آمریکا: ایران عامل طولانی شدن جنگ یمن است!

در پی پیروزی انقلاب اسلامی ایران و سقوط حکومت پهلوی در بهمن ۱۳۵۷ و متعاقب آن وقوع تغییرات اساسی در موقعیت آمریکا در منطقه، مناسبات ایران و عراق نیز دستخوش دگرگونی و تیرگی شد. سازگاری حکام عربی با حکومت انقلابی ایران یا سرنگونی و جایگزین شدن حکومتهای بنیادگرا به جای آنان، می توانست آرایش سیاسی و توازن قوای منطقه ای را به شدت تغییر دهد. از خیلی وقت پیش روابط کاری مثبتی را با اعضای مختلفی از جمعیت غیر پشتون افغانستان آغاز کرده است، از جمله افراد و گروههای پرنفوذ تاجیکی، ازبکی، و جوامع هزاره که در دولت کنونی افغانستان دارای قدرت سیاسی هستند. در جریان جنگ ایران و عراق و در شرایطی که نیروهای نظامی ایران پس از پیشرویهای اولیه ارتش عراق، ابتکار عمل را در جبهههای جنگ به دست گرفته و علاوه بر بازپس گرفتن مناطق اشغالی، جنگ را در خاک آن کشور دنبال میکردند؛ دولتمردان آمریکایی درصدد بودند با کشاندن پاکستان به حلقه کشورهای حامی عراق و تیره ساختن روابط این کشور با ایران، نظام انقلابی ایران را از مرزهای شرقی و غربیاش تحت فشار قرار دهند. بهطوری که حسین سلیمی رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان در گفتوگو با پایگاه خبری اتاق ایران، در روز 15 مردادماه امسال از کاهش بیش از 85 درصدی صادرات ایران به افغانستان پس از جنگ داخلی دراین کشور خبر داد.

حسین سلیمی افزود: پس از تعطیلی مرزهای گمرکی میان دو کشور که در چند مقطع در سال گذشته رخ داد، از ابتدای سالجاری نیز این مشکل تکرار شد، به گونهای که در 15 روز فروردین، امکان صادرات کالا به این کشور وجود نداشت. وی با بیان اینکه در سال گذشته با احتساب سوخت، 2.3 میلیارد دلار صادرات به افغانستان داشتهایم، گفت: اما پس از تحولات سیاسی و نظامی در این کشور، صادرات به افغانستان کاملاً متوقف شده است. وی با اشاره به اینکه حجم کلی واردات افغانستان در هر سال حدود 7 میلیارد دلار است، توضیح داد: در مجموع کالاهای صادراتی ایران سهم 36 تا 37 درصدی از بازار افغانستان دارد که رقم قابل توجهی است. این تغییر رشته سال ۹۶ یعنی دو سال قبل از نمایندگی بنده اتفاق افتاد و آنموقع اصلاً نفوذی نداشتم تا بیایم اینگونه به نفع پسر خودم کاری انجام دهم! اگرچه سلاحهای هستهای همواره به عنوان عامل اصلی «بازدارندگی» در روابط بینالملل مطرح میشوند، اما هیچ کارشناسی در هیچیک از کشورهای دارای زرادخانه هستهای، دست بردن به سلاحهای اتمی در جنگ با یک کشور دیگر را حتی بررسی (و نه پیشنهاد) هم نمیکند. مىتوان گفت موضع شوروى نسبت به جنگ طی این مقطع ناشى از دو عامل بود.اول اینکه عراق به سبب جاهطلبىهاى منطقهای خود سیاستی مستقل از شوروى در پیش گرفته بود و سعى در فاصله گرفتن از آن کشور داشت، به علاوه پیوندهاى خود را با غرب افزایش داده و حتى تماسهایى را با آمریکا به قصد عادیسازى روابط با آن کشور آغاز کرده بود.

این عامل کمک ایران به دولت افغانستان را بیشتر محتمل میکند زیرا به دنبال آغاز خروج آمریکا، تهران به دنبال ایجاد ثبات در کشور است. طالبان در صورت «توافق صلح» میتواند قدرت سیاسی قابل توجهی در افغانستان به دست آورد. احمد نور در پاسخ به این سوال که تاکنون چه توافقاتی بین دولتهای دو کشور در رابطه با مساله آب در کمیته مذکور صورت گرفته، اظهار کرد: در این مساله وارد جزئیات نمیشوم؛ اما تفاهمهای اصولی مورد قبول دو طرف بدست آمده است. این شیوه همانند روشی است که ایران در جنگ اتخاذ میکند و به رابطه نیرومند فرماندهی و کنترل اشاره دارد. مرز آن ها با پاکستان تقریبا سه برابر بزرگتر از مرز افغانستان با ایران است؛ که باعث می شود این کشور دست بالاتر را برای تاثیرگذاری در افغانستان که راهی به دریا ندارد در اختیار داشته باشد. البته هنوز موانع زیادی بر سر راه توافق صلح آمریکا و طالبان وجود دارد، با این حال زیاد غیرواقعی به نظر نمیرسد که شاهد روزی باشیم که آمریکا نیروهایش را خارج میکند و طالبان و دولت افغانستان قادر به دستیابی به توافق در طول دوره مذاکرات داخلی افغانستان نباشند.

حضور اطلاعاتی اسرائیل در منطقه خلیج فارس و همکاریهای امنیتی آن با رژیمهای عربی و ایجاد ایستگاههای جاسوسی همگی بیانگر رسیدن به یک مرحله آشوب آفرین در منطقه هستند که همه آنها از توافقهای سازش رژیمهای عربی با تلآویو ناشی میشود. در کنار شدت جنگ، حضور نیروهای خارجی ایران را قانع می کرد که پایان جنگ نزدیک است. و همچنان که اقتصاد ایران در نتیجه تحریمهای آمریکا در حال ضعیف شدن است، بازار افغانستان میتواند شریکی کلیدی برای ایران باشد؛ بازاری که شباهتهای فرهنگی، قومی و زبانیاش با ایران آن را برای معامله گران ایرانی که تشنه فرصت هستند بسیار حائز اهمیت میکند. در حقیقت این دیدگاه در پیشقدم شدن و ابتکار عمل ایران نسبت به طالبان بسیار مؤثر بوده است. در سوریه این مبارزان تحت فرمان مستقیم ایران عمل میکردند و از نیروهای دولت سوریه دستور نمیگرفتند. عراقیها از فرصت درگیری امریکا با ایران در خلیج فارس استفاده کردند و با تشدید بمباران شهرها و نفتکشها، کوشیدند با تغییر موازنه جنگ بر روی زمین و تغییر راهبرد دفاعی به حمله ، ابتکار عمل را در جنگ در دست بگیرند و با بازپس گیری مناطق تحت تصرف ایران شرایط لازم را برای پایان جنگ فراهم کنند (درودیان ، ۱۳۸۰ ش الف ، ص ۵۸).

دیدگاهتان را بنویسید