اخلاق اجتماعي و چگونگی ظهور و افول آن در جامعه (1)

ـ بهنظرم امروز ما در حوزه اخلاق دینی باید به این پرسش مهم جواب دهیم که آیا به عنوان یک مسلمان میتوانیم ساخت سیاسی ای را به رسمیت بشناسیم که در آن حقّ انتخاب و اختیار انسانها محترم شمرده میشود یا خیر. دکتر سيد حسن موسوي چلک، رئيس انجمن مددکاري اجتماعي ايران : اگر بناست از آسیب­ های اجتماعی رهایی یابیم باید اخلاق اسلامي را ترویج دهیم. حسن خلق افزون بر آنکه دارای پاداش اخروی است، آثار دنیوی فراوانی نیز برای انسان به همراه دارد. آن مصادیق و شیوه ها چه بسا با سطح دوّم اخلاقی که سنتاً “اسلامی” تلقی شده است، متفاوت باشد.

بافرض این مقدمات، در گام نخست خوبست که در قلمرو آنچه اخلاق اسلامی خوانده میشود، میان دو نوع از ارزشها تمایز بنهیم: نوع یا سطح اول را می توان “ارزشهای متعالی” نامید، یعنی ارزشهایی که در این نظام اخلاقی بنیادین است و بر سایر ارزشهای آن نظام تقدم و اولویت دارد. مهدی حائری یزدی، در کتاب حکمت و حکومت استدلال جالب توجهی را پروراند که به نظر من می توان قرائتی از آن را به عنوان استدلالی مستقل در تأیید حقّ ناحقّ بودن در سطح سیاسی و اجتماعی به کار گرفت. شاخصترین دانشمندان و مربیان شیعی که به این رویکرد موسوماند، عبارتاند از احمد بن فهد حلی صاحب کتاب عده الداعی و نجاح الساعی و سید بنطاووس که قریب به بیست اثر در زمینه ادعیه و اعمال و مناسک عبادی تألیف کرده است.

نکته دیگر اینکه مزاح نباید برای انسان به صورت یک عادت همیشگی درآید، به گونه ای که همواره دنبال بهانه ای باشد تا با کسی شوخی کند؛ زیرا این صفت، تصویر زننده ای از انسان، در ذهن مردم ایجاد می کند، به گونه ای که مردم، او را شخصی دلقک و بذله گو تصور می کنند و میان شوخی ها و موضع گیری جدّی او فرقی نمی گذارند. روزی یکی از آقایان که اهل حال بود در خدمت مرحوم آیت الله بهاء الدینی نشسته بود و گفت: آقا حالتی پیدا کرده ام که از اجتماع بدم می آید، می خواهم منزوی شوم.

اهل معرفت معتقدند با اصلاح معرفت الله همه فضائل در جان انسان شکل میگیرد و همه رذائل رفع یا دفع میگردد. محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) که خاتم الانبیا است در برابر کسانى که با وى مشاجره می کردند تنها به خواندن آیاتى از قرآن اکتفا می کرد و یا عقیده خویش را با سبکى ساده و طبیعى می فرمود و به جدل نمی پرداخت . رفتارهای ارزشمند اخلاقی که مبتنی بر احساسهای لطیف و خوشایند است بهطور فطری و عقلی در نزد همه انسانها از ارزش ویژهای برخوردار است. این اندیشه، خدا و دینداری را باوری حاشیهای و غیرضروری میداند که بودن یا نبودن آن اهمیت ویژهای در میان مردم ندارد، به عبارتی استقلال و هویتی برای آن قائل نیستند.

پژوهش خبری : چرا در جامعه امروزي بداخلاقي رایج شده ­است؟ جامعه بیمار روح ساکنان خود را هم بیمار و پژمرده می کند. مهمترین خشونتی که نسبت به یک انسان ورزیده می شود آن است که به او اجازه ندهند خود مصالح زندگی اش را تشخیص دهد، و زندگی خویش را آنچنان که شایسته می داند سامان دهد. فکر کنم بد نباشد اشارهای هم به تفاوت دو اصل کانونی عدالت و آزادی داشته باشید که عدالت اصل کانونی اخلاق اسلامی و آزادی اصل کانونی لیبرالیسم است و اینکه آیا در اخلاق اسلامی آزادی ذیل عدالت تعریف میشود یا نه؟

پس از تعریف اخلاق و معرفی انواع آن، خاستگاه اخلاق در خور بررسی و مطالعه است. اما اگر بنا شود که دین خود به عاملی برای تحقیر و سرکوب انسانها بدل شود، در آن صورت علیه ایمان است، و راهی به خداوند نخواهد گشود، هرچند که ممکن است متاعی برای سوداگران باشد. این نکته را هم بیفزایم که کسانی که معتقدند با نفی آزادی و حقّ انتخاب آدمیان، و نیز سرکوب و تضییع حقوق شهروندان باید از “انحراف” در دین جلوگیری کنند، در واقع نسبت به حقانیت دین یا دست کم توانایی عقل در دفاع از حریم دیانت تردید دارند.

انسان ها دوست دارند با فردی همنشین و هم مشرب شوند که اخلاق آنها باعث رنجش خاطر نشود. آنها هر چه در تاریخِ بشریت، عفاف و پاکدامنی شناخته میشود، نه تنها اخلاق نمیدانند بلکه آن را ضد اخلاق میشمارند چون آزادی انسان را محدود میکند. بنابراین دقیقتر آن که سه دایره را در نظر آوریم، یکی دایره معارف و اعتقادات، در کنار آن، دایره احکام دینی، و در کنار آن دو، دایره سومی برای اخلاق که بخش عمدهای از اعتقادات و احکام را پوشش میدهد. معمولاً مباحث دینی را به سه دسته تقسیم میکنند؛ معارف و اعتقادات، احکام، اخلاق. برای اینکه ارتباط میان این مباحث اخلاقی روشن شود، با توضیح هرکدام از این صفات، ارتباطی اخلاقی میان اینها روشن خواهد شد.

آموزههای وحیانی کاملاً با عقل و سرشت انسانی هماهنگ است و انسان طبعاً به مسائل اخلاقی گرایش دارد اما آموزههای الهی این مسیر را برای انسان ساماندهی میکند و راه را مشخص میکند. بنابراین عمده توجهات تربیتی باید بر این موضوع قرار یابد و درست بههمین جهت است که معرّفی خدا و بیان صفات او بخش عمدهای از میراث وحیانی دین را به خود اختصاص دادهاست. توکل یعنی سپردن کارها به خدا و اعتماد به لطف اوست و این امر منافاتی با حداکثر تلاش انسان ندارد برخلاف خودباختگی که فرد بیاعتماد است و به هر حشیشی متوسل میشود. شما غایت اخلاق اسلامی را تقرب به خداوند معرفی کردید، بر این اساس مخالفان «حق ناحق بودن» میتوانند بگویند که حق ناحق بودن و پلورالیسمی که نتیجه لیبرالیسم است ممکن است فضای جامعه را به سمتی ببرد که مسلمانان از تقرب به خدا دور شوند و از این منظر با لیبرالسیم مخالفت کنند.

البته به نظر می رسد که در اخلاق دینی و اسلامی، مهمترین غایت عبارت است از تقرب به خداوند. به نظر من لازمه این سخن آن است که سیاستها و قوانین الزام آور در عرصه عمومی باید به نحوی تنظیم و تدبیر شود که حقوق تمام شریکان این ملک مشاع محفوظ بماند، و آن قوانین صرفاً بر مبانی ای که فقط برای گروهی خاصی از آن شرکا قابل تصدیق و توجیه است، استوار نباشد. انباشتن ثروت بدون غرض عقلانی ،کاری بیهوده و زیان آور است و به قیمت از دست دادن عمر تمام می شود . آیا هنگامی كه حقوق فردی مورد تجاوز قرار میگیرد اگر تمام قدرتهای ذخیره وجود او در پرتو غضب بر افروخته نگردد چگونه ممكن است در حال خونسردی از حقوق خویش دفاع كند؟

برای مثال، در اخلاق لیبرال فرد انسان، مستقل و در ذات خود در نظر گرفته می شود، و غایت اصلی آن است که حقّ انتخاب او تضمین شود. در واقع این افراد از بیم انحراف در دین، ریشه دین را می زنند. منظور من از “قساوت” عبارت است از هرگونه فشار فیزیکی و روانی که بر افراد ضعیف وارد می شود تا آنها را مرعوب، مغلوب، مضطرب، و پریشان سازد. این افراد عقل انسان را هم در تحلیل نهایی سست و غیرقابل اعتماد می دانند. آنان موارد اخلاقی را که آثاری روشن و واضح بر زندگی دنیای انسان دارد به آسانی میپذیرند، اما در ارزشمندی مواردی که منافع و آثار دنیایی در آن نمیبینند از نظر اخلاقی، تشکیک میکنند و در پارهای موارد آنها را ضد اخلاق نیز میدانند.

به پدر و مادر و فامیل خود باید احسان کنید، به یتیمان جامعه باید رسیدگی کنید، مساکین را باید دریابید و به زندگی آنها رسیدگی کنید. برای مثال، مسلمان جامعه امروزین، در عین حال که باید به اصل اصیل عدالت و احسان ملتزم باشد، اما باید بداند که تحقق آن اصول در متن جامعه امروزین اقتضائاتی دارد که باید بدرستی شناخته و تعقیب شود. جملاتی که ناشی از نظرات مردم، درباره مسایل جامعه و پیمایش ملی در کشور است. اما قبل از اینکه درباره این ویژگیها توضیحاتی بدهم، مایلم به تفکیکی اشاره کنم که در بحث ما مهم است.

غفلت و بیتوجهی نسبت به آن، خسارات جبرانناپذیری را به وجود خواهد آورد و تعادل و توازن جامعه را به هم خواهد ریخت و در نهایت ثبات و امنیت آن را به چالش خواهد کشید. یکی دیگر از روش های اموزش اخلاق خوب به کودک این است که در طی روز از جملات مثبت استفاده کنند و افکار مثبت را در خود به وجود بیاورند. از سوی دیگر، همانطور که دیدیم، ساخت سیاسی ای که در آن حقّ ناحق بودن محترم است، شرط عدالت و انصاف است، و ساخت سیاسی ای که حقّ ناحق بودن را برای شهروندان برسمیت نمی شناسد، و می کوشد جامعه ای یک دست و مطابق با آنچه خود حقّ می دانند بنا کنند، در واقع حقّ شهروندان دیگری را که در آن جامعه زیست می کنند زیر پا می نهند.

در اینجا دفاع از ساخت سیاسی لیبرالیسم صرفاً ناشی از هراس از قساوت نیست، یعنی ارزش ابزاری این ساخت سیاسی در دفاع از قساوت تنها یا مهمترین عامل مطلوبیت آن ساخت سیاسی تلقی نمی شود. باید از دنیا استفاده کرد اما نباید به آن دل بست و در آن فرو رفت. اشکال اوّل آن است که گویی دین باوری و دین ورزی مقلدانه بر دین باوری و دین ورزی محققانه ترجیح دارد.

مفاهیمی نظیر وفای به عهد، ادای امانت، نظم در کارها، شهادت به حق، و بسیاری موارد دیگر هم از نظر دین الهی و هم از منظر بیخدایان از حیث اخلاقی ارزشمندند. در هر صورت «خَلق» به معنای آفرینش و آفریدن آمده است. در درس اخلاق و در کتابهای اخلاقی، عالمان دینی از نماز اول وقت سخن میگویند، این مسئله به یک معنا جزء احکام و جزء آداب زندگی است. اسلام در نظام اقتصادی خویش ، برخی از راه های کسب درآمد را به خاطر مفاسدی که در پی دارد ، حرام و ممنوع کرده است ، مانند ربا ، کم فروشی ، احتکار ، غضب و سرقت ، اختلاس ، رشوه و مانند آن ، ولی کارهای معمول و معقول را مشروع دانسته و از پیروان خویش می خواهد که از راه مشروع به کسب درآمد و امرار معاش بپردازند.

بنابراین، اگر با شوخی کردن، دیگران را برنجانیم یا کسی را مسخره کنیم، این شوخی، ممنوع و نکوهیده است و چه بسا موجب کنیه توزی و دشمنی میان دوستان می گردد. همانطور که رسول گرامی (ص)فرمود :بهترین شما کسی است که برای خانواده اش بهترین باشد و من برای خانواده ام بهترین هستم. اولين جايي که انسان مي­تواند اخلاق اجتماعي را بياموزد خانواده است؛ مهمترین چالش اجتماعی کشور در سالهای اخیر، تزلزل بنیاد خانواده بهویژه در سطوح شهری است. وحی در این زمینه نقشی جدی دارد. نتیجه این که هر چند عقل و فطرت ما را به پارهای از مباحث اخلاقی رهنمون میشوند، اما بدون شک ما از هدایت انبیاء و اولیای الهی و وحی خداوند بینیاز نخواهیم بود.

دیدگاهتان را بنویسید