اخلاق اجتماعی در نهج البلاغه – پرسمان

واژه اخلاق اجتماعی در اطلاق عرفی خود به ارتباط فرد با فرد دیگر انصراف دارد و علی القاعده روابط انسان با اعضای خانواده را نیز در بر می گیرد اما از آنجا که خانواده محل تلاقی فرد و اجتماع و مهم ترین کانون رشد اخلاقی انسان است و نیز بستر پیدایش روابط منحصر به فرد همسری، فرزندی، پدری و مادری است که هر یک، اخلاقیات ویژه خود را تولید و مطالبه می کند و در واقع خانواده کارکرد منحصر به فردی در شکل گیری شاکله اخلاقی فرد دارد که جدا از شوون فرد و روابط وی با دیگر عناصر اجتماعی است.

۳- اختیاری بودن: امام خمینی معتقد است اکتساب اخلاق خوب یا بد به اختیار انسان میباشد و بر این باور است که تمام اخلاق ملکات نفسانی تا در این عالم ماده و حرکت و تغییر و تجدد هستند قابل تغییرند و انسان میتواند با اختیار خود ملکات خود را به صفات مقابل آن تبدیل کند و دلیل بر این مدعا افزون بر برهان و تجربه، دعوت انبیاء و شرایع الهی است. آیا به نظر شما، توصیه به تمرکزگرایی در تربیت و تمرکز تلاش تربیتی به یک نقطه کانونی، این پیامدها را در پی نخواهد داشت؟

حقوق زیردستان و کسانی که به گونهای زیر نظر انسان کار میکنند، اهمیت بسیار زیادی دارد؛ رسول خدا صلی الله علیه وآله بر این نکته تأکید میکرد و میفرمود: «هرکس برادر مسلمانی، زیر دست او بود، باید از آنچه خود میخورد، به او بدهد و از آنچه خود میپوشد، بر او بپوشاند و به وی کاری واگذار نکند که از عهدهاش برنمیآید و اگر(بنا به ضرورت) چنین کرد، به او در انجام آن کمک کند. اما این فرد همچنان می تواند (و به نظر من می باید) درباره ضرورت و مطلوبیت ساخت سیاسی لیبرال مستقلاً بیندیشد و داوری کند. سفارش درباره حقوق همسایگان بسیار فراوان است؛ برای مثال رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «بهترین یاران خدا کسانی هستند که نسبت به یاران خود بهترین باشند و بهترین همسایگان خدا کسانیاند که برای همسایه خود بهترین باشند».

و هرکس حق همسایهاش را تضییع کند، از ما نیست؛ جبرئیل همواره درباره همسایگان به من سفارش میکرد؛ به گونهای که پنداشتم، همسایه را یکی از وارثان قرار خواهد داد». آن حضرت به ایشان فرمود: من در اینجا منتظر شما میمانم تا برگردی، پس از مدتی حرارت آفتاب شدت یافت و اصحاب ایشان گفتند: یا رسولاللَّه! ایشان بر امانتداری تأکید میکرد و کسانی را که از این ویژگی بیبهره بودند، اساساً بیایمان میدانست.

ای کاش به سایه میآمدی(تا آفتاب شما را نیازارد.) ایشان این درخواست را نپذیرفت و فرمود: من با آن مرد در اینجا قرار گذاشتهام و در همین جا منتظر او میمانم و اگر نیامد، خلف وعده از طرف او خواهد بود. در برخی روایات، حتی در مورد خوراک و پوشاک همسایه نیز سفارش شده است: «هرکس که سیر بخوابد؛ ولی همسایهاش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است». رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «آیا همسایهای که دو دست لباس داشته باشد، نداشتی که یکی از آنها را به تو عاریه دهد؟ و از نزدیکترین افراد را به خود در روز قیامت، راستگوترین آنها معرفی میکند.

و «هرکس به گاه قدرت، گذشت کند، خداوند در روز لغزش و لرزش گامها(روز قیامت) از خطاهای او میگذرد». اگر صفت محبّت خدا در جان انسان به وجود نیامده باشد، مناجات با خدا و انجام عبادات و کارهای الهی برای او سخت و دشوار و بی معناست. اخلاق ورزشی داشتن یعنی اینکه بتوانید در برابر شرایط سخت از خود مقاومت نشان دهید. بدین منظور، شیوههای مختلفی برای آموزش اخلاق حرفهای در سازمانها به وجود آمده است که یادگیری مستقیم، رایجترین آنهاست؛ اما این شیوه نشان داده است که کارآیی لازم را ندارد. مجاهد دو بار از او پرسید: «آیا از این گوسفند، به همسایه یهودی ما هم هدیه کردید؟

11. با بوی غذاهایت او را نیازاری، مگر آنکه مانع از رسیدن بوی غذایت به او شوی. براساس نقل برخی، آن حضرت تا سه روز در همان نقطه در انتظار آن مرد ماند و وقتی او را دید، بیهیچ عصبانیتی فرمود: و ای جوانمرد! یعنی افعالی که حقیقتاً تأثیر تام در کمال انسان دارند، افعالی هستند که دارای این شرایط باشند؛ باید از ایمان به خدا و ایمان به روز قیامت سرچشمه بگیرند و در چارچوب تکالیف شرعی انجام گیرند. مرا به زحمت انداختی، سه روز است که در اینجا هستم.

از اصول ضروری و شایسته سیره پیامبراکرم صلی الله علیه وآله، وفای به عهد است. روزی یکی از یاران رسول خدا صلی الله علیه وآله، سر وقت به قراری که با رسول خدا صلی الله علیه وآله گذاشته بود نرسید. اخلاق حرفهای یکی از مسائل اساسی همه جوامع بشری است. بنابراین نویسنده در این مقاله کوشیده است تا بسترهای ترسیم شده از دیدگاه امام علی(ع) را در زمینه اخلاق اجتماعی به اختصار بیان نماید. نظام تقسیم کار اجتماعی چگونگی این واکنش را به عنوان وظایف صنفی برای ما مشخص کرده است. قرآن کریم، وفای به عهد را یکی از ویژگیهای مؤمنان میداند و به صراحت دستور میدهد: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، به پیمانهای خود وفادار باشید».

خدای سبحان در قرآن کریم، مؤمنان را پس از سفارش به تقوای الهی، به وارد شدن در زمره راستگویان فرا میخواند. پیش از پرداختن به اصل موضوع و تبیین ملاک و ارزش گذاری فعل اخلاقی از دیدگاه مکاتب گوناگون اخلاقی به نظر لازم میرسد که ابتدا معنای واژه اخلاق و بحثهای مقدّماتی دیگر روشن شود، تا با نگاه باز و آگاهی لازم وارد بحث شویم. در برابر این نظریه شیطانی ،خردمندان عالم ،دانشمندان دلسوز ، سیاستمداران مردمی و ادیان الهی اتفاق نظر دارند که اخلاق و سیاست ارتباطی بنیادین و ناگسستنی دارند و سیاستی که از اخلاق فاصله بگیرد شیطانی است .

از نظر علّامه طباطبایی هر چیزی که به نحوی به امور غیر مادی مرتبط است همچون خدا ، معنویت ، روح ،نفس و اخلاق ، از حیطه ی علوم طبیعی خارج است . اینکه همه طرح های کلان کشور در هر زمینه و عرصه ای باید دارای پیوست فرهنگی باشد، در تعقیب این مسئله است. آن حضرت بر عمل به پیمان و عدم نقض آن، حتی در صورتی که طرف پیمان، کافر یا دشمن انسان باشد، تأکید میکرد و هرگز هیچ پیمانی را زیر پا نمیگذاشت.

همواره سفارش میکرد که مسلمان باید به عهد و پیمانش وفا کند: «هرکس وفای به عهد نداشته باشد، دین ندارد». » من از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیدم که میفرمود: «جبرئیل همواره مرا به رعایت حقوق همسایه سفارش میکرد؛ چندان که پنداشتم، همسایه را نیز یکی از وارثان قرار خواهد داد». در روایتی از انس نقل شده است: گاهی من با برادر کوچکم به نزد پیامبر شرف یاب می شدیم. عبداللَّه بن عمرو گوسفندی را برای مجاهد ذبح کرد و پس از ذبح گوسفند نزد وی برد. اگر زمانی چیزی نزد ایشان نبود، قول میداد که به زودی آن حاجت را برآورده سازد.

وی معتقد است که حقیقت مطلق در کار نیست و با معرّفی قدرت به عنوان بزرگترین کمال انسانی اخلاق را به دو قسم اخلاق بردگان و فرهنگیان و اخلاق اربابان تقسیم کرد و آنگاه با ملاک قرار دادن اخلاق اربابان، فعل خوب را فعلی دانست که به انسان قدرت دهد و کاری بد را کاری معرّفی کرد انسان را ضعیف سازد. امام علی علیه السلام نیز در آستانه شهادت خویش، همین روایت را نقل کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید