اخلاق اسلامی؛ مبانی و غایات

گاه ارزش فعل را به این می داند که فرد آن را به نیت کسب تعالی و فضیلت انسانی انجام دهد. ایشان گاه با مبانی عقلی و گاه با مبانی دینی درمورد مبانی اخلاق اظهار نظر کرده است . اخلاق نیکو، عبارت است از خوشرویی، خوشرفتاری، حسن معاشرت و برخورد پسندیده با دیگران. گاهی واژه اخلاق فقط در مورد فضایل پسندیده و نیک به کار می رود. اگرچه اکثریت این گروه، ظاهراً معتقد به دینی از ادیان هستند ولی تصور می کنند که دین یک مسئله شخصی بیش نیست و ارتباطی با جوامع بشری نداشته و تنها با فرد سر و کار دارد!

به طور کلی، هر رفتاری که از آدمی سر می­ زند، متأثر از مجموعه­ ای از عوامل است که به طور معمول در طول زندگی سر راه وی قرار دارد و رفتار او را تحت تاثير قرار مي­دهد. ، به معناى ملازمت و ترک نکردن آن چیز است پس معناى اینکه فرمود:” بگیر عفو را” این است که همواره بدیهاى اشخاصى که به تو بدى مىکنند بپوشان و از حق انتقام که عقل اجتماعى براى بعضى بر بعضى دیگر تجویز مىکند صرف نظر نما و هیچ وقت این رویه را ترک مکن، البته این چشم پوشى نسبت به بدیهاى دیگران و تضییع حق شخص است، و اما مواردى که حق دیگران با اسائه به مراعات مداراى با مردم، و این دستور بهترین و نزدیکترین راه است براى خنثى کردن نتایج جهل مردم و تقلیل فساد اعمالشان براى اینکه بکار نبستن این دستور و تلافى کردن جهل مردم، بیشتر مردم را به جهل و ادامه کجى و گمراهى وا مى دارد.ایشان ضایع مىشود عقل در آنجا عفو و اغماض را تجویز نمى کند، پس منظور از اینکه فرمود:” خُذِ الْعَفْوَ” اغماض و ندیده گرفتن بدیهایى است که مربوط به شخص آن جناب بوده، و سیره آن حضرت هم همین بود که در تمامى طول زندگیش از احدى براى خود انتقام نگرفت، و لیکن در بعضى از روایات از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود:” منظور از عفو وسط است” و این تفسیر با مضمون آیه شریفه مناسبتر و از نظر معنا جامعتر است.

تحقق و پیدایش این حالت در انسان متوقف است بر ایمان و یقین و قوت قلب نسبت به اینکه هیچ قوت و قدرتی جدا از خداوند در کار عالم و آدم اثرگذار نیست و همه علل و اسباب مقهور قدرت الهیاند و تحت اراده او عمل میکنند که خود در واقع مرتبهای از مراتب توحید است. حیاء زن از مرد ، غیرت ناموسی مرد ، عفاف و وفاداری زن نسبت به شوهر ، ستر عورت ، ستر بدن زن از غیر محارم ، منع زنا ، منع تمتع نظری و لمسی از غیر همسر قانونی ، منع ازدواج با محارم ، منع نزدیکی با زن در ایام عادت ، منع نشر صور قبیحه ، تقدس یا پلیدی تجرد جزء اخلاق و عادات جنسی بشمار میروند .

پرداختن به این بحث البته از اهمیت ویژهای برخوردار است. نظریه ی دو و پنج برای علّامه طباطبایی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و دیدگاهی نو و متفاوت است. 2. چون منشأ آن وحی است، از اطمینان کامل برخوردار می باشد و خطابردار نیست، لذا می تواند انسان را به سعادت و کمال برساند. با بهرهگیری از مبانی جامعهشناختی و مباحثی چون تکلیف اخلاقی، حق اخلاقی و تلازم آن با تکلیف، همچنین تلازم میان تکلیف و مسئولیت، میتوان اصل مسئولیت اخلاقی انسان را برهانی و بر اساس آن تبیین نمود. علّامه در مورد این که اخلاق چیست و خاستگاه خوب و بدهای اخلاقی کدام است و قضایای اخلاقی چگونه قضایایی است و بین قضایای مربوط به واقع و قضایای مربوط به اخلاق چه تفاوتی هست ، نظر واحدی نداشته است.

این دانش به پرسش هایی از قبیل :«تفاوت گزاره ی «خط کش خوب است» با گزاره ی «عدالت خوب است» چیست ؟ هرگاه بدین حقیقت خوب بنگریم که انسان با هدف تکامل و رشد معنوی آفریده شده و پیامبر عظیم الشأن اسلام له هدف از بعثت خود را تکمیل فضایل اخلاقی و فراهم کردن تجهیزات این رشد و کمال دانسته، جایگاه تربیت اخلاقی در دین مبین اسلام آشکار می شود. رهبران اخلاقی برای بنا نهادن فرهنگ کار اخلاقی کار میکنند، یعنی محیط کار به جای شخصیت یا سیاست، با مجموعهقواعد منصفانهای که بهوضوح بیان شدهاند، اداره میشود.

آدمیان با تمام تنوع نژادها و گونه های متفاوت فرهنگی، برای تأمین سعادت و نیک زیستی با عوامل تهدید کننده آن در تمام قرون و اعصار دست و پنجه نرم کرده اند. یکی از ابعاد وجودی انسان که در آموزههای اسلامی به آن عنایت ویژه شده، تربیت جان و پرورش روح است؛ زیرا انسان در پرتو تربیت نفس و تزکیه روح به مراحل کامل انسانیت دست می یابد و سرانجام به رستگاری ابدی می رسد. خدا را پروا داشته باشید و در اندیشه فردای خویش باشید ـ امروز نگر نباشید ـ و از کسانی نباشید که خدا را در زندگی به دست فراموشی سپردند، (آن گاه خداوند آنان را به عقوبتی سخت و دشوار دچار نمود) که در نتیجه خود را فراموش کردند(یعنی فراموش کردند که انسان هستند و انسانیت از میان آنان رخت بر بست) آنان به حقیقت بدکاران عالمند.

روش بحث ایشان در این مورد گاه برون دینی و عقلی و گاه درون دینی مبتنی بر قرآن کریم است ، به گونه ای که از مجموع نوشته ها و بحث های ایشان پنج نظریه ی اخلاقی متفاوت می توان استخراج و هر کدام را در زمان و یا شرایطی مطرح نمود. مبانی معرفت شناختی علامه طباطبایی ، نقش اساسی در اندیشه های مختلف ، از جمله اندیشه های اخلاقی ایشان ایفا می کند؛ به همین جهت ، قبل از هر چیز باید مبانی معرفتی ایشان را بررسی کرد. 17 ر.ک: منیژه، عاملی، بررسی مبانی نظری اخلاق حرفهای در اسلام.

23 ر.ک: منیژه، عاملی، بررسی مبانی نظری اخلاق حرفهای در اسلام. اندیشه های علّامه طباطبایی یکی از منابع اصلی اندیشه ی دینی کشور ماست و بررسی تفکرات ایشان در «فلسفه ی اخلاق» می تواند راهگشای همه کسانی باشد که می خواهند در این زمینه تحقیق کنند و جهت گسترش و تکامل آن گام های مؤثری بردارند. به نظر ایشان ،علومی که از طبیعت بحث می کند ، اصولاً با مسایل ماوراءالطبیعی و مطالب معنوی و روحی بیگانه است و توانایی بررسی این گونه مقاصد را ، که انسان با نهاد و فطرت خدادادی خود خواستار کشف آنهاست ، ندارد .

گویا عنوان تربیت در لغت اطلاق دارد و نمی توان آن را به گونه ای انحصاری، به حالات ویژه اختصاص داد. » و«بین قضایای مربوط به واقع و قضایای مربوط به اخلاق چه تفاوتی دارد؟ در اسلام، بحث فلسفه اخلاق به طور مستقل و سامان یافته در کنار سایر رشته ها مطرح نبوده و کتاب یا رساله ای با این عنوان در میان گذشتگان تدوین نیافته است؛ ولی این هرگز به این معنا نیست که مسائل مربوط به «فلسفه اخلاق» در لابه لای مباحث فلسفی و کلامی یا در میان سایر علوم اسلامی مطرح نشده باشد؛ بلکه بر عکس بسیاری از مهم ترین مباحث مربوط به فلسفه اخلاق، در کتابهای گوناگون فلسفی، کلامی، اعتقادی و اصولی مطرح شده است، مثل «حسن و قبح ذاتی» یا «علم النفس» که در کتابهای فلسفی درباره عقل علمی و نظری به طور عمیق و پردامنه، بحث شده یا مباحث الفاظ و تعارض ادله در علم اصول و مباحث مشهورات و قضایای اخلاقی که درعلم کلام و اصول طرح شده است.

محورهای مطالعه و پژوهش اخلاقی ، سه محور «فرا اخلاق»(3)، «اخلاق هنجاری»(4) و «اخلاق توصیفی» است . از نظر علامه، هر سه راه انسان را به واقعیت می رساند ، ولی هر یک کارکرد ویژه ی خود را دارد. راه اول راه عمومی است ، ولی راه دوم و سوم راه اختصاصی و مربوط به خواص است . تلاش این مقاله مصروف این است تا این مبانی ، از نقطه نظر علّامه طباطبایی ، در مرحله ی اول گزارش شود تا نظریه ی ایشان وضوح و تمایز پیدا کند و در مرحله ی دوم با تجزیه و تحلیل آن مبانی ، پیش فرض ها و لوازم اقوال ایشان کشف و در مرحله ی نهایی پیش فرض ها و لوازم آن نظریه ها نقد شود.

انسان ها در مورد چرایی و چگونگی داوری در مورد رفتارهای خود و دیگران از مبانی مختلفی استفاده می کنند. البته این فضایل منحصر به حوزه هایی که ذکر شد نمی گردند اما این تقسیم بندی بر اساس ارتباط بیشتر این فضایل با این حوزه ها است. علامه ، علوم را به دو بخش طبیعی و ماوراء طبیعی تقسیم می کند. از نظر علّامه طباطبایی هر چیزی که به نحوی به امور غیر مادی مرتبط است همچون خدا ، معنویت ، روح ،نفس و اخلاق ، از حیطه ی علوم طبیعی خارج است . به اینگونه از خویها، اخلاق فردی میگویند.

دیدگاهتان را بنویسید