اخلاق خوب – پارسی طب

امام خمینی اخلاق اسلامی را بر دو رکن اصلی استوار میداند، یکی بُعد اثباتی است، یعنی خداجویی و اعتدال که عامل ملکوتی و کمال انسان است و دیگر بُعد ثبوتی است، یعنی نفی خودخواهی و حب نفس که مانع تکامل انسان است. مدیران اخلاقی قابل اعتماد هستند زیرا تمام تلاش خود را انجام میدهند تا به تعهدات و وعدههای خود به صورت تمام و کمال عمل کنند. پرداخت حقوق عادلانه و به موقع، عمل کردن به وعدههای خود و سطح احترام بالایی را به کارکنان قائل شدن. آگاهی اجتماعی از دیدگاه نهج البلاغه ابعاد مختلفی دارد که یکی از آنها آگاهی از حقوق فردی و اجتماعی است.

به تعبیر دیگر، اکثریت نباید چنان رفتار و تصمیم گیری کند که حقوق اقلیت را زیر پا بگذارد. در مقابل متفکرانی هستند که نسبت جامعه به فرد را نسبت جوهر به عرض میدانند. مى باشد، به گفته «راغب» در كتاب «مفردات»، اين دو واژه در اصل به يك ريشه باز مى گردد، خَلْق به معنى هيئت و شكل و صورتى است كه انسان با چشم مى بيند و خُلْق به معنى قوا و سجايا و صفات درونى است كه با چشم دل ديده مى شود. در واقع آنها از درک ماهیت آن عاجز بودند، اما نکته دوم و مهمتر آنکه فیلسوفان اخلاق متوجه شدند رفتارهای آدمی دارای ابعاد فردی و اجتماعی است و بنابراین تحلیل درست این رفتارها نیازمند مباحث فلسفی درباره ماهیت فرد و جامعه و نسبت میان این دو است.

آن دو به گفتوگویی جذاب درباره ارزش اخلاقی فرار از زندان مشغول میشوند. زیرا اعتقادات را به دو گونه می توان مورد لحاظ قرار داد؛ هرگاه بحث از صدق و کذب و درستی و نادرستی گزاره از جهت مطابقت و عدم مطابقت با واقع مد نظر باشد کاوشی اعتقادی صورت پذیرفته است. در واقع دانشمندان علم اخلاق پیش از ظهور فلسفه اخلاق یا اصلاً میان این دو تمایزی نمیدیدند و یکی را به دیگری تقلیل میدادند یا در توضیح تمایز این دو فقط مصادیقی را ذکر میکردند. در اینجا ذکر 2نکته ضروری است: ابتدا اینکه درک تمایز میان اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی درک جدیدی است که محصول بازنگری فیلسوفان در ماهیت کلی رفتارهای آدمی در طول تاریخ است.

آنها فقط بر این باورند که مبنای هر سیستم اخلاقی دقیقاً بر روابط اجتماعی و محیطی پیروان آن سیستم اخلاقی استوار است. اگر مردم، آنگاه که بلاها نازل می شود و نعمت ها را از آنها زایل می سازد، با نیت درست، درپیشگاه خدا تضرع کنند و با دل های پرمحبت نسبت به پروردگار، از او درخواست عفو نمایند، مسلماً آنچه از دستشان رفته است باز خواهد گشت و هر مفسده ای را برای آنها اصلاح خواهد نمود. او در چنین وضعی هنوز به اخلاق نرسیده است. سلمان فارسی نیز چنین ماجرایی را نقل کند و میگوید: نزد رسول خدا(ص) رفتم.

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «لا تزرموه»(رهایش کنید بگذارید کارش را بکند.) سپس او را نزد خود خواند و فرمود: «مساجد برای کثیفی و قضای حاجت نیست، بلکه برای خواندن قرآن و یاد خدا و نماز ساخته شدهاند»، سپس سطل آبی خواست و آنجا را تطهیر کرد. اقدامات مفیدی برای جامعه انجام دهید، به عنوان مثال پولی را برای اقدامات خیریه جمعآوری کنید و یا دیگر کارهای شایسته که جامعه به آنها نیازمند است. همانطور که از نام این اصل مشخص است، به طور واضح اشاره به این موضوع دارد که سازمان به هیچ عنوان مجاز به همکاری با شخص یا مجموعهای در کارهای خلافکارانه نیست.

موضوع پژوهش در این گونه مطالعات اخلاقی، افعال اختیاری انسان است. علّامه در تفسیر المیزان بیشتر از همین منظر به اخلاقیّات قرآنی نگاه کرده و معتقد است : خوردن غذا اگر از مال صاحب غذا باشد مباح است ، ولی همین عمل به عینه اگر از مال غیر و بدون رضایت او باشد حرام است، چون آن صفتی که باید داشته باشد را ندارد و آن صفت امتثال نهی الهی است که از ناحیه ی شارع از خوردن مال غیر بدون رضایت او وارد شده و یا امتثال امری که از آن ناحیه وارد شده است .مسلمان باید به آن اموالی که خدای تعالی حلال کرده است اکتفا و قناعت کند.

هر کدام از این 2 نظرگاه نقدهایی را به هم وارد میکنند. در این مسیر زبان و گویش ما، محیط جغرافیایی ما، سیستم اقتصادی و نظرگاه مذهبی موجود در جامعه به موازات هم تعالیمی را به ما منتقل میکنند که شالوده نظرگاه اخلاقی ما را تشکیل میدهند. مدیران اخلاقی واقعا نگران رفاه دیگران هستند، آنها اغلب دلسوز، مهربان و خیرخواه هستند. آنها به دنبال انجام وظایف خود، آگاه و آماده، به طور مداوم در تلاش هستند تا مهارتهای خود را در تمام زمینهها افزایش دهند.

نتیجه نهایی: حسن نیت و افزایش شهرت شما به عنوان یک نیروی مثبت در جامعه. در نتیجه برای پیروی از هنجارهای اجتماعی و محیطی نیازی به هیچ دستور و فرمان بیرونی نداریم. از این مطلب میتوان نتیجه گرفت که اخلاقی بودن همواره با نوعی خردورزی همراه است. مطابق این نظر آنچه تحت عنوان رفتار اخلاقی از انسان صادر میشود محصول دیالوگ پیچیدهای است که میان فرد انسانی به مثابه موجودی متفکر و دارای احساس از یک سو و جامعهای که در آن میزید برقرار است. 2. منفعت گرایی یا تئوری فرجام گرایی (Utilitarianism): این دیدگاه منطبق با تعریفی از اخلاق است که توسط جرمیبنتم متفکر بریتانیایی ارائه شده و بر نتایج و فرضیات فردی متمرکز است.

به این ترتیب، هر متفکری به فراخور جهانبینی خود نسبت خاصی میان فرد و جامعه تصویر کرده و براساس آن تقریر ویژهای از اخلاق فردی و اجتماعی ارائه کرده است. بر اساس این دیدگاه که توسط ایمانوئل کانت ارائه شد، هر عمل به نتیجة آن بستگی نداشته، به نیت شخص تصمیم گیرنده بستگی دارد. اصولاً دستیابی نوع انسان به هر سیستمی از اخلاق نشان از بلوغ وی دارد. دیدگاه اصالت فرد پاسخگوی نیازها و اقتضائات پیچیده اجتماعی دنیای امروز نیست و دیدگاه اصالت جامعه آمادگی کاملی برای استبداد اخلاقی و اسارت فرد در چهارچوبهای از قبل تعیین شده قومی و اجتماعی دارد.

آنها بر این باورند که تمام سیستمهای اخلاقی برخاسته از روابط اجتماعی و اقتضائات محیطی است. همین ضرورت دوگانه است که متفکران حوزه اخلاق را به فکر و چالش در مورد ماهیت اخلاق و تقدم اصالت بعد درونی و فردی یا بعد بیرونی و اجتماعی واداشته است. به زعم آنها فرهنگ عمومی محیطی که در آن زندگی میکنیم امری جوهری و درونی است و مانند هوایی است که از آن استنشاق میکنیم. مفهوم سهامداری را درک کرده و همواره در کسبوکار عواقب مالی و عاطفی را برای همهی ذینفعان در نظر میگیرند.

تعلیم و تربیت: علمی است که شیوه رسیدن به فضائل اخلاقی را نشان میدهد. مکتب اخلاق فلسفی برای توجیه گزاره اخلاقی یا تربیتی به منبع عقل متوسل شده و با قیاس و استدلال عقلانی و بیان آثار و لوازمِ عمل یا منش به ارزش داوری در باره آن می پردازد این در حالی است که در مکتب اخلاق عرفانی عمده ترین منبع توجیه گزاره ها شهود عارفان است. ۴ برخی دستورات اخلاقی اسلام در باره جانوران غیر عاقل مانند حیوانات و پرندگان می باشد. مدیران اخلاقی با همه با رعایت احترام حرف میزنند.

آنها به کرامت انسان، استقلال، حفظ حریم خصوصی و منافع همه کسانی که سهمی در کسبوکار دارند، احترام میگذارند. آنها باادب هستند و با همه مردم صرفنظر از جنس، نژاد یا ملیت با احترام و منزلت برابر رفتار میکنند. نظریههای سنتی اخلاقی، تمایز بین ارزش ابزاری و درونی را تلفیق میکنند. به همین دلیل انسان برای اخلاقی بودن ناگزیر است تا علاوه بر بازبینی درونی همواره به بیرون یعنی به عرف اجتماعی هم نظر داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید