی، پیوندهای دوستی را محکم و پایدار می کند. از سوی دیگر انسان در قبال خدمات فراوانی که از جامعه دریافت می کند موظف به ارائه واکنشی مناسب است. دانشی که در آن احکام انسان پیش از حرکت و تحول اختیاری بیان می شود انسان شناسی نام دارد. فن تربیت قدرت تطبیق همان احکام کلی در مصادیق و موارد جزئی است. مگر ناظر به موارد موجود. راههای دیگر ولو به عنوان پیروی از پیغمبری از پیامبران الهی باشد هیچ ارزشی ندارد و برای بشر سعادتی را تضمین نمیکند؛ لذا این بخش را با همین جملهای که دعاهم إلی الطریق المستقیم به پایان میرسانند.

از میان سـخنان گوهربار معصومین علیهم السلام، براحتی میتوان ویژگیهای مدیران، معاونین و مشاوران را برشمرد. مهندسی اخلاقی ـ تربیتی رویکردی آینده نگرانه و درجستجوی آینده اخلاقی ـ تربیتی مطلوب در میان آینده های محتمل فراروی یک انسان است. در عین حال توجه به اخلاق محیط زیست به عنوان یکی از شاخه های اخلاق کاربردی بسیار بیش از آنچه میان ما رایج است صورت پذیرفته است. پس از آن، به راحتی می تواند انفاق نماید. بدون شک هر بار پس از آن، خود را سرزنش کرده و محکوم دانسته ایم. مثلا سخن از خوبی، بدی و درجه ارزش افعالی مانند صدق، کذب، توریه و علم آموزی و نیز هیآت و ملکاتی مانند شجاعت و غیرت و اخلاص و شفقت در حوزه اخلاق قرار می گیرد.

در دامنه مباحث تربیتی سخن از غایت نیست. آن گاه پیامبر از قتل او صرف نظر کرد. مفاهیمی نظیر وفای به عهد، ادای امانت، نظم در کارها، شهادت به حق، و بسیاری موارد دیگر هم از نظر دین الهی و هم از منظر بیخدایان از حیث اخلاقی ارزشمندند. تمام فضاهای اخلاقی که برای یک انسان ممکن است پیش بیاید در دین اسلام بیان شده و از غنای بسیار عجیبی برخوردار است به حدی که هیچ دین و آئینی این غنا را ندارد حتی دین مسیحیت که معروف به دین محبت است در بسیاری از مسائل اخلاقی هیچ راهکار و دستورالعملی ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید