اخلاق در قرآن – کتابخانه دیجیتال (بازار کتاب) قائمیه

اینکه در ابن سینا اخلاق در عرض و قسیم تدبیر منزل و سیاست مُدن (تدبیر جامعه) قرار میگیرد بهخوبی گویای غلبه وجههی فردی اخلاق (تدبیر نفس فردی) است. بهزبان منطقی و فلسفی، احکامی همچون حسن عدل و قبح ظلم بهعنوان بنیانهای اخلاق، از نظر فلاسفهای مانند ابن سینا بهعنوان مشهورات بهمعنای اخص قلمداد شدهاند و مشهورات به معنای اخص گزارههایی هستند که در ظرف اجتماع و اذهان عموم انسانها مورد اذعان قرار گرفتهاند و واقعیت آنها همان اذعان و اشتهار عمومی آنهاست.

البته لازم است حدود و مرزهایی در قالب قانون وجود داشته باشد تا زندگی همه در سایه عمل به آنها با آرامش و رفاه سپری شود. همه این انواع مسئولیت پذیری ها، در قالب مسئولیت پذیری اجتماعی تقسیم بندی می شوند. اگر در فلسفهی اخلاق، نتیجهگرا باشیم و کلاً حسن و قبحهای اخلاق را دائرمدار غایت و سود و نتیجهی مترتب بر آنها ارزیابی کنیم، انطباق اخلاق و هنجارهای اجتماعی بهروشنی عیان میشود. قسمت بزرگى از لذت و شادى زندگى از طریق ایجاد ارتباط عاطفى با دیگران تأمین میشود.

طبیعت انسان تن پرور و لذت جو است و فطرت او حق طلب و عدالت خواه. در این نگاه اخلاق عموماً برای اهداف و مصالح عمومی مانند نظم، امنیت، لذت و مصلحت اکثریت و یا سود و منفعت عمومی است. ارزشها و هنجارهای اجتماعی بدین ترتیب ملاکهای رجحانی است که حیثیت عمومی و اجتماعی دارند. هرچند وقتی اخلاق را بهمعنای خاص و ایدهآل مراد کنیم، قاعدتاً در سلسلهمراتب ارزشها، بهنوعی حاکم و معیار برای هنجارهای دیگر قرار میگیرد. در عین حال میداند که با رعایت همین دو معیار اصیل اخلاق اسلامی،خود به خود انسانی بار میآید هشیار، آگاه، پرشور و تلاشگر در راه بالاترین مصالح و منافع واقعی خود و کوشا در راه مصالح و منافع واقعی همه انسانهای دیگر.در روایتی از امام صادق(ع) چنین نقل شده است؛ خدای بزرگ پیامبران را به مکارم اخلاقی خوبیهای بزرگوارانه اختصاص داده است.

آیا فضائل، حد اعتدال سه قوه شهوت، غضب، و ناطقه (عفت، شجاعت و حکمت) است که از آغاز خلقت در نهاد انسان به ودیعه گذارده شده است یا این که معیار فضائل، فضایل شخصی (تهذیب نفس)، فضایل اجتماعی (رعایت تکالیف و وظایف دینی) است یا این که خوبی و بدی اصول و معیار ثابت ندارد و گزاره های اخلاقی از امور نسبی و اعتباری هستند؟ اما در مبنای فضیلتگرایی که اخلاقی بودن به ملکات و فضایل نفسانی فاعل بر میگرداند، ارتباط اخلاق و اجتماع قدری بیشتر به بررسی نیاز دارد.

در حال حاضر، بیشتر از پنج نظام عمدة اخلاقی در بیان اخلاق حرفهای استفاده میشود. بنابراین، ممکن است صفتی مانند شجاعت در جامعهای مقبول و در جامعه و زمان و مکان دیگری غیر مقبول باشد، در آن جامعهای که مقبول است جزو فضائل اخلاقی محسوب میشود و در جامعهای که غیر مقبول است جز و رذائل اخلاقی است. آگاهی از فرمولهای حاکم بر آن توانمندی، استفاده از تجربه دیگران، مشاوره و برخورداری از استاد، مدت زمان تحصیل ملکه را کوتاه میکند و افت و خیزها و اشتباهات را به کم ترین مقدار کاهش میدهد. اما از زمان شیخالرئیس و عمدتاً بهجهت غلبهی تفکر اشراقی و عرفانی شاهد نوعی فاصله گرفتن اخلاق از ساحت سیاست و اجتماع هستیم.

اما در جهان اسلام این تلازم و دوشادوشی اخلاق و اجتماع و سیاست در فلسفهی فارابی مسجل است. محتوای این اثر بر پایه استناد به منابع وحیانی و میراث روایی شیعه پی ریزی شده است. برای ترسیم این اخلاق ناب، از آیات قرآن کریم و منابع اصلی روایی مانند کافی، کتاب من لایحضره الفقیه، نهج البلاغه و دیگر منابع روایی شیعه در قرون اولیه، نکاتی ارشمند انتخاب شده است. یعنی در برخورد و مواجهه با دو یا چند امر، انتخاب و گرایش به یک سمت و خروج از حالت بیتفاوتی و لابشرطی، نیازمند دخالت عامل «ارزش» است.

برای مثال، در اخلاق لیبرال فرد انسان، مستقل و در ذات خود در نظر گرفته می شود، و غایت اصلی آن است که حقّ انتخاب او تضمین شود. این ارزشها باید برآمده از خاستگاهی اجتماعی باشند و زندگی جمعی انسان، آنها را به ارمغان آورده باشد و یا اینکه مقصد و مقصود اجتماعی را مانند نظم و امنیت برآورده سازند؛ ارزشهایی که فرد بهعنوان عضوی از یک جامعهی بشری خود را بدانها پایبند میسازد. در «اخلاق اجتماعی خاص»، آن دسته از ارزش های اخلاقی که در حیطه خاصی از ابعاد زندگی اجتماعی انسان، مثل اقتصاد، تعلیم و تربیت، خانواده و تواضع، خیرخواهی، عذالت و حلم بررسی می شود.

اماتمامی آنها گزاره های اخلاقی را، به نحوی وابسته به ارزشها وارزشیابی، تفسیر می کنند. دانشمندان در تأثير رفتار در پديد آوردن خوى آدمى، مى گويند: اگر يك تكه كاغذ، پارچه و يا لباس را تا كنيم، آنها گرايش به باز شدن دارند. در این فرض اخلاق میتواند حتی با ارزشهای عادی و مادی اجتماعی (مانند مفید بودن) تطابق یابد. البته در یک تعریف خاصتر، اخلاق ناظر به پرورش فضایل و خوبیها و خلقوخویهای نیکو در انسان تعریف میشود که در این فرض هم فعلی گزینش میشود که متناسب و برآمده از خلق نیکو یا در راستای آن و ترسیخ آن باشند.

مرتب سازی بر اساس پیش فرض · «تربیت اخلاقی»، فرایند درونی سازی ارزشهای اخلاقی و شکلگیری پایدار شخصیت انسان بر اساس ویژگیهای انسان کامل است. اخلاق بهمعنای شامل و متعارف آن با ارزشهای اجتماعی نوعی همپوشانی دارد. نکته و ملاحظهی مهم دیگر اینکه دو نوع نگاه و تلقی از اخلاق قابل تمایزند: یکی اخلاق ایدهآل و به اصطلاح تلقی اخلاق بهعنوان مجموعهی مکارم اخلاقی که شامل سطوح و لایههای والاتر و راقیتر و متعالیتر اخلاق مانند ایثار و از خود گذشتگی است. حضرت محمد «ص» در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» ناميده شده است.

آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد «ص» پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» ناميده بود. چالش خودگروی آن است که این نظر این گونه سؤالات را، که چرا باید متخلق بود؟ مجموعه تزکیه به معنای عام خواهد بود. تقویان با بیان اینکه اساسا هر جا که قرآن ما را به یک سلسله مناسک و آداب فردی دعوت میکند، در کنارش تاکید روی آداب هویتساز جمعی هم وجود دارد، گفت: مثلا در سوره مومنون وقتی خدا مومنین را تعریف میکند، میبینیم که مجموعه از آداب اخلاقی ترکیبی مفاهیم فردی و اجتماعی مورد توجه است که سمت و سوگیریاش بیشتر به سمت هویت اجتماعی است.

زیر مجموعه تقوا قرار میگیرد. دیگری نگاهی عرفیتر و عامتر به اخلاق است که موارد متعارفی همچون نَرمخویی و حُسن معاشرت را هم در بر میگیرد. زبان امروز دنیا زبان اخلاق است. این معنا از اخلاق در زبان انگلیسی نیز رایج است و غالباً برای تعبیر «اخلاقی» واژه “ethical” معادل «درست» و «خوب»، و برای تعبیر غیر «اخلاقی»، واژه “unethical” به معنای «نادرست» و «بد» را به کار می برند. هر که کاری کند، و چنین وانمود نماید که کار خداپسندانه انجام میدهد، ولی در پیشگاه خدا با چهره زشت و کریه جلوه داده است، خدا را در حالی ملاقات میکند (در محضر حق حضور مییابد) که خداوند بر او غضبناک است.

آن گاه فرمود: چرا برخی از مردم یک «عمل قربی» (و کاری را که مایه خشنودی خداوند و موجب تقرب به سوی او است) بر حسب ظاهر، برای تقرّب به خدا انجام میدهند، و برخلاف آنچه خدا از دل آنان آگاه است، گمان میبرند. رسول خدا سرمشقى نیکوست براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مىکند». ارزش گذاری درباره اجتماعی زیستن تابع عوامل و انگیزه هایی است که انسان را به برگزیدن شیوه زندگی بر میانگیزاند مشوق برخی تنها بر آوردن نیازهای مادی و دست یابی به رفاه هر چه بیشتر است و برخی به تکامل معنوی خویش میاندیشند و رویکردشان به اجتماع از آن رو است که می دانند بسیاری از فضایل انسانی در اجتماع به فضیلت می رسد از این رواست که تعیین ارزش اخلاقی نفس زندگی اجتماعی چندان آسان نیست و باید تاثیر عوامل و انگیزه های گوناگون در آن رابررسی نمود این مقاله ابتدا معنای اخلاق و اهمیت آن و سپس سیره اخلاق اجتماعی معصومین و اصول اخلاق اجتماعی رامورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده که تعالیم اسلام علاوه بر بعد فردی بر بعد اجتماعی انسان تاکید فراوان دارد وروابط اجتماعی سالم موجب شکل گیری اجتماع سالم می شود و ائمه به عنوان الگو و اسوه چگونگی زندگی اجتماعی وروابط با دیگران را ترسیم کرده اند.

و فضایل دیگر هم اساساٌ در زندگی و مناسبات با سایر افراد اجتماع فرصت بروز و ظهور مییابند. در این تقسیمبندی ارزش اخلاقی، حاکم بر سایر موارد بوده و در مقام ترجیح یک نوع ارزش بر ارزشی دیگر بههنگام تعارض آنها بهکار میآید. ارزش بهعنوان ملاک و مناط ترجیح و تمایل، دارای اقسام و معروض طبقهبندیهای گوناگونی است. این نوع رهبران اولویتشان برخورد یکسان با همه و قرار دادن عدالت و انصاف در مرکز تصمیمگیریهای گستردهتر است. میتوان تمایز بالا را ذیل اخلاق در مقام تعریف یا اخلاق آرمانی و اخلاق در مقام تحقق و اخلاق متعارف هم صورتبندی کرد.

به صورت عادی، انسان ها از زندگی فردی گریزان هستند؛ از این رو باید ارتباط اعضای جامعه با یکدیگر را تقویت کرد. وقتى چیزى به صورت عادت درآمد، به تدریج اعضا و جوارح انسان را کنترل کرده، بر وجود او مسلّط میشود؛ به فرموده امیر مؤمنان علی (ع): «عادت بر هر انسانى حکومت میکند». این تزکیه صرفا جنبه فردی ندارد و در حقیقت یک فرایندی است که انعکاسی در حیات اجتماعی انسان هم پیدا میکند و تبعا از این عنوان عام میتوانیم عناوین اخلاقی ریزتری را بگیریم. این آیه مساله تقوا را به عنوان عامل ایجاد مساله درونی امساک نفس از معاصی و گناهان و جلب فضائل اخلاقی مطرح میکند.

در ارزشهای حقوقی، نیت فاعل و تأثیرات درونی و حسن فاعلی مد نظر نیست. ارزشهای حقوقی و فقهی بهعنوان نظامی از اعتبارات و تشریعات ناظر به تأمین نظم و امنیت اجتماع، میباید از ارزشهای اخلاقی متمایز شوند. با همهی اینها، تعامل و تبادل میان این دو گروه ارزش، بسیار است و احکام اخلاقی میتواند مبنای قانونگذاری قرار گیرد همچنانکه بعضی موارد و ملاحظات حقوقی میتواند به عرف و اخلاق واگذار شود و هردو میتوانند پشتوانهی اجرایی یکدیگر قرار گیرند.

دیدگاهتان را بنویسید